چرا حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها پشت درب آمدند
باید پشت در می آمدم !
دفاعیه ای بسیار زیبا و قرآنی برای مسئله حضور حضرت زهرا سلام الله علیها در پشت در ، هنگام هجوم شیاطین زمان به منزل ایشان
کاری از دوست عزیزمان جناب آقای جعفر پور
مقدمه :
مطالعه دقیق منابعی که از حوادث و رویدادهای پس از سقیفه بنی ساعده[۱] یاد کرده اند، ما را با حوادث ناگواری مواجه می سازد که یکی از آنها، تحقق قطعی و تردید ناپذیر «هجوم به خانه حضرت فاطمه س [2]» آن هم- دست کم- در دو نوبت مختلف که به ترتیب- از آنها با نامهای
وقایع شاخص در هجوم اول:
اوّل: تحصّن (اجتماع) تعدادی از مخالفان بیعت با ابوبکر (در خانه حضرت فاطمه س ) عبارت بودند از: حضرت علی ع، زبیر، سلمان، ابوذر، مقداد، عمّار و عباس.[۳] (مخاطب و هدف اصلی مهاجمان در هجوم اوّل، همه تحصن کنندگان و در رأس آنان زبیر بن عوام بود).
دوّم: تهدید عمر به آتش زدن خانه حضرت فاطمه س در صورت عدم خروج متحصنین از آن¬جا.[۴]
سوّم: خروج متحصّنان (به ویژه زبیر که شمشیر به دست داشت[۵] )از خانه حضرت زهرا س.
چهارم: عدم خروج حضرت علی۸ از خانه[۶]، به رغم خروج متحصّنان.
به نقل از ابن ابی شیبه؛ پس از تهدید عمر، تحصّن کنندگان نزد حضرت فاطمه س گرد آمدند. آن حضرت فرمود: دیدید که عمر پیش من آمد و به خدا سوگند خورد که اگر نزد من باز گردید، خانه را بر سرتان به آتش می¬کشد. قسم به خدا او به آنچه قسم خورده، عمل می¬کند «فَانصَرِفوا راشدینَ»؛ پس به صلاح دید خود عمل کنید و نزد من باز نگردید [از ادامه تحصّن دست بردارید] آن¬ها از وی فاصله گرفتند و نزدش باز نگشتند تا زمانی که با ابوبکر بیعت کردند.[۷]
اقدامات حضرت فاطمه س و حضرت علی ع پس از هجوم اوّل و غصب فدک:
۱٫ گریه کردن در فراق پدر (و به عنوان اعتراض به غاصبین) در خانه و بیت الاحزان[۸] و قبرستان اُحد[۹]؛ ۲٫ ارائه سند پیامبر ص در مورد فدک[۱۰]؛ ۳٫ احتجاج مفصل حضرت فاطمه س در مجلس ابوبکر و عمر[۱۱]؛ ۴٫ آوردن شاهدان بر ملکیت فدک و رد کردن آنها توسط عمر و پاسخ نهایی امیرالمؤمنین۸ درباره شاهدان؛ ۵٫ احتجاج خصوصی حضرت فاطمهh بر ابوبکر و گرفتن سند و پاره کردن آن توسط عمر[۱۲]؛ ۶٫ استنصار و یاری طلبیدن شبانه از مهاجرین و انصار[۱۳]؛ ۷٫احتجاج مفصّل امیرالمؤمنین ع با ابوبکر و عمر در مسجد[۱۴]؛ ۸٫ خطابه حضرت فاطمه س در مسجد[۱۵]؛ ۹٫ نامه امیرالمؤمنین ع به ابوبکر درباره غصب فدک[۱۶].
نکته: پس از احتجاج امیرالمؤمنین ع در مسجد، غاصبین تصمیم بر قتل آن حضرت گرفتند که در اجرای آن ناکام ماندند. [۱۷]
غاصبین در مقابل این اقدامات تصمیم گرفتند برای اخذ بیعت از امیرالمؤمنین۸به خانه حضرت فاطمه س هجوم بیاورند. بلاذری مینویسد: ابوبکر در زمانی که علی از بیت خودداری نمود، عمر را نزد وی فرستاده گفت: او را به سختترین وضع نزد من بیاورید؛ (إِئْتِنی بِهِ بِأَعْنَفِ الْعُنْفِ).[۱۸]
وقایع شاخص¬ در هجوم دوّم (هجوم اصلی)
اوّل: تنها بودن اهل بیت ع و خالی بودن خانه حضرت فاطمه س از یاران حضرت علی ع ( مخاطب و هدف اصلی مهاجمان در هجوم اصلی، امیرالمؤمنین ع بود).
دوّم: بیرون کشاندن اجباری حضرت علی ع از خانه توسط مهاجمان و تهدید ایشان به قتل.[۱۹]
سوّم: به آتش کشیدن درب خانه حضرت زهرا س توسط مهاجمان.[۲۰]
چهارم: ایراد ضرب و جرح به حضرت زهرا س توسط مهاجمان.[۲۱]
لازم به یادآوری است که هرچند شاخص¬های سوم و چهارم، از زمره مهم¬ترین رخدادهای «هجوم اصلی» به شمار می-روند، اما در منابع اهل سنّت، حذف و تحریف شده¬اند، به گونه¬ای که تنها ردّ پاهای کم رنگی از آن¬ها باقی مانده است. همچنین خاطر نشان می¬گردد که: وجود پاره¬ای حوادث مشترک میان هر دو هجوم (مانند تهدید به آتش زدن و ورود خشونت¬بار مهاجمان به داخل خانه، که در هر دو هجوم به وقوع پیوسته¬اند)، گاه «به طور طبیعی و ناخواسته و یا دانسته و مغرضانه» موجبات ادغام نقل¬های «هجوم اول» و «هجوم اصلی» در یکدیگر را فراهم آورده است.
