دانشمند موسسه شیب الخضیب

من یه مثلا میزنم براتون ، برا اینکه کلاه سرتون نره ، همه حرفامو جمعه می کنم تو یه مثال ؛ گفت در خانه اگر کس است یک حرف بس است ، همین یه مثال بسه تونه ؛ ببین آقایون ، هر مملکتی یه پایتختی داره ؛ من ایرانو مثال میزنم پایتخت ایران تهرانه ، کنار اصفهانه ، کنار اصفهان ؛ خرم آباده ؛ کنار خرم آباد کرمانشاهه ؛ کنار کرمونشاه ؛ قصر شیرینه ؛ بعد قصر شیرین کجاست ؟ مرزه ، هر مملکتی مرز داره حدود داره ؛ دشمن وقتی میخواد پایتختو بگیره و کل مملکتو تسخیر کنه از کجا شروع میکنه ؟ از مرز ؛ شهر به شهر میاد جلو ؛ برای اینکه کجا رو بگیره ؟ پایتختو .

پایتخت مراسم عزاداری برای اهل بیت خصوصا سید الشهدا ؛ اشکه، اشکه ؛ دلیلیشم می گم براتون ، بعدش سیاه پوشیه  بعدش سینه زنیه بعدش زنجیر زنیه بعدش گل مالیدنه بعدش پابرهنه دیویدن و مثل دیوانه ها یا حسین گفتنه

بعد سر شکستنه مرز سر شکستنه از خود بیخود شدنه ؛ یا حسین بره تو شیشه یا حسین بره تو ستون ؛ من دیدم این جلسات رو ؛ از خودش بیخود میشه من دیدم همچین آدمایی رو من دیدم آدمایی که اینجوری میشه ؛ واقعا نمی فهمه چی کار میکنه ؛ سرش شکستس نمی فهمه ، خدا یا به ما هم این حالتو بده ؛ به ما از این حالا بده که وقتی اسم امام حسین میاد دیوونه بشیم ؛ به خودش اومده دیده بیمارستانه ؛ بخیه خورده ؛ چی شد ؟ چرا اینجوری کردی می گفت هیچی یه لحظه پرده رفت کنار ؛ مداح داشت میگفت زینبو کتک زدن من دیدم کتک خوردن بی بی رو

دشمن برا اینکه پایتختو بگیره اشک چشم ما رو خشک کنه از مرز شروع می کنه ؛ شهرستان به شهرستان استان به استان شهر به شهر ده به ده میاد جلو تا خودشو به کجا برسونه ؟

پیرن مشکی پوشیدن برای عزای حسین و ایام عزای شیعه یکی از اون شهراست ؛ نگزارید کودتا کنن پیرن مشکیتونو بگیرن سینه زدن یکی از همون شهرستوناست ؛

میگن قلب آزار می بینه وقتی سینه میزنی ، من تا حالا یکیو ندیدم تو سینه زدن سکته کنه و بمیره اما تو کشتی گرفتن تو فوتبال توی بسکتبال تو ورزشها هزارن نفر مردن 

تا حالا ما ندیدیم البته ما دعامون اینه خدایا مرگ ما رو تو سینه زدن قرار بده ؛ خدایا مرگ ما رو تو جلسه ابی عبد الله قرار بده این همه جوون در حین فوتبال و ورزش سکته کردن و مردن چرا نمیرین رو فوتبال بگین حرامه ؟ اشکال داره ؛ مرگ تهدید می کند ؛ ضرر دارد ؛

اونا اشکال ندارد ؛ میلیارد میلیارد خرج فوتبال و ورزش میکنیم اون وقت به سینه زدن جوون که میرسه غصه قلب درد ما رو میخورین ؟ شما غصه نخورین ما آرزومونه تو سینه زدن برا حسین بمیریم  ؛ توو لخت شدنها گیر میدین ؛ که لخت میشین و وضعیت قشنگی نداره ؛ چطور شما اینقد غصه بعضی چیزا رو میخورین که اینجا جاش نیستو نمیخام اشاره کنم خودتون می فهمید یعنی چی ؛ پس چرا اجازه میدیدن تو تلویزیون بیان مراسم کشتی رو نشون بدن که تمام زندگیشونو تمام هیکلشون پیداست چطور اونجا اشکال نداره بی حیایی نمیاره چرا بشون بگید میگن طوری نیست پیرنشو نوکر امام حسین میکنه میگید چنین است و چنان است ؟ حجالت بکشید حیا کنید شما مستعمره صیونیستید و خودتون هم نمی دونید چطور فوتبالیست که شرت می پوشه و تمام پاهاش پیداست او بی حیایی نمیاره  اونوخ جوونیکه پیرنشو میکنه و میخاد سینه برا ابی عبد الله بزنه اونقتم تو اون شور تمام هیکلش پر عرقه کدوم آدم بی بته بی ریشه هرزه بی تربیت احمقی تو اون جلسه ابی عبدالله که فضا فضای یا حسینه چشمش به انحراف کشیده میشه ؟ اینا که تو جلسه امام حسین میاد بی بوته نیستند بی ریشه هم نیستند ؛ شما بی ریشه اید که غصه فحشا می خورید ؛ فحشا تو جلسه امام حسین ؟ نه شما دلتون برا دین مردم نسوخته شما میخاین در تسخیر و کودتای شهرستانهایی که دشمن رو نزدیک به پایتخت که همون اشکه میشه کمک اونا بکنین ولی ما نمیتونیم پوستمونم بکنیم حالا لباس که هیچی و الا هر چیزی که به قلب نزدیکتر باشه دستمونو می بریم چنان میزنیم رو سینمونو می گیم یا ابا عبد الله جوونیم فدات حسین سلامتیم فدات ابی عبدالله

