دعا برای رفق مشکلات

آیت الله سیدان در معرفی یکی ازدعاهایی که در رفع مشکلات وارد دانسته شده است، یادآور شدند:از دعاهایی که رسیده است و در مشکلات گفته می‌شود خواندش خوب است یکی این دعا می‌باشد. در جلد 91 کتاب شریف بحارالأنوار از قول حضرت رضا (ع) نقل شده است. امام رضا (ع) خود این دعا را از حضرت علی (ع) نقل می‌کنند. می‌توان برای تمام مشکلات این دعا را خواند که عنایت خدا را بیشتر می‌سازد.

باللَّهِ‏ أَسْتَفْتِحُ‏، وَ بِاللَّهِ أَسْتَنْجِحُ، وَ بِمُحَمَّدٍ أَتَوَجَّهُ، اللَّهُمَّ سَهِّلْ لِي حُزُونَةَ أَمْرِي كُلَّهُ، وَ يَسِّرْ لِي صُعُوبَتَهُ، إِنَّكَ تَمْحُو مَا تَشَاءُ وَ تُثْبِتُ، وَ عِنْدَكَ أُمُّ الْكِتَاب‏[1]

به خدا افتتاح می کنم کار را و به وسیله خدا طلب می‌کنم موفقیت و رستگاری را و رسیدن به آن‌چه که می‌خواهم را از خدا درخواست دارم. و به واسطه محمد (ص) به پیش‌گاه خداوند توجه می‌کنم. پروردگارا دشواری کار من و سختی آن را برای من آسان گردان. همانا که تو آن‌چه را که بخواهی محو کرده و یا ثابت می‌گردانی. همانا که ام الکتاب در نزد تو می‌باشد.

 


[1] . محمدباقر بن محمدتقی المجلسی؛ بحار الأنوار لدرر أخبار أئمة الأطهار؛ الطبعة الثانیة، دار إحیاء التراث العربی، بیروت 1403 قـ ، ج 91 (تتمة کتاب الذکر و الدعاء، تتمة أبواب الدعاء،باب احراز النبی و الأئمة و عوزاتهم، باب الأحراز المرویة عن الصادق صلوات الله علیه)، ص 315

www.shafaqna.com

زنان عاشورایی

زنان سهم بزرگی در نهضت عاشورا و زنده نگه داشتن این واقعه عظیم تاریخی داشتند و بی تردید آنان توانستند با ایجاد روحیه ایثار و از خودگذشتگی و تشویق همسران و فرزندان خود و پرستاری از مجروحین، بیماران و کودکان در رساندن پیام شهدا و هدف امام حسین (علیه السلام) نقش آفرینی کنند.

از جمله این زنان که با الگو پذیری از زینب کبری (سلام الله علیها) نمونه ای والا از یک همسر، فرزند و مادر بودند و تاریخ کمتر به آنها پرداخته است، همسران "زهیر بن قین"، "ˈعبدالله بن عمیر" ،"مسلم بن عوسجه" ، "مادر وهب"، "همسر و مادر عمرو بن جناده" هستند.

ادامه نوشته

امام حسین (ع) در روز عاشورا به فرزند خود چه آموخت؟

از حضرت زین‌العابدین علیه السلام روایت شده که می‌فرمایند: "پدرم در روز عاشورا مرا به سینه خویش چسبانید و در حالی که از زخم‌هایشان خون، فوران می‌کرد، فرمود: ای فرزند! دعایی را که فاطمه علیها السلام آن را به من آموخت فراگیر، او از رسول الله صلی الله علیه و آله و آن حضرت نیز از حضرت جبرییل آن را فرا گرفته بود تا در حوائج، مهمّات، اندوه و حوادث تلخی که بر او وارد می‌شود و پیش‌آمدهای عظیمی که رخ می‌دهد آنرا بخواند."

سپس فرمود: بخوان:
 
بِحَقِّ یس وَ الْقُرآنِ الْکَرِیمِ وَ بِحَقِّ طه وَ الْقُرآنِ الْعَظِیمِ یا مَنْ یَقْدِرُ عَلَی حَوائِجِ السّائِلِینَ یا مَنْ یَعْلَمُ ما فِی الضَّمِیرَ یا مُنَفِّسَ عَنِ الُمَکُرُوبِینَ یا مُفَرِّجَ عَنِ الْمَغْمُوْمِینَ یا راحِمَ الشَّیْخِ الْکَبیرِ یا رازِقَ الطِّفْلِ الصَّغِیرِ، یا مَنْ لا یَحْتاجُ اِلَی التَّفْسِیرِ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ افْعَلْ بِی کَذا وَ کَذا به جای«و افعل بی کذا و کذا» حاجات خود را ذکر کنی.