پس از این مقدمه- در هجوم اصلی به خانه حضرت فاطمه س در صورت حضور حضرت علی ع در خانه، چرا حضرت زهرا س پشت درب آمدند؟
هر چند دلیل قطعی این موضوع را فقط خود معصوم میداند، و برای ما به طور حتم ثابت نیست، ولی برای پاسخ به این پرسش، با توجه به آیات و روایات، این گونه میتوان گفت: که حضرت فاطمه س به وظیفه و مأموریت خویش، به نحو احسن جامۀ عمل پوشاندند.
آیهٴ اول: )النَّبِی أَوْلَی بِالمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنفُسِهِمْ( ؛ پیامبر بر مؤمنان از خودشان سزاوارتر است.
با توجه به این آیه، جان پیامبر خدا ص آن قدر با ارزش است که اگر در خطر بیفتد، سزاوار است همهٴ مؤمنان، جان خود را فدای جان رسول خدا ص کنند، چنانکه سربازِ جان بر کفِ ایشان یعنی امیرالمؤمنین یعسوب الدین حضرت علی۸ بارها جان خود را فدای پیامبرص کردند که برجستهترین آنها در ماجرای لیلة المبیت[۲۲] و هنگام فرار مسلمانان در جنگ احد روی داد[۲۳] که حضرت علی ع تا سرحدّ جان، شجاعانه از جان رسول خدا ص دفاع کرد و …
سؤال: چه کسی پس از پیامبر خدا ص نسبت به مؤمنان سزاوارتر است؟
آیات زیر، پاسخ این سوال را روشن¬تر بیان می¬کنند:
آیهٴ دوم: )إِنَّمَا وَلِیکُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یقِیمُونَ الصَّلاَةَ وَیؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَهُمْ رَاکِعُونَ([۲۴] ولی شما، تنها خدا و پیامبر اوست و کسانی که ایمان آوردهاند: همان کسانی که نماز برپا میدارند و در حال رکوع زکات میدهند.
مرحوم علاّمهٴ امینی در کتاب ارزشمند «الغدیر» نزول این آیه را در حق علیبنابیطالب اعلام داشته و از شصت و شش منبع اهل سنّت نقل کرده است از جمله کتابهای تفسیر: الدرّ المنثور سیوطی، تفسیر کبیر (مفاتیح الغیب) فخررازی، تفسیر کشاف زمخشری و …
با توجه به آیه ولایت، )إِنَّمَا( که از أدات حصر[۲۵] است، ولایت را فقط برای خدا، رسول و حضرت علی ع اختصاص میدهد؛ بنابراین ولایتی را که خداوند برای رسول خدا ص قرار داده، همان ولایت را برای حضرت علی ع اختصاص داده است.
آیه سوم: )فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِن بَعْدِمَا جَاءَکَ مِنَ العِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَکُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِل فَنَجْعَلْ لَعْنَةَ اللّهِ عَلَی الکَاذِبِینَ([۲۶]؛ پس هر که در این [باره] پس از دانشی که تو را [حاصل] آمده با تو ستیزه و جدل کند، بگو: «بیایید پسرانمان و پسرانتان، و زنانمان و زنانتان، و ما نفوسمان را و شما نفوستان را دعوت کنیم، سپس [به درگاه خدا] دعا و زاری کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم».
خداوند متعال در آیه مباهله، حضرت علی ع را به عنوان نفس رسول خدا ص معرفی کرده است.
قاضی ایجی در کتاب «مواقف» و جرجانی در شرح مواقف، تصریح کردهاند که این آیه، دلالت بر مساوات پیامبرx با حضرت علی ع در تمام مقامات و فضایل به جز نبوّت دارد[۲۷]؛ و این آیه بهترین دلیل بر علوّ شأن و مرتبهٴ امیرالمؤمنین حضرت علی ع است.
نتیجه: حضرت علی ع که با توجه به آیهٴ مباهله، نفس و جان رسول خدا ص است و به استناد آیهٴ ولایت، ولایت ایشان همان ولایت رسول خدا ص است؛ بنابراین سزاوار است که جان ولی خدا یعنی حضرت علی ع مثل جان رسول خدا ص در صورت به خطر افتادن توسط همهٴ مؤمنان حفظ شود و آنها جان خود را فدای جان امیرالمؤمنین ع کنند؛ در هنگام هجوم به بیت، تنها سرباز جان برکف ایشان، حضرت فاطمه س بود که به این وظیفه و تکلیف الهی خود عمل کرد؛ زیرا تکلیف حضرت زهرا س این بود که از مقام امامت و ولایت دفاع کند و بر آنچه او را ناراحت و خشمگین می سازد، صبر کند که به خوبی به این تکلیف جامهٴ عمل پوشاند.
روایت اوّل: عیسی بن مستفاد میگوید: از امام کاظم۸ پرسیدم آیا درآن وصیت [رسول خدا ص ] سخنی از غصب خلافت و پیشی گرفتن دیگران بر امیرمؤمنان ع به میان آمد؟ حضرت فرمود: آری، به خدا سوگند نکته به نکته رویدادها بیان شده بود. پیامبر خدا ص به امیرمؤمنان ع و حضرت فاطمه س فرمودند: آیاآنچه که شما را به انجام آن مأمور کردم، فهمیدید و پذیرفتید؟ آن دو فرمودند: «بَلَىٰ وَ صَبَرْنٰا عَلىٰ مَا سٰاءَنٰا وَغَاضَنٰا»؛ آری و بر آنچه ما را ناراحت و خشمگین میسازد، صبر می کنیم[۲۸].