این سنه زدن خونه تکونی کردن دله فرشو ندیدید پتو رو نیدید وقتی میخان آشغالاشو جدا کنند می تکونن ؟ فرشو رو یه بلندی میگزارن به چوب دستشون می گیرن ندیدید میزنن بهش تا آشغالاش بره اون چوب دست ماست اون فرش سینه ما وقتی میگیم یا حسین تمام آشغالای قلبمون میریزه پایین خونه تکونی میکنیم دلمونو عشقای مجازی رو از تنمون بیرون می کنیم فقط خدا میدونه تو این یا حسین گفتنا و تو این سینه زدنا چقد جوون تو همون سینه زدن توبه کرده نمازشو ادامه بده توبه کرده گناهاشو ترک کرده خونه تکونی کرده

تجربه نکردی ؟ طرف چهار ساعت میره عروسی چهار ساعت ترانه میگه میخنده میوه میخوره شیرینی میخوره بستنی می خوره شام میخوره میگه میخنده ولی وقتی از عروسی میاد بیرون انگار شونه هاش سنگینه دلش میخاد بره بگیره بخوابه روحش کدره خستس اما بچه هییتیها ما دو ساعت سینه زدن دو ساعت یک ساعت پا منبر نشستن سه ساعت تو مجلسن تا وقتی جلسه تموم میشه دلشون میخاد تا صب دور هم بشینن میگی بابا بریم میگه نه بابا کجا بریم بزار زیر خیمه ابی عبد الله باشیم شاد میشه تازه نشاط پیدا میکنه سبک میشه این خونه تکونی خودشو نشون میده دشمن دنبال اینه

چرا زنجیر میزنی ؟برا این زنجیر میزنیم که به دنیا بگیم شما نمیتونید با زنجیر فحشا اعتیاد شبهات جنایات خرافات حرفای بی اساس اتهامات بر علیه شیعه ما رو به اسیری و زنجیر بکشونید ما زنجیر نوکری حسینو به گردن داریم ما اسیر حسینیم ما اسیر زینبیم ما اسیر رقیه ایم ما اسیر علی اصغریم زنجیر نوکری گردنمونه ما قلاده گردنمونه من قبلا یکی از اشتباهاتم این بود می گفتم نگید ما سگ حسینیم چند وقت پیش استاد ما به یک دلیلی در درس اخلاق فرمود نگید ما سگ حسینیم بگید ما گدای حسینیم من تو دلم اول گفتم ها حاجا قا هم همین حرف

بعد فرمودن میدونید چرا می گم نگید سگ حسینم چون وقتی میگید سگ حسینیم خودتو خیلی بردی بالا خودتو بردی بالا نه وقتی میگی گدا راستشو گفتید چون گدا حالش اینه هر جا بیشترش بدن میره پول بش ندن فش کمش بدن غر میزنه اما سگ از در خونه ارباب او ور تر نمیره اگه ارباب سنگشم بزه دوباره میاد فهمیدید ؟ من خودم نمیتونم بگم سگ حسینم چون وفای سگ رو ندارم چون وفای سگ رو ندارم

زنجیر چرا میزنیم به دنیا اعلام می کنیم قلب ما تسخیر شده حسینه هیچ کسی نمیتونه ما رو ازین اسارت بیرون بیاره این اعلام ماس دیدید روز عاشورا زنجیرو بلند می کنند حسین بدن آدم میلرزه چرا زنجیرو بالا میکنه ؟ میگه دینا ببین هر کدوم ازین زنجیرا مال یکی ازین شهدای کربلاست هر کدوم ازیناش مال یکی از بچه های فاطمه س

برا ما طناب نمیتونید ببافید طناباتون پوسیدس سیم بوکسل هم بزنید نمیتونید ما رو بکشونید ما زنجیر زینب گردنمونه ما قلاده حسین به گردن داریم

و دومی دومین دلیلی که ما زنجیر میزنیم چرا بعضیا تو روضه میزنن تو صورتشون برا چی ؟ آقا نزن بسه نه بابا میدونی برا چی میزنه ؟ چرا زنجیر میزنیم میخایم بگیم زینبو زنجیر زدن ما هم میخایم یه ذره شو حس کنیم ؛ سیلی زدن تو صورت رقیه من باید ببینم این سیلی چطوردرد داره