(دعوات، قطب‌الدین راوندی، ص54)

روایتی تازه از هولوکاست مردم آفریقا

 


ادامه نوشته

اسلام ، آزادی ، بردگی

آيا آزادى در خدمت انسان است یا انسان در خدمت آزادى؟
ادامه نوشته

چگونگی هدایت و ضلالت خدا

ادامه نوشته

ايمان نياكان پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)

ادامه نوشته

زن و فمینیسم  و نگاه درست به زن

ادامه نوشته

جايگاه عقل در معارف اسلامى

ادامه نوشته

«مد؛ نیاز اجتماعی یا تقلید غربی؟»

ادامه نوشته

پاک شدن روحی در تایلند

ادامه نوشته

ارتداد و آزادى انديشه

ادامه نوشته

امام سجاد علیه السلام سید الفقها

مقام فقهى و علمى امام سجاد علیه السلام به حدى بارز و آشکار بود که ابن جوزى عنوان سید الفقهاء را به آن حضرت مى دهد. و از بسیارى نقل مى کند: ما راءینا افقه من على بن الحسین علیه السلام،یعنى ؛ ما در میان فقیهان ، داناتر و فقیه تر از امام سجاد علیه السلام نیافتیم.
ادامه نوشته

ده هزار روایت درباره امامت  اهل بیت علیهم السلام از شیعه وسنی

آیت‌الله  مظاهری در نوشتاری با استناد به کتب معتبر شیعه و سنی با تاکید بر اینکه نزدیک به ده هزار روایت از شیعه و سنی در خصوص امامت 12 نفر از اهل‌‌بیت پیامبر (ص) نقل شده است این روایات را به سه دسته تقسیم کرده است.
ادامه نوشته

تولد علام محمد باقر مجلسی

درباره ولادت «علامه محمد باقر مجلسی» آورده‏اند:

عالمی بزرگوار از اهل خراسان که با «علامه محمدتقی مجلسی» رفاقت داشت به زیارت عتبات عالیات مشرف شد. وی در اثناء بازگشت از عراق، در خواب دید که:

وارد خانه‏ای شد که پیامبر(ص) و دوازده امام معصوم(ع) همگی به ترتیب نشسته‏اند و بعد از امام دوازدهم(عج)، عالمی خراسانی نشسته است. در این موقع، علامه محمدتقی مجلسی وارد شد و شیشه گلابی آورد و پیامبر(ص) و امامان(ع) از آن گلاب استفاده کردند و به عالم خراسانی نیز گلاب دادند. آنگاه علامه مجلسی رفت و قنداقه‏ای را به دست گرفت و به خدمت رسول خدا آورد و عرض کرد: «برای این طفل دعا کنید تا خداوند عالم او را مروج دین گرداند». حضرت رسول(ص) هم آن قنداقه را گرفتند و دعا فرمودند. بعد از آن، پیامبر(ص) قنداقه را به دست علی(ع) داد و فرمود: «برای او دعا کن». آن حضرت نیز قنداقه را به دست گرفته و دعا کردند. پس از آن به دست یک‏یک امامان داده و همه آن انوار الهی دعا کردند. در آخر حضرت صاحب الامر(عج) آن را پس از دعا به دست آن عالم خراسانی داده و او نیز دعا کرد.

چون عالم خراسانی از خواب بیدار شد، به طرف اصفهان حرکت کرده و بر علامه محمدتقی مجلسی وارد شد. در آن موقع علامه شیشه گلابی آورد و آن عالم استفاده کرد. وی سپس به داخل رفت و قنداقه‏ای را آورد و به دست آن عالم داد و فرمود: «این کودک امروز متولد شده؛ شما برای او دعایی بنمایید».

آن عالم خراسانی خواب خود را به یاد آورد و برای پدر علامه مجلسی تعریف نمود.

آن قنداقه، نوزادی به نام محمدباقر بود که بعدها «علامه محمدباقر مجلسی» شد و با زحمات بسیار علوم و احادیث اهل‏بیت(ع) را زنده نگه داشت.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــ

منبع: داستان‏هایی از زندگی علماء، تألیف محمدتقی صرفی، دفتر نشر برگزیده، قم. (با تصرف و ویرایش)

آیه الله بروجردی و شاه عربستان

شاه عربستان در سفری که به ایران آمده بود و برای مرحوم آیت‌الله بروجردی هدایایی فرستاد و سپس درخواست ملاقات با معظم‌له را داشت.

مرحوم آیت‌الله بروجردی به جز چند جلد قرآن و مقداری از پرده كعبه، بقیه هدایا را بازگردانند و در خصوص وقت ملاقات نیز موافقت نكردند.