روایت دوّم: [در حال احتضار] پیامبر خدا ص سر بلند کرد و دست فاطمه س را در دست امیر مؤمنان ع نهاد و فرمود: … یا علی! هر آنچه فاطمه امر کند، به انجام رسان؛ جبرئیل دستوراتی آورده که من به او گفته ام! [۲۹]
از این رو، دلیل پرهیز امام علی ع از جهاد شهادت طلبانه، سرّ حمایتها تا سرحدّ جان و دفاعِ خونبار حضرت فاطمه س از امیرالمؤمنین ع در هجوم اصلی به بیت، در این نکته کلیدی میتوان یافت که «حفظ اسلام از خطر نابودی و ارتداد و بازگشت به قبل از اسلام» منوط به «حفظ جان حضرت علی ع بود»؛ هیچکس مانند حضرت صدیقه طاهره این حقیقت قرآنی را نمیدانست و نمیتوانست درک کند؛ از این رو وقتی متوجه وجود خطر برای مولای خویش از سوئی و وجوب حفظ جان ولی زمان به دلیل سزاواری بر جان همهٴ مؤمنان از سوی دیگر شد، بر خود واجب دانست برای حفظ جان و نفسِ رسول خدا ص یعنی امیرالمؤمنین حضرت علی ع ، پشت در بیایند و اینچنین جاننثاری نمایند.
لازم به ذکر است که این مهاجمان بودند که با حکم خدا مخالفت کردند و اینگونه پارهٴ تن رسول خدا ص را مورد ضرب و جرح و آزار و اذیت قرار دادند. همان کوثر قرآنی که پیامبر خدا ص دربارهٴ ایشان فرمودند: «فَإِنَّما هی بَضْعَةٌ مِنّی، یریبُنی ما أرابَهٰا وَیؤْذینی مٰا آذاها»؛ همانا او [فاطمه] پارهٴ تن من است، هر که او را پریشان خاطر کند مرا پریشان خاطر کرده و هر که او را بیازرد مرا آزرده است.[۳۰]
و قرآن دربارهٴ آزاردهندگان خدا و رسولش اینگونه میفرماید: )إِنَّ الَّذِینَ یؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِی الدُّنْیا وَالآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَاباً مُّهِیناً([۳۱]؛ بیگمان کسانی که خدا و پیامبر او را آزار میرسانند، خدا آنان را در دنیا و آخرت لعنت[۳۲] کرده و برایشان عذابی خفّتآور آماده ساخته است.
از مصادیق آزار و اذیت رسول خدا ع در قرآن، این است که میفرماید: )یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاَ تَدْخُلُوا بُیوتَ النَّبِی إِلَّا أَن یؤْذَنَ لَکُمْ إِلَی طَعَامٍ غَیرَ نَاظِرِینَ إِنَاهُ وَلکِنْ إِذَا دُعِیتُمْ فَادْخُلُوا فَإِذَا طَعِمْتُمْ فَانتَشِرُوا وَلاَ مُسْتَأْنِسِینَ لِحَدِیثٍ إِنَّ ذلِکُمْ کَانَ یؤْذِی النَّبِی فَیسْتَحْی مِنکُمْ وَاللَّهُ لاَ یسْتَحْی مِنَ الحَقِّ وَإِذَا سَالتُمُوهنَّ مَتَاعاً فَسْأَلُوهُنَّ مِن وَرَاءِ حِجَابٍ ذلِکُمْ أَطْهَر لِقُلُوبِکُمْ وَقُلُوبِهِنَّ وَمَا کَانَ لَکُمْ أَن تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلاَ أَن تَنکِحُوا أَزْوَاجَهُ مِن بَعْدِهِ أَبَداً إِنَّ ذلِکُمْ کَانَ عِندَ اللَّهِ عَظِیماً([۳۳] ای کسانی که ایمان آوردهاید، داخل اتاقهای پیامبر نشوید، مگر آنکه برای [خوردن] طعامی به شما اجازه داده شود، [آن هم] بیآنکه در انتظار پخته شدن آن باشید ولی هنگامی که دعوت شدید، داخل گردید، ووقتی غذا خوردید، پراکنده شوید بیآنکه سرگرم سخنی گردید. این [رفتار] شما پیامبر را آزار میدهد و[لی] از شما شرم میدارد، و حال آنکه خدا از حق [گوئی] شرم نمیکند،و چون از زنان [پیامبر] چیزی خواستید از پشت پرده از آنان بخواهید، این برای دلهای شما و دلهای آنان پاکیزهتر است، و شما حق ندارید رسول خدا را برنجانید، و مطلقاً [نباید] زنانش را پس از [مرگ] او به نکاح خود درآورید، چرا که این [کار] نزد خدا همواره [گناهی] بزرگ است.
با توجه به این آیه، اهل انصاف و دقت، به دو سوال زیر چه پاسخی می¬دهند:
۱٫ آیا مهاجمان در هنگام هجوم به خانه حضرت فاطمه س (که جزء بیوت النبی است) اجازه گرفتند؟!