گل مالدینش یا حسین گفتنش گریه کردنش

علمی که برا ابی عبد الله درست می کردن قدیمیا و زیر اون علم سینه میزدن او کسایی که میگن علم مثل صلیبه نمی فهمن از متخصص نپرسیدن هر کی مخاد باشه یه وقت یکی خیلی عالمه در فقه یکی خیلی عالمه در تاریخ و یکی خیلی ملاست در فلان تخصص علمی اما تو قصه امام حسین هرچی حالیش نی یه وقتی هم یکی آقا هیچ سواد نداره هیچی نمیدونه اسم خودشم بلد نیست بنویسه اما تو قصه امام حسین مجتهده مگه رسول ترک نبود ؟ یه تیکه گفته برا رقیه تو هیچ کتابی میدونید من بیست و پنج شیش ساله جلسه اولم مال رقیس خونم بیت الرقیه زندگیم مال این دختره خانوممو بچه هامو آبرومو همه رو از رقیه دارم نمیخام همه اون صحبتایی که برا بی بی نوشته شده خوندم ولی خیلیا شو خوندم مصیبتاشو میدونم شنیدم اما این حرف رسول ترکو هیچ کسی نزده و هیچ کسی هم نمیتونه رد کنه ولی هیچی نمیدونه اما خدا بش داده اون نمکو رو حسین بش داده برا مثال میزنم

مثل صلیبه شما صلیب میدانید خو خیلی چیزا مثل صلیبه پ قطش کنید تمام آنتنهای تلویزون که تو پشت بومهای خونه های مردمه همشون صلیبن باید بخابونیدش چطور اونا طوری نیست او وقت به امام حسین که میرسه بازی در میارید

نه مثل صلیب شما نمی فمید صلیب ینی چی اصلا علمو نمی فمید یعنی چی اون پایه ای که تو علم میره جزو علم نیست اصل علم هفتادو دو شاخس خیلی بزرگه چارده شاخه خیلی پنج شاخه نمی تونن یک دونه شاخه علم حضرت عباس برو اونا که علم میدونید اصفهان ما یکی از شهرای علم سازه یعنی هنرمندا اونجان من رفتم از تک تکشون پرسیدم آیاتیکه روی علم ها رو تیغهای علم نوشته شده و حکاکی شده آیاتیه که سر نورانی حسین خونده اون جرسها نیس ها او زنگوله ها اینا زنگوله های کاروان اسراس اون مرغه رو می بینی این مرغ مرغیه که شیعه و سنی نقل کرده روز عاشورا اومدن بالاشونو به خون حسین آغشته کرد و قصه شفای اون دختر یهودی تو مدینه شیر شیر فضه س از همه مهمتر در علم بال پر طاووسه این طاووس که بالا بالا میزنن چرا بله برا قشنگی نه نه چون المهدی طاووس اهل الجنه منتقم خون حسین امام زمان اینا همش حساب تووشه اینا همش حسابو کتاب داره به کسی توهین به پرچم پارچه ای یه مملکت بکنه هزاری براش حرف درمیاد یکی بیاد پرچم ایران رو آتیش بزنه چیکارش میکنیم ما چیکارش می کنن خب بابا پرچم مملکت عزاداری ابی عبد الله یکیش ادبه خوب بش توهین بکنین خب ریشتون کنده میشه وقتی به شعار شیعه توهین کردید و بعدم اومدین اسم صلیبو چارتا چیز دیگه بابا خو اینا بابا با امام حسین در افتادن ور افتادن داره تیشه به ریشه خودتون نزنید بعضی رو دیدم الان متاسفانه تو بعضی از شهرا من دیدم الان چند ساله مد شده پارچه مشکی دیگه نمیزنن تو جلسات ابی عبد الله سبز کردن میگیم چرا میگه مشکیه تاریک میشه دل بابا ما نباید سر خود کار کنیم امام صادق در دهه اول محرم و محرم و صفر مجلس عزا به پا میکرد برید تاریخ و بخونید و احادیثو پارچه مشکی میزد تو این رنگ مشکی حرفهاست چرا سلیقه ای میاید سفیدش می کنید و سبزش می کنید همین که میان مشکی رو میگیرن سبزش جاش میدن فردا سبزو می گیرن سرخش میکنن عقب نشینی نکن از رنگ سیاه عقب نشینی نکن از گریه کردن و سیاه پوشیدن و سینه زدن و زنجیر زدن خدا وکیلی اگر کسی بدونه این سینه زدن یعنی چی او وقت شل سینه میزنه یا چنان سینه میزنه که هر چی آشغاله تو داش بیاد بیرون وختی سیاه میزنه بفهمه داره چی کار میکنه تو همون میخ کوبیدن و سیاه زدن گریه میکنه امام صادق حد اقل تعدادی که گفتن چهار هزار شاگرد داشته امام صادق رییس مذهب اما اجازه نمی داد امام صادق کسی تو سیاه زدن و سیاه پوشی کمکش کنه خود آقا سیاه میزد خودش خرما می گرفت خودش مشک آب دست میگرفت آب میداد آقا شما بزرگید بزارید ما خودمون آب میدیم میفرمود نه نه یه یادی از عمو عباسم بکنم مردم آب دادن امام صادقو میدیدن گریه می کردن آقا بزارید ما مشکی بزنیم می فرمود نه نه میخام تو این ثواب خودم شریک باشم خودم این کارو بکنم نگیرن ازتون صیونیست داره رو این قصه کار میکنه