عده‌ای علت رد ملاقات را پرسیدند، مرحوم آیت‌الله بروجردی فرمودند: " اگر شاه عربستان به قم بیاید و به زیارت حضرت معصومه‌ ـ سلام الله علیها ـ نرود، توهین به آن حضرت است و من به هیچ وجه تحمل آن را ندارم

آیت‌الله‌ بروجردی چرا شاه عربستان را به حضور نپذیرفت؟

گوشه هایی از زندگی آخوند هراتی خراسانی

آن روز هم، شیخ پس از مجلس درس از برهنگی شاگردش آگاه شد و فهمید که پیراهن به تن ندارد، امر کرد پیراهنی به آخوند دهند.

دانشمند بزرگی که پیراهنی برای پوشیدن نداشت

ادامه نوشته

خودش را کتک زد تا مادرش توبه کنه

از «مرحوم آية الله حاج شيخ غلامرضا يزدى» نقل شده است که:

مادرش از کسی غیبت کرده بود. ایشان به مادرش مى گويد: «توبه كن» ؛ ولی مادر توجه نمى‏كند. آن مرد بزرگ شروع مى‏كند به زدن خود، و به مادر مى‏گويد: «تا توبه نكنى همينطور خودم را می‏زنم!» مادر که این وضع را می‏بیند دلش به حال او مى‏سوزد و برای اینکه وی بیشتر از این خودش را نزند توبه مى‏کند.

در اینجا این سؤال پیش می‏آید که: چرا حاج شیخ از مادر تقاضاى توبه كرد؟ و چه چيز او را وادار نمود كه خودش را بزند تا مادرش توبه كند؟!

پاسخ این است که: چون آن عالِم ربانی به مرحله يقين نسبت به خدا و اولياء او و نیز روز حساب و قيامت رسيده بود گويا مى‏دید که مادرش را به خاطر مخالفت با دستور الهى در جهنم عذاب مي‏كنند. محبت زياد او به مادر، او را اين چنين منقلب مى‏كند که برای نجات او از آتش جهنم به آن روش متوسل شود.

نتیجه دیگری که از این داستان می‏گیریم این است که چون در هر لحظه‏اى مرگ براى افراد امكان‏پذير است و ممکن است هر آن، فرشته مرگ ما را دریابد، شخص عاقل بايد آنچه دوست دارد كه در وقت ملاقات مرگ دارا باشد و با آن حالت به ملاقات خداوند مهربان رود نصب‏العين خویش قرار دهد و آن را كسب كند؛ و نیز آنچه دوست ندارد که خداوند وی را با آن ببیند، هر چه زودتر با توبه و کفاره، از خود دور کند.

نیت خوب در هر کاری

پيامبر اكرم صلی الله علیه وآله :  



يا أبا ذرٍّ ، لِيَكُن لَكَ في كُلِّ شَيءٍ نِيَّةٌ صالِحَةٌ ، حتّى في النَّومِ والأكلِ؛



   اى ابوذر! بايد در هر كارى انگيزه اى نيكو داشته باشى، حتى در خوابيدن و خوردن.  

 

 

 

 



حکمت نامه بسیج : ح 138

نیت خوب در هر کاری

پيامبر اكرم صلی الله علیه وآله :  



يا أبا ذرٍّ ، لِيَكُن لَكَ في كُلِّ شَيءٍ نِيَّةٌ صالِحَةٌ ، حتّى في النَّومِ والأكلِ؛



   اى ابوذر! بايد در هر كارى انگيزه اى نيكو داشته باشى، حتى در خوابيدن و خوردن.  

 

 

 

 



حکمت نامه بسیج : ح 138

دوباره زنده شدند حبیب ابن مظاهر

قطعه ای از زندگی حبیب ابن مظاهر
ادامه نوشته

من از کودکی عاشقت بوده ام

بهنگام پیری مرانم ز پیش

که صرف تو کردم جوانی خویش

الا ای جگر گوشه فاطمه

که بردی دل اهل دل را همه

کی ام من؟ که باشم هوادار تو

هوادار تو هست دادار تو

من از کودکی عاشقت بوده ام

قبولم نما گرچه آلوده ام

به عشق تو هرکس که منسوب شد

اگر بد بود عاقبت خوب شد

غمت حاصل زندگانی من

به راه تو طی شد جوانی من

من از ریزه خواران خوان تو ام

اگر چه بدم میهمان توام

به عشقت از آن دم که خو دادی ام

به چشم همه آبرو دادی ام

ز در راندگانت حسابم مکن

گدایم، کرم کن – جوابم مکن

به کوی وفا آشیانم بده

سگ خانه ام، استخوانم بده

ازین رو سپیدم بر داورم

که منهم سیاهی این لشگرم

مبادا برانی مرا از درت

به بازوی بشکسته مادرت