۲٫ در صورتی که از نظر قرآن سخن گفتن در منزل (محضر) رسول خدا ص ، مصداق آزار و اذیت پیامبر ص است، آیا آزار و اذیت پارهٴ تن ایشان ـ حضرت فاطمه س ـ مصداق آزار و اذیت رسول خدا ص نیست؟!
[۱] . سقیفۀ مشهور در تاریخ، محل اجتماع قبیله خزرج از انصار مدینه بوده و رئیس آنان سعد بن عباده بوده است. پس از بیعت مردم با ابوبکر در سقیفه، حضرت علی ۸ آیات ۱-۴ سوره عنکبوت را قرائت کردند.
۲٫ حداقل هفده نفر از علماء و دانشمندان بزرگ اهل سنّت، هجوم را در کتب خود نقل کرده¬اند از جمله: ابن قتیبه دینوری در الامامة والسیاسة، ج ۱، ص ۲۴؛ ابن عبد ربّه اندلسی؛ در العقد الفرید، ج ۴، ص ۲۵۰؛ ذهبی در تاریخ اسلام، ج ۳، ص ۱۱۷-۱۱۸٫
.۱ العقد الفرید، ابن عبد ربّه، ج ۴، ص ۲۴۲٫
.۲ المصنّف، ابن ابی شیبه، ج ۷، ص ۴۳۳، رقم ۳۷۰۳۴؛ ابن ابی شیبه استاد بخاری است!
.۳ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج ۲، ص ۲۱٫
.۴ الامامة و السیاسة، ابن قتیبه دینوری، ج ۱، ص ۱۲٫
.۵ المصنّف، ابن ابی شیبه، ج ۸، ص ۵۷۲، رقم ۴٫
.۶ بحار الانوار، ج ۴۳، ص ۱۷۴-۱۸۰٫
.۷ بیت الاحزان، شیخ عباس قمی، ص ۲۲۷٫
.۸ بحارالانوار، ج ۲۱، ص ۲۳٫
.۱ بحارالانوار ، ج ۲۹، ص ۱۳۴، ۱۹۴-۱۹۹، (اسرار آل محمدb،، سلیم بن قیس، ج ۲، ص ۸۶۸٫
.۲ بحارالانوار، ج ۲۹، ص ۱۹۲، و ج ۴۸، ص ۱۵۷٫
.۳شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج ۶، ص ۲۸؛ الامامة و السیاسة، ج ۱، ص ۱۲٫[۱۳]
.۴ بحارالانوار، ج ۲۹، ص ۱۸۹-۱۹۵٫
.۵ اسنادی که تاکنون به دست ما رسیده و خطبه را به صورت کامل نقل کرده، بیست و سه سند است که این اسناد در بیست منبع مهم به دست آمده است؛ از جمله: بلاغات النساء ابن طیفور؛ دلائل الامامه، طبری شیعی؛ الاحتجاج، طبرسی و. …
.۶ بحار الانوار، ج ۲۹، ص ۱۴۰، ح ۳۰٫
.۷اسرار آل محمد b، ج ۲، ص ۸۷۱-۸۷۳؛ بحارالانوار، ج ۲، ص ۳۰۶٫
۸٫ انساب الاشراف، ج ۱، ص ۵۸۷٫
.۱ انساب الاشراف ، ص ۵۶۷٫
.۲اسرار آل محمدb ؛ (ترجمه کتاب سلیم بن قیس)، ص ۲۲۵-۲۳۱؛ الاحتجاج، طبرسی، ج ۱، ص ۲۱۰-۲۱۶٫
.۳ در بعضی از روایات که از طریق اهل سنت از زبان حضرت فاطمهh نقل شده این گونه آمده است: «مبادا کسی [پس از مرگم]، پوشش روی کتف مرا کنار بزند!!» الطبقات الکبری، ابن سعد، ج ۸، ص ۱۸، الاصابه، ابن حجر،ج ۸، ص ۵۸٫
[۲۲]. سوره بقره، آیه ۲۰۷؛ ماجرای خوابیدن حضرت علی۸ در بستر پیامبرx در شب هجرت از مکه به مدینه.
[۲۳]. سوره آلعمران، آیه ۱۵۸٫
[۲۴]. سوره مائده، آیه ۵۵، آیه ولایت.
[۲۵] . فخر رازی در تفسیر “مفاتیح الغیب”، ذیل آیه ۱۱۰، سوره کهف، إنما و أنما را از ادات حصر می داند.
[۲۶]. سوره آلعمران، آیه ۶۱؛ آیه مباهله.
[۲۷]. شرح مواقف، ج ۸، ص ۳۶۸٫
[۲۸]. کافی، ج ۱، ص ۲۸۱؛ الطرف، سیدبنطاووس، ص۲۲ ـ ۲۴٫
[۲۹]. الطرف، ص ۲۹ ـ ۳۰؛ بحارالانوار، ج ۲۲، ص ۴۸۴ ـ ۴۸۵٫
[۳۰]. صحیح بخاری، کتاب فرض الخمس، باب (ما ذکر من درع النبیx )، رقم ۳۱۱۰؛ صحیح مسلم، کتاب فضائل الصحابه، باب (ومن فضائل فاطمه)، ج ۴، ص ۱۹۰۲، رقم ۲۴۴۹٫
[۳۱]. سوره احزاب، آیه ۵۷٫
[۳۲]. لعن در ۳۸ آیه و ۴۱ مورد از آیات قرآن آمده است.