وصیت نامه

وصیت ما به همه اینه دم مردنمون 

واسه وداع جنازمونو بیارن هیاتمون 

همراه قرآن بالای جنازمون شور بگیرن 

تو تشییع ما از نور ذکر حسین نور بگیرن 

وقتی که ما رو میشورن یه روضه آب بخونن

یا از بی غسل و بی کفن بودن ارباب بخونن 

اگه کنار قبرمون روضه باشه غم نداریم 

زیر لحد تو جواب فرشته ها کم نداریم 

ما تو کلاس عاشقی غیر حسین درس نداریم 

نماز وحشت نمیخایم ما با حسین ترس نداریم 





جواب امام حسین علیه السلام به جوان

عنايت امام حسين علیه السلام به سبب احترام والدين

از يكي از علماي نجف نقل شده كه : يك شب درخواب ديدم در حرم مطهّر امام حسين نشسته‌ام. جواني از در حرم وارد شد و با لبخند و تبسّم به امام حسين سلام‌كرد. در عالم خواب ديدم امام حسين هم با تبسّم به او جواب داد! از خواب بيدار شدم و در فكر فرو رفتم .فردا شب كه شب جمعه بود به حرم مطهّر رفتم و در گوشه‌اي ايستادم . ديدم همان جواني كه در خواب ديده بودم آمد كنار ضريح رفت و با تبسّم سلام كرد . تبسّم او را ديدم امّا چون بيدار بودم تبسّم امام حسين را نديدم ! پس از زيارت از حرم بيرون رفت و من دنبالش‌رفتم. سلام كردم و گفتم : مي‌خواهم بدانم چرا با تبسّم و لبخند به امام حسين سلام كردي ؟! سرّش چيست ؟ صورت خوابم را هم برايش گفتم. تأمّلي كرد و با تبسّم گفت : من پدر و مادر پيري دارم. در چند فرسخي كربلا زندگي مي‌كنيم . من عادتم بر اين است كه هر شب جمعه براي زيارت مي‌آيم ويك هفته پدر را سوار بر الاغ مي‌آورم ويك هفته مادررا . يك شب جمعه كه نوبت پدرم بود سوارش كردم كه بياورم . مادر نيز التماس كرد كه مرا هم ببر . گفتم : مادر هوا سرد و باراني است. نمي‌توانم دو نفرتان را ببرم ، نوبت شما هفته‌ي بعد است . ديدم سخت منقلب شد و به گريه افتاد و گفت : من كه اميد زنده ماندن تا هفته‌ي بعد ندارم. مرا هم بايد ببري ! گفتم : بسيار خوب . پدر را به چهار پا سوار كردم و مادر را هم به دوش خود گرفتم واين چندفرسخ راه را در هواي باراني تا كربلابه همين كيفيّت طيّ كرديم . وقتي رسيديم روبه حرم رفتم در حالي كه دست پدر به دستم بود و مادر به دوشم . با همين حال وارد حرم شدم. تا وارد شدم امام حسين را كنار ضريح ديدم ؛ سلام كردم . امام كه مرا به اين حال ديدند لبخندي به من زدند و جواب سلامم را دادند. حالا از آن شب به بعد هر شب جمعه كه به زيارت مي آيم ؛ امام را كنار ضريح مي بينم با تبسّم سلام مي كنم امام هم با تبسّم جواب مي دهد!

آئينه باش و جمال پري طلعتان طلب       جاروب كن خانه و آنگاه ميهمان طلب

شعر بعد ازمرگ و عالم قبرو سوال نکیر و منکر و امام حسین علیه السلام

خواب دیدم خواب اینكه مرده ام

خواب دیدم خسته و افسرده ام

روی من خروارها از خاك بود
...

وای قبر من چه وحشتناك بود

تا میان گور رفتم دل گرفت

قبر كن سنگ لحد را گل گرفت

ناله می كردم ولیكن بی جواب

تشنه بودم تشنه یك جرعه آب

بالش زیر سرم از سنگ بود

غرق وحشت سوت و كور و تنگ بود

خسته بودم هیچ كس یارم نشد

زان میان یك تن خریدارم نشد
ادامه نوشته

شیطان و تشکیک در عزاداری»

قَالَ الإِمَامُ زَينُ العَابِدِينَ عليه السلام: لَقَدْ قَالَ لَنَا رَسُولُ اللَّهِ صلی الله عليه و آله حِينَ أَخْبَرَنَا بِهَذَا الْ...خَبَرِ: إِنَّ إِبْلِيسَ لَعَنَهُ اللَّهُ فِي ذَلِكَ الْيَوْمِ يَطِيرُ فَرَحاً فَيَجُولُ الْأَرْضَ كُلَّهَا بِشَيَاطِينِهِ وَ عَفَارِيتِهِ فَيَقُولُ يَا مَعَاشِرَ الشَّيَاطِينِ قَدْ أَدْرَكْنَا مِنْ ذُرِّيَّةِ آدَمَ الطَّلِبَةَ وَ بَلَغْنَا فِي هَلَاكِهِمْ الْغَايَةَ وَ أَوْرَثْنَاهُمُ النَّارَ إِلَّا مَنِ اعْتَصَمَ بِهَذِهِ الْعِصَابَةِ فَاجْعَلُوا شُغُلَكُمْ بِتَشْكِيكِ النَّاسِ فِيهِمْ وَ حَمْلِهِمْ عَلَى عَدَاوَتِهِمْ وَ إِغْرَائِهِم بِهِمْ وَ أَوْلِيَائِهِمْ حَتَّى تَسْتَحْكِمُوا ضَلَالَةَ الْخَلْقِ وَ كُفْرَهُمْ وَ لَا يَنْجُو مِنْهُمْ نَاجٍ وَ لَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ إِبْلِيسُ وَ هُوَ كَذُوب...
..
امام زین العابدین علیه السلام فرمودند:
رسول خدا صلی الله علیه و آله هنگامی که خبر شهادت امام حسین علیه السلام را داده فرمودند: ابليس لعنه اللّه در آن روز از خوشحالى به پرواز در می آید و در تمام نقاط زمین دستياران و عفريتهايش را فرا خوانده و به آنها مىگويد:
اى جماعت شياطين! طلب و تقاص خود را از فرزند آدم گرفته و در هلاكت ايشان به نهايت آرزوى خود رسيدیم و آتش دوزخ را نصيب ايشان نموديم، مگر آن كسانى كه به اين جماعت (یعنی اهل بیت پیامبر) بپيوندند؛ از اين رو سعى كنيد نسبت به ايشان در مردم تشكيك ايجاد كرده و آنها را بر دشمنى ايشان واداريد تا بدين وسيله گمراهى مردم و كفرشان مسلّم و محقق شده و نجات دهنده اى بر ايشان بهم نرسد، (آن گاه حضرت فرمودند:) ابليس با اينكه بسيار دروغگو و كاذب است اما این کلام را به ایشان راست گفت...

(کامل الزیارات ص 266 باب 88 حدیث 1)

توماس کارلیل : امام حسین علیه السلام پیروز بود نه یزید

توماس كارليل، الفيلسوف والمؤرخ الإنجليزي : ((أسمى درس نتعلمه من مأساة كربلاء هو أن الحسين وأنصاره كان لهم إيمان راسخ بالله، وقد أثبتوا بعملهم ذاك أن التفوق العددي لا أهمية له حين المواجهة بين الحقّ والباطل والذي أثار دهشتي هو انتصار الحسين رغم قلّة الفئة التي كانت معه.))

توماس كارليل فیلسوف و تاریخ نگار انگلیسی گوید :
(( بالاترین درسی که از عاشورا و از امام حسین ع می توان گرفت این است که امام حسین ع و یاران ایشان ایمانی راسخ و باور و یقینی استوار به پرودگار متعال داشتند و حقیقتاً اثبات کردند که هنگامی که نبرد میان حق و باطل است، کمی عدد و قلّت یاران هیچ اثری در عزم راسخ و ایمان اهل ایمان ندارد و آنچه که مرا بسیار شگفت زده می کند این است که در حقیقت و در واقع حسین ع و اصحاب اندک او بودند که پیروز این نبرد بودند و نام و راه ایشان باقی مانده است. ))

گاندی و امام حسین علیه السلام

غاندي، زعيم الهند : ((لقد طالعت بدقة حياة الإمام الحسين، شهيد الإسلام الكبير، ودققت النظر في صفحات كربلاء وإتضح لي أن الهند إذا أرادت إحراز النصر، فلابد لها من إقتفاء سيرة الإمام الحسين.))

رهبر هند گاندی گوید :
(( با دقت فراوانی زندگانی بزرگترین شهید اسلام یعنی امام حسین ع را مطالعه کردم و و در ورق ورق تاریخ کربلا جستجو و دقت نمودم و برایم روشن و آشکار گشت که اگر ملت هند بخواهد در برابر دشمنان و استعمارگران به پیروزی دست یابد هیچ راهی ندارد مگر اینکه قدم به قدم از سیره و از روش امام حسین ع تبعیت و پیروی کند.))

عظمت عزای امام حسین علیه السلام از زبان مسیحی

الكاتب توماس ماساريك : ((على الرغم من ان القساوسة لدينا يؤثرون على مشاعر الناس عبر ذكر مصائب المسيح الا انك لاتجد لدى اتباع المسيح ذلك الحماس والانفعال الذي تجده لدى اتباع الحسين عليه السلام. ويبدو ان سبب ذلك يعود إلى ان مصائب الحسين عليه السلام لاتمثل الا قشّة امام طود عظيم.))