[۳۳]. سوره احزاب، آیه ۵۳٫
دفاعیه ای بسیار زیبا و قرآنی برای مسئله حضور حضرت زهرا سلام الله علیها در پشت در ، هنگام هجوم شیاطین زمان به منزل ایشان
کاری از دوست عزیزمان جناب آقای جعفر پور
مقدمه :
مطالعه دقیق منابعی که از حوادث و رویدادهای پس از سقیفه بنی ساعده[۱] یاد کرده اند، ما را با حوادث ناگواری مواجه می سازد که یکی از آنها، تحقق قطعی و تردید ناپذیر «هجوم به خانه حضرت فاطمه س [2]» آن هم- دست کم- در دو نوبت مختلف که به ترتیب- از آنها با نامهای
«هجوم اول؛ هجوم منجر به شکست تحصّن» و
«هجوم اصلی (دوم)؛ هجوم منجر به وقوع آتش سوزی و ایراد ضرب و جرح به حضرت زهرا س» یاد می شود.
وقایع شاخص در هجوم اول:
اوّل: تحصّن (اجتماع) تعدادی از مخالفان بیعت با ابوبکر (در خانه حضرت فاطمه س ) عبارت بودند از: حضرت علی ع، زبیر، سلمان، ابوذر، مقداد، عمّار و عباس.[۳] (مخاطب و هدف اصلی مهاجمان در هجوم اوّل، همه تحصن کنندگان و در رأس آنان زبیر بن عوام بود).
دوّم: تهدید عمر به آتش زدن خانه حضرت فاطمه س در صورت عدم خروج متحصنین از آن¬جا.[۴]
سوّم: خروج متحصّنان (به ویژه زبیر که شمشیر به دست داشت[۵] )از خانه حضرت زهرا س.
چهارم: عدم خروج حضرت علی۸ از خانه[۶]، به رغم خروج متحصّنان.
به نقل از ابن ابی شیبه؛ پس از تهدید عمر، تحصّن کنندگان نزد حضرت فاطمه س گرد آمدند. آن حضرت فرمود: دیدید که عمر پیش من آمد و به خدا سوگند خورد که اگر نزد من باز گردید، خانه را بر سرتان به آتش می¬کشد. قسم به خدا او به آنچه قسم خورده، عمل می¬کند «فَانصَرِفوا راشدینَ»؛ پس به صلاح دید خود عمل کنید و نزد من باز نگردید [از ادامه تحصّن دست بردارید] آن¬ها از وی فاصله گرفتند و نزدش باز نگشتند تا زمانی که با ابوبکر بیعت کردند.[۷]
اقدامات حضرت فاطمه س و حضرت علی ع پس از هجوم اوّل و غصب فدک:
۱٫ گریه کردن در فراق پدر (و به عنوان اعتراض به غاصبین) در خانه و بیت الاحزان[۸] و قبرستان اُحد[۹]؛ ۲٫ ارائه سند پیامبر ص در مورد فدک[۱۰]؛ ۳٫ احتجاج مفصل حضرت فاطمه س در مجلس ابوبکر و عمر[۱۱]؛ ۴٫ آوردن شاهدان بر ملکیت فدک و رد کردن آنها توسط عمر و پاسخ نهایی امیرالمؤمنین۸ درباره شاهدان؛ ۵٫ احتجاج خصوصی حضرت فاطمهh بر ابوبکر و گرفتن سند و پاره کردن آن توسط عمر[۱۲]؛ ۶٫ استنصار و یاری طلبیدن شبانه از مهاجرین و انصار[۱۳]؛ ۷٫احتجاج مفصّل امیرالمؤمنین ع با ابوبکر و عمر در مسجد[۱۴]؛ ۸٫ خطابه حضرت فاطمه س در مسجد[۱۵]؛ ۹٫ نامه امیرالمؤمنین ع به ابوبکر درباره غصب فدک[۱۶].
نکته: پس از احتجاج امیرالمؤمنین ع در مسجد، غاصبین تصمیم بر قتل آن حضرت گرفتند که در اجرای آن ناکام ماندند. [۱۷]
غاصبین در مقابل این اقدامات تصمیم گرفتند برای اخذ بیعت از امیرالمؤمنین۸به خانه حضرت فاطمه س هجوم بیاورند. بلاذری مینویسد: ابوبکر در زمانی که علی از بیت خودداری نمود، عمر را نزد وی فرستاده گفت: او را به سختترین وضع نزد من بیاورید؛ (إِئْتِنی بِهِ بِأَعْنَفِ الْعُنْفِ).[۱۸]
وقایع شاخص¬ در هجوم دوّم (هجوم اصلی)
اوّل: تنها بودن اهل بیت ع و خالی بودن خانه حضرت فاطمه س از یاران حضرت علی ع ( مخاطب و هدف اصلی مهاجمان در هجوم اصلی، امیرالمؤمنین ع بود).
دوّم: بیرون کشاندن اجباری حضرت علی ع از خانه توسط مهاجمان و تهدید ایشان به قتل.[۱۹]
سوّم: به آتش کشیدن درب خانه حضرت زهرا س توسط مهاجمان.[۲۰]
چهارم: ایراد ضرب و جرح به حضرت زهرا س توسط مهاجمان.[۲۱]
لازم به یادآوری است که هرچند شاخص¬های سوم و چهارم، از زمره مهم¬ترین رخدادهای «هجوم اصلی» به شمار می-روند، اما در منابع اهل سنّت، حذف و تحریف شده¬اند، به گونه¬ای که تنها ردّ پاهای کم رنگی از آن¬ها باقی مانده است. همچنین خاطر نشان می¬گردد که: وجود پاره¬ای حوادث مشترک میان هر دو هجوم (مانند تهدید به آتش زدن و ورود خشونت¬بار مهاجمان به داخل خانه، که در هر دو هجوم به وقوع پیوسته¬اند)، گاه «به طور طبیعی و ناخواسته و یا دانسته و مغرضانه» موجبات ادغام نقل¬های «هجوم اول» و «هجوم اصلی» در یکدیگر را فراهم آورده است.
پس از این مقدمه- در هجوم اصلی به خانه حضرت فاطمه س در صورت حضور حضرت علی ع در خانه، چرا حضرت زهرا س پشت درب آمدند؟
هر چند دلیل قطعی این موضوع را فقط خود معصوم میداند، و برای ما به طور حتم ثابت نیست، ولی برای پاسخ به این پرسش، با توجه به آیات و روایات، این گونه میتوان گفت: که حضرت فاطمه س به وظیفه و مأموریت خویش، به نحو احسن جامۀ عمل پوشاندند.
آیهٴ اول: )النَّبِی أَوْلَی بِالمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنفُسِهِمْ( ؛ پیامبر بر مؤمنان از خودشان سزاوارتر است.
با توجه به این آیه، جان پیامبر خدا ص آن قدر با ارزش است که اگر در خطر بیفتد، سزاوار است همهٴ مؤمنان، جان خود را فدای جان رسول خدا ص کنند، چنانکه سربازِ جان بر کفِ ایشان یعنی امیرالمؤمنین یعسوب الدین حضرت علی۸ بارها جان خود را فدای پیامبرص کردند که برجستهترین آنها در ماجرای لیلة المبیت[۲۲] و هنگام فرار مسلمانان در جنگ احد روی داد[۲۳] که حضرت علی ع تا سرحدّ جان، شجاعانه از جان رسول خدا ص دفاع کرد و …
سؤال: چه کسی پس از پیامبر خدا ص نسبت به مؤمنان سزاوارتر است؟
آیات زیر، پاسخ این سوال را روشن¬تر بیان می¬کنند:
آیهٴ دوم: )إِنَّمَا وَلِیکُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یقِیمُونَ الصَّلاَةَ وَیؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَهُمْ رَاکِعُونَ([۲۴] ولی شما، تنها خدا و پیامبر اوست و کسانی که ایمان آوردهاند: همان کسانی که نماز برپا میدارند و در حال رکوع زکات میدهند.
مرحوم علاّمهٴ امینی در کتاب ارزشمند «الغدیر» نزول این آیه را در حق علیبنابیطالب اعلام داشته و از شصت و شش منبع اهل سنّت نقل کرده است از جمله کتابهای تفسیر: الدرّ المنثور سیوطی، تفسیر کبیر (مفاتیح الغیب) فخررازی، تفسیر کشاف زمخشری و …
با توجه به آیه ولایت، )إِنَّمَا( که از أدات حصر[۲۵] است، ولایت را فقط برای خدا، رسول و حضرت علی ع اختصاص میدهد؛ بنابراین ولایتی را که خداوند برای رسول خدا ص قرار داده، همان ولایت را برای حضرت علی ع اختصاص داده است.
آیه سوم: )فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِن بَعْدِمَا جَاءَکَ مِنَ العِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَکُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِل فَنَجْعَلْ لَعْنَةَ اللّهِ عَلَی الکَاذِبِینَ([۲۶]؛ پس هر که در این [باره] پس از دانشی که تو را [حاصل] آمده با تو ستیزه و جدل کند، بگو: «بیایید پسرانمان و پسرانتان، و زنانمان و زنانتان، و ما نفوسمان را و شما نفوستان را دعوت کنیم، سپس [به درگاه خدا] دعا و زاری کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم».
خداوند متعال در آیه مباهله، حضرت علی ع را به عنوان نفس رسول خدا ص معرفی کرده است.
قاضی ایجی در کتاب «مواقف» و جرجانی در شرح مواقف، تصریح کردهاند که این آیه، دلالت بر مساوات پیامبرx با حضرت علی ع در تمام مقامات و فضایل به جز نبوّت دارد[۲۷]؛ و این آیه بهترین دلیل بر علوّ شأن و مرتبهٴ امیرالمؤمنین حضرت علی ع است.
نتیجه: حضرت علی ع که با توجه به آیهٴ مباهله، نفس و جان رسول خدا ص است و به استناد آیهٴ ولایت، ولایت ایشان همان ولایت رسول خدا ص است؛ بنابراین سزاوار است که جان ولی خدا یعنی حضرت علی ع مثل جان رسول خدا ص در صورت به خطر افتادن توسط همهٴ مؤمنان حفظ شود و آنها جان خود را فدای جان امیرالمؤمنین ع کنند؛ در هنگام هجوم به بیت، تنها سرباز جان برکف ایشان، حضرت فاطمه س بود که به این وظیفه و تکلیف الهی خود عمل کرد؛ زیرا تکلیف حضرت زهرا س این بود که از مقام امامت و ولایت دفاع کند و بر آنچه او را ناراحت و خشمگین می سازد، صبر کند که به خوبی به این تکلیف جامهٴ عمل پوشاند.