توماس ماساریک نویسنده ی مسیحی گوید :
(( اگر چه کشیشان مسیحی با ذکر مصائب مسیح بر احساست و عواطف مسیحیان تأثیر می گذارند، امّا هیچگاه مانند شور و حماسه و انفعال و تأثیری که ذکر مصیبت های امام حسین ع بر ارادتمندان به حضرتش دارد، نمی باشد و این اثر گذاری عمیق و شور و احساسات و عواطفی که با ذکر مصیبت امام حسین ع پدیدار می گردد به این جهت است که همه ی مصیبت ها در مقابل مصیبت و عظمت او همچون پرکاهی در مقایسه با کوهی عظیم است ))

اگر حسین علیه السلام مال مسیحیان بود

انطوان بارا، مسيحي : ((لو كان الحسين منا لنشرنا له في كل ارض راية، ولأقمنا له في كل ارض منبر، ولدعونا الناس إلى المسيحية بإسم الحسين.))

آنتوآن بارا نوسينده ي مسيحي كتاب « السین فی الفکر المسیحی » گوید :
(اگر ما مسیحیان شخصیتی مانند امام حسین ع داشتیم در همه ی زمین رایت و پرچم او را بر می افراشتیم و در هر گوشه ای از این کره ی خاکی منبری به یاد او بنا می کردم و همه ی مردم را به اسم او به مسیحیت دعوت می کردیم .)

بحر طویل امام حسین امام زمان علیهما السلام

عصر يك جمعه دلگير، دلم گفت
بگويم بنويسم كه چرا عشق به انسان
نرسيده است؟ چرا آب به گلدان نرسيده
است؟ چرا لحظه ي باران نرسيده است؟ و
هر كس كه در اين خشكي دوران به لبش
جان نرسيده است، به ايمان نرسيده است
و غم عشق به پايان نرسيده است. بگو
حافظ دل خسته ز شيراز بيايد بنويسد
كه هنوز هم كه هنوز است چرا يوسف گم
گشته به كنعان نرسيده است؟ دل عشق
ترك خورد; گل زخم نمك خورد; زمين
مرد، زمان بر سر دوشش غم و اندوه به
انبوه فقط برد، زمين مرد، زمين
مرد، خداوند گواه است، دلم چشم به راه
است; و در حسرت يك پلك نگاه
است; ولي حيف نصيبم فقط آه است
و همين آه خدايا برسد كاش به جايي;
برسد كاش صدايم به صدايي...
عصر اين جمعه ي دلگير وجود تو كنار
دل هر بيدل آشفته شود حس، تو كجايي
گل نرگس؟ به خدا آه نفس هاي غريب
تو كه آغشته به حزني است ز جنس غم
و ماتم، زده آتش به دل، عالم آدم مگر
اين روز و شب رنگ شفق يافته در
سوگ كدامين غم عظمي به تنت رخت
عزا كرده اي اي عشق مجسم كه به جاي
نم شبنم بچكد خون جگر دم به دم از
عمق نگاهت نكند باز شده ماه محرم كه
چنين مي زند آتش به دل فاطمه آهت به
فداي نخ آن شال سياهت به فداي رخت
اي ماه! بيا، صاحب اين بيرق و اين پرچم
و اين مجلس و اين روضه و اين بزم تويي،
آجرك الله! عزيز دو جهان يوسف در
چاه، دلم سوخته از آه نفس هاي غريبت
دل من بال كبوتر شده، خاكستر پرپر
شده، همراه نسيم سحري روي پر فطرس
معراج نفس گشته هوايي و سپس رفته به
اقليم رهايي; به همان صحن و سرايي كه
شما زائر آني و خلاصه شود آيا كه مرا
نيز به همراه خودت زير ركابت ببري
تا بشوم كرب و بلايي; به خدا در هوس
ديدن شش گوشه دلم تاب ندارد، نگهم
خواب ندارد قلمم گوشه ي دفتر، غزل
ناب ندارد شب من روزن مهتاب ندارد
همه گويند به انگشت اشاره مگر اين
عاشق بيچاره ي دلداده ي دل سوخته ارباب
ندارد... تو كجايي؟ تو كجايي شده ام باز
هوايي، شده ام باز هوايي...
گريه كن گريه و خون گريه كن آري كه هر
آن مرثيه را خلق شنيده ست شما ديده اي
آن را و اگر طاقتتان هست كنون من نفسي
روضه ز مقتل بنويسم، و خودت نيز مدد
كن كه قلم در كف من هم چو عصا در يد
موسي بشود چون تپش موج مصيبات
بلند است، به گستردگي ساحل نيل
است، و اين بحر طويل است و ببخشيد
اگر اين مخمل خون بر تن تب دار حروف
است كه اين روضه ي مكشوف لهوف
است; عطش بر لب عطشان لغات است
و صداي تپش سطر به سطرش همگي
موج مزن آب فرات است، و ارباب همه
سينه زنان كشتي آرام نجات است; ولي
حيف كه ارباب"قتيل العبرات" است;
ولي حيف كه ارباب "اسير الكربات"
است; ولي حيف هنوزم كه هنوز است
حسين بن علي تشنه ي يار است و زني
محو تماشاست ز بالاي بلندي، الف
قامت او دال و همه هستي او در كف
گودال و سپس آه كه "الشمر.." خدايا چه
بگويم كه "شكستند سبو را و بريدند"...
دلت تاب ندارد به خدا با خبرم مي گذرم
از تپش روضه كه خود غرق عزايي، تو
خودت كرب و بلايي; قسمت مي دهم
آقا به همين روضه كه در مجلس ما نيز
بيايي، تو كجايي... تو كجايي...