روایت اوّل: عیسی بن مستفاد میگوید: از امام کاظم۸ پرسیدم آیا درآن وصیت [رسول خدا ص ] سخنی از غصب خلافت و پیشی گرفتن دیگران بر امیرمؤمنان ع به میان آمد؟ حضرت فرمود: آری، به خدا سوگند نکته به نکته رویدادها بیان شده بود. پیامبر خدا ص به امیرمؤمنان ع و حضرت فاطمه س فرمودند: آیاآنچه که شما را به انجام آن مأمور کردم، فهمیدید و پذیرفتید؟ آن دو فرمودند: «بَلَىٰ وَ صَبَرْنٰا عَلىٰ مَا سٰاءَنٰا وَغَاضَنٰا»؛ آری و بر آنچه ما را ناراحت و خشمگین میسازد، صبر می کنیم[۲۸].
روایت دوّم: [در حال احتضار] پیامبر خدا ص سر بلند کرد و دست فاطمه س را در دست امیر مؤمنان ع نهاد و فرمود: … یا علی! هر آنچه فاطمه امر کند، به انجام رسان؛ جبرئیل دستوراتی آورده که من به او گفته ام! [۲۹]
از این رو، دلیل پرهیز امام علی ع از جهاد شهادت طلبانه، سرّ حمایتها تا سرحدّ جان و دفاعِ خونبار حضرت فاطمه س از امیرالمؤمنین ع در هجوم اصلی به بیت، در این نکته کلیدی میتوان یافت که «حفظ اسلام از خطر نابودی و ارتداد و بازگشت به قبل از اسلام» منوط به «حفظ جان حضرت علی ع بود»؛ هیچکس مانند حضرت صدیقه طاهره این حقیقت قرآنی را نمیدانست و نمیتوانست درک کند؛ از این رو وقتی متوجه وجود خطر برای مولای خویش از سوئی و وجوب حفظ جان ولی زمان به دلیل سزاواری بر جان همهٴ مؤمنان از سوی دیگر شد، بر خود واجب دانست برای حفظ جان و نفسِ رسول خدا ص یعنی امیرالمؤمنین حضرت علی ع ، پشت در بیایند و اینچنین جاننثاری نمایند.
لازم به ذکر است که این مهاجمان بودند که با حکم خدا مخالفت کردند و اینگونه پارهٴ تن رسول خدا ص را مورد ضرب و جرح و آزار و اذیت قرار دادند. همان کوثر قرآنی که پیامبر خدا ص دربارهٴ ایشان فرمودند: «فَإِنَّما هی بَضْعَةٌ مِنّی، یریبُنی ما أرابَهٰا وَیؤْذینی مٰا آذاها»؛ همانا او [فاطمه] پارهٴ تن من است، هر که او را پریشان خاطر کند مرا پریشان خاطر کرده و هر که او را بیازرد مرا آزرده است.[۳۰]
و قرآن دربارهٴ آزاردهندگان خدا و رسولش اینگونه میفرماید: )إِنَّ الَّذِینَ یؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِی الدُّنْیا وَالآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَاباً مُّهِیناً([۳۱]؛ بیگمان کسانی که خدا و پیامبر او را آزار میرسانند، خدا آنان را در دنیا و آخرت لعنت[۳۲] کرده و برایشان عذابی خفّتآور آماده ساخته است.
از مصادیق آزار و اذیت رسول خدا ع در قرآن، این است که میفرماید: )یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاَ تَدْخُلُوا بُیوتَ النَّبِی إِلَّا أَن یؤْذَنَ لَکُمْ إِلَی طَعَامٍ غَیرَ نَاظِرِینَ إِنَاهُ وَلکِنْ إِذَا دُعِیتُمْ فَادْخُلُوا فَإِذَا طَعِمْتُمْ فَانتَشِرُوا وَلاَ مُسْتَأْنِسِینَ لِحَدِیثٍ إِنَّ ذلِکُمْ کَانَ یؤْذِی النَّبِی فَیسْتَحْی مِنکُمْ وَاللَّهُ لاَ یسْتَحْی مِنَ الحَقِّ وَإِذَا سَالتُمُوهنَّ مَتَاعاً فَسْأَلُوهُنَّ مِن وَرَاءِ حِجَابٍ ذلِکُمْ أَطْهَر لِقُلُوبِکُمْ وَقُلُوبِهِنَّ وَمَا کَانَ لَکُمْ أَن تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلاَ أَن تَنکِحُوا أَزْوَاجَهُ مِن بَعْدِهِ أَبَداً إِنَّ ذلِکُمْ کَانَ عِندَ اللَّهِ عَظِیماً([۳۳] ای کسانی که ایمان آوردهاید، داخل اتاقهای پیامبر نشوید، مگر آنکه برای [خوردن] طعامی به شما اجازه داده شود، [آن هم] بیآنکه در انتظار پخته شدن آن باشید ولی هنگامی که دعوت شدید، داخل گردید، ووقتی غذا خوردید، پراکنده شوید بیآنکه سرگرم سخنی گردید. این [رفتار] شما پیامبر را آزار میدهد و[لی] از شما شرم میدارد، و حال آنکه خدا از حق [گوئی] شرم نمیکند،و چون از زنان [پیامبر] چیزی خواستید از پشت پرده از آنان بخواهید، این برای دلهای شما و دلهای آنان پاکیزهتر است، و شما حق ندارید رسول خدا را برنجانید، و مطلقاً [نباید] زنانش را پس از [مرگ] او به نکاح خود درآورید، چرا که این [کار] نزد خدا همواره [گناهی] بزرگ است.
با توجه به این آیه، اهل انصاف و دقت، به دو سوال زیر چه پاسخی می¬دهند:
۱٫ آیا مهاجمان در هنگام هجوم به خانه حضرت فاطمه س (که جزء بیوت النبی است) اجازه گرفتند؟!
۲٫ در صورتی که از نظر قرآن سخن گفتن در منزل (محضر) رسول خدا ص ، مصداق آزار و اذیت پیامبر ص است، آیا آزار و اذیت پارهٴ تن ایشان ـ حضرت فاطمه س ـ مصداق آزار و اذیت رسول خدا ص نیست؟!
[۱] . سقیفۀ مشهور در تاریخ، محل اجتماع قبیله خزرج از انصار مدینه بوده و رئیس آنان سعد بن عباده بوده است. پس از بیعت مردم با ابوبکر در سقیفه، حضرت علی ۸ آیات ۱-۴ سوره عنکبوت را قرائت کردند.
۲٫ حداقل هفده نفر از علماء و دانشمندان بزرگ اهل سنّت، هجوم را در کتب خود نقل کرده¬اند از جمله: ابن قتیبه دینوری در الامامة والسیاسة، ج ۱، ص ۲۴؛ ابن عبد ربّه اندلسی؛ در العقد الفرید، ج ۴، ص ۲۵۰؛ ذهبی در تاریخ اسلام، ج ۳، ص ۱۱۷-۱۱۸٫
.۱ العقد الفرید، ابن عبد ربّه، ج ۴، ص ۲۴۲٫
.۲ المصنّف، ابن ابی شیبه، ج ۷، ص ۴۳۳، رقم ۳۷۰۳۴؛ ابن ابی شیبه استاد بخاری است!
.۳ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج ۲، ص ۲۱٫
.۴ الامامة و السیاسة، ابن قتیبه دینوری، ج ۱، ص ۱۲٫
.۵ المصنّف، ابن ابی شیبه، ج ۸، ص ۵۷۲، رقم ۴٫
.۶ بحار الانوار، ج ۴۳، ص ۱۷۴-۱۸۰٫
.۷ بیت الاحزان، شیخ عباس قمی، ص ۲۲۷٫
.۸ بحارالانوار، ج ۲۱، ص ۲۳٫
.۱ بحارالانوار ، ج ۲۹، ص ۱۳۴، ۱۹۴-۱۹۹، (اسرار آل محمدb،، سلیم بن قیس، ج ۲، ص ۸۶۸٫
.۲ بحارالانوار، ج ۲۹، ص ۱۹۲، و ج ۴۸، ص ۱۵۷٫
.۳شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج ۶، ص ۲۸؛ الامامة و السیاسة، ج ۱، ص ۱۲٫[۱۳]
.۴ بحارالانوار، ج ۲۹، ص ۱۸۹-۱۹۵٫
.۵ اسنادی که تاکنون به دست ما رسیده و خطبه را به صورت کامل نقل کرده، بیست و سه سند است که این اسناد در بیست منبع مهم به دست آمده است؛ از جمله: بلاغات النساء ابن طیفور؛ دلائل الامامه، طبری شیعی؛ الاحتجاج، طبرسی و. …
.۶ بحار الانوار، ج ۲۹، ص ۱۴۰، ح ۳۰٫
.۷اسرار آل محمد b، ج ۲، ص ۸۷۱-۸۷۳؛ بحارالانوار، ج ۲، ص ۳۰۶٫
۸٫ انساب الاشراف، ج ۱، ص ۵۸۷٫
.۱ انساب الاشراف ، ص ۵۶۷٫
.۲اسرار آل محمدb ؛ (ترجمه کتاب سلیم بن قیس)، ص ۲۲۵-۲۳۱؛ الاحتجاج، طبرسی، ج ۱، ص ۲۱۰-۲۱۶٫
.۳ در بعضی از روایات که از طریق اهل سنت از زبان حضرت فاطمهh نقل شده این گونه آمده است: «مبادا کسی [پس از مرگم]، پوشش روی کتف مرا کنار بزند!!» الطبقات الکبری، ابن سعد، ج ۸، ص ۱۸، الاصابه، ابن حجر،ج ۸، ص ۵۸٫
[۲۲]. سوره بقره، آیه ۲۰۷؛ ماجرای خوابیدن حضرت علی۸ در بستر پیامبرx در شب هجرت از مکه به مدینه.
[۲۳]. سوره آلعمران، آیه ۱۵۸٫
[۲۴]. سوره مائده، آیه ۵۵، آیه ولایت.
[۲۵] . فخر رازی در تفسیر “مفاتیح الغیب”، ذیل آیه ۱۱۰، سوره کهف، إنما و أنما را از ادات حصر می داند.
[۲۶]. سوره آلعمران، آیه ۶۱؛ آیه مباهله.
[۲۷]. شرح مواقف، ج ۸، ص ۳۶۸٫
[۲۸]. کافی، ج ۱، ص ۲۸۱؛ الطرف، سیدبنطاووس، ص۲۲ ـ ۲۴٫
[۲۹]. الطرف، ص ۲۹ ـ ۳۰؛ بحارالانوار، ج ۲۲، ص ۴۸۴ ـ ۴۸۵٫
[۳۰]. صحیح بخاری، کتاب فرض الخمس، باب (ما ذکر من درع النبیx )، رقم ۳۱۱۰؛ صحیح مسلم، کتاب فضائل الصحابه، باب (ومن فضائل فاطمه)، ج ۴، ص ۱۹۰۲، رقم ۲۴۴۹٫
[۳۱]. سوره احزاب، آیه ۵۷٫
[۳۲]. لعن در ۳۸ آیه و ۴۱ مورد از آیات قرآن آمده است.
[۳۳]. سوره احزاب، آیه ۵۳٫
+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 19:6 توسط سید روح الله جیدی
|