داستانهایی از زیارت عاشورا

ادامه نوشته

بی حیا كی بخت من پا می دهد ؟
كودك و سیلی چه معنا می دهد ؟
هر چه می خواهــی بزن بر گو چرا
نعل اسبت بوی بابا می دهــــد !!؟
بی حیا كی بخت من پا می دهد ؟
كودك و سیلی چه معنا می دهد ؟
هر چه می خواهــی بزن بر گو چرا
نعل اسبت بوی بابا می دهــــد !!؟

روشنفکری درباره ضریح امام حسین علیه السلام

 عده ای روشنفکر محترم داریم که تو جریان ساخت و گردش ضریح مطهر امام حسین فکر روشنشون خیلی به کار افتاد.حتما در جریان هستید دیگه  مثل اینکه اینکارا اصراف است و ما غریب زیاد داریم نباید ۳۰ میلیون دلار برای یک ضریح مصرف بشه و از این حرفا ...

حالا من خطاب به این عده عرض میکنم:
ایا میدونستید تو ایران سالی حدود یک میلیارد دلار فقط سیگار دود میشه؟



یااینکه طبق روایت بعضی خبرگزاریهای ایرانی حدود 5 میلیون سفر به تایلند و فیلیپین که معمولا به قصد تفریحات ناسالمه، انجام میشه



و یا مصرف مشروبات الکلی در سال حدود 60 تا 80 میلیون لیتره که برای اون حدود یک میلیارد دلار هزینه میشود

حالا با همه این هزینه های غیر لازم، چه دلیلی داره که هزینه حداکثر 30 میلیون دلاری ضریح، باعث این همه بحث و جدل بشه؟

عزیزان روشنفکر اگه به نقد این مسائل هم بپردازند دیگه روشنفکر محسوب نمیشن ایا؟

ادامه نوشته

زنان عاشورایی

زنان سهم بزرگی در نهضت عاشورا و زنده نگه داشتن این واقعه عظیم تاریخی داشتند و بی تردید آنان توانستند با ایجاد روحیه ایثار و از خودگذشتگی و تشویق همسران و فرزندان خود و پرستاری از مجروحین، بیماران و کودکان در رساندن پیام شهدا و هدف امام حسین (علیه السلام) نقش آفرینی کنند.

از جمله این زنان که با الگو پذیری از زینب کبری (سلام الله علیها) نمونه ای والا از یک همسر، فرزند و مادر بودند و تاریخ کمتر به آنها پرداخته است، همسران "زهیر بن قین"، "ˈعبدالله بن عمیر" ،"مسلم بن عوسجه" ، "مادر وهب"، "همسر و مادر عمرو بن جناده" هستند.

ادامه نوشته

امام حسین (ع) در روز عاشورا به فرزند خود چه آموخت؟

از حضرت زین‌العابدین علیه السلام روایت شده که می‌فرمایند: "پدرم در روز عاشورا مرا به سینه خویش چسبانید و در حالی که از زخم‌هایشان خون، فوران می‌کرد، فرمود: ای فرزند! دعایی را که فاطمه علیها السلام آن را به من آموخت فراگیر، او از رسول الله صلی الله علیه و آله و آن حضرت نیز از حضرت جبرییل آن را فرا گرفته بود تا در حوائج، مهمّات، اندوه و حوادث تلخی که بر او وارد می‌شود و پیش‌آمدهای عظیمی که رخ می‌دهد آنرا بخواند."

سپس فرمود: بخوان:
 
بِحَقِّ یس وَ الْقُرآنِ الْکَرِیمِ وَ بِحَقِّ طه وَ الْقُرآنِ الْعَظِیمِ یا مَنْ یَقْدِرُ عَلَی حَوائِجِ السّائِلِینَ یا مَنْ یَعْلَمُ ما فِی الضَّمِیرَ یا مُنَفِّسَ عَنِ الُمَکُرُوبِینَ یا مُفَرِّجَ عَنِ الْمَغْمُوْمِینَ یا راحِمَ الشَّیْخِ الْکَبیرِ یا رازِقَ الطِّفْلِ الصَّغِیرِ، یا مَنْ لا یَحْتاجُ اِلَی التَّفْسِیرِ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ افْعَلْ بِی کَذا وَ کَذا به جای«و افعل بی کذا و کذا» حاجات خود را ذکر کنی.

(دعوات، قطب‌الدین راوندی، ص54)

دوباره زنده شدند حبیب ابن مظاهر

قطعه ای از زندگی حبیب ابن مظاهر
ادامه نوشته

من از کودکی عاشقت بوده ام

بهنگام پیری مرانم ز پیش

که صرف تو کردم جوانی خویش

الا ای جگر گوشه فاطمه

که بردی دل اهل دل را همه

کی ام من؟ که باشم هوادار تو

هوادار تو هست دادار تو

من از کودکی عاشقت بوده ام

قبولم نما گرچه آلوده ام

به عشق تو هرکس که منسوب شد

اگر بد بود عاقبت خوب شد

غمت حاصل زندگانی من

به راه تو طی شد جوانی من

من از ریزه خواران خوان تو ام

اگر چه بدم میهمان توام

به عشقت از آن دم که خو دادی ام

به چشم همه آبرو دادی ام

ز در راندگانت حسابم مکن

گدایم، کرم کن – جوابم مکن

به کوی وفا آشیانم بده

سگ خانه ام، استخوانم بده

ازین رو سپیدم بر داورم

که منهم سیاهی این لشگرم

مبادا برانی مرا از درت

به بازوی بشکسته مادرت

شعر زبان حال با امام حسین علیه السلام

====ملجا===

به جز حسین مرا ملجأ و پناهی نیست

در این عقیده یقین دارم اشتباهی نیست

ره نجات حسین است و دوستی حسین

به سوی حق، به جز از این طریق، راهی نیست

به غیر در گه تو یا حسین! در دو جهان

مرا به درگه دیگر، حواله گاهی نیست

گدای درگهت ای پادشاه کشور عشق!

به چشم اهل نظر، کم ز پادشاهی نیست

غلام ترک سیاه تو، یا حسین! به حشر

ز روشنی رخش، چهر مهر و ماهی نیست

هر آنکه را تو پذیری، خداش بپذیرد

که قرب و بعد و سفیدی و نی سیاهی نیست

شهان به جاه و جلال غلام تو نرسند

که فوق آن به دو عالم، جلال و جاهی نیست

گه حساب، که روز قیامتش خوانند

به جز حسین مرا یار و دادخواهی نیست

مپوش چشم ز «فانی» به وقت جان دادن

امیوار توأم، جز به تو پناهی نیست

فانی

گریه بر امام حسین علیه السلام

حضرت رضا عليه السّلام فرمودند: پدرم چون ماه محرم داخل مي‌شد کسي آن حضرت را خندان نمي‌ديد. و اندوه و حزن پيوسته بر او غالب مي‌شد تا روز عاشورا. آن روز، روز مصيبت و حزن و گريه او بود و مي‌فرمود: امروز روزي است که حسين (عليه السّلام) شهيد شده است.
ادامه نوشته

خطبه حضرت عباس علیه السلام بر بام کعبه


ادامه نوشته

امام حسین علیه السلام و افشای دزدان

معرفی دزدان و قاتلان توسط امام حسین علیه السلام

ادامه نوشته

مقام راس الحسین علیه السلام در اسراییل

این‌جا جزیره‌ای شده است برای نمازگزاران مسلمان شیعه، در یک بیمارستان اسرائیلی، در یک دولت یهودی... این اتفاق، منحصر به فرد است!"

ادامه نوشته

حاج آقاسید مهدی قوام و زن فاحشه روسپی

من پیرمرد و شمای سید اولاد پیغمبر! این وقت شب… یکی ببیند نمی‌گوید اینها با این زن ... چه کار دارند؟

ادامه نوشته

احكام حرم امام حسين عليه السلام

مسافر مي تواند در حرم و رواق حضرت سيد الشهداءعليه السلام بلكه در مسجد متصل به حرم نماز را تمام بخواند

ادامه نوشته

بهترین ذخیره قبر و قیامت


ادامه نوشته

حضرت عباس و مقام صالحین

مقام صالحین آروزی انبیا علیهم السلام

ادامه نوشته

معامله ملک الموت با گریه کنان اهل بیت خصوصا حضرت حسین علیه السلام

امام صادق عليه السّلام به مسمع بن عبدالملک فرمودند: آيا مصائب آن جناب (امام حسين عليه السّلام) را ياد مي‌کني؟
عرض کرد: بلي والله مصائب ايشان را ياد کرده و گريه مي‌کنم.
حضرت فرمودند: آگاه باش که خواهي ديد در وقت مردن پدران مرا که به ملک الموت وصيت تو را مي‌کنند که سبب روشني چشم تو باشد.
همچنين فرمودند: اي مسمع گريه بر احوالات حسين (عليه السّلام) سبب مي‌شود که ملک الموت بر تو مهربان‌تر از مادر گردد.

میهمان امام حسین علیه السلام


ادامه نوشته

اثرگریه برای امام حسین علیه السلام

اثر گریه برای امام حسین علیه السلام از زبان فیلسوف شرق جعفری

ادامه نوشته

حضرت نوح و گریه بر امام حسین علیهما السلام

چون نوبت مسمار پنجم رسید حضرت نوح علیه السلام آن را برداشت و دید فَزَهر و انارَ و اَ ظهَر النِداوة

پس درخشان و منوّر گردید، در دستش ، و رطوبت سرخى از آن مسمار ظاهر شد، حضرت نوح علیه السلام متعجّب ماند از جبرئیل سؤ ال کرد!

ادامه نوشته