نقل است که : مرحوم آقا شیخ رجبعلی خیاط (رضوان الله علیه) با عده ای به کربلا مشرف شده بودند. در میان آنان یک زن و شوهری بودند. یک روز که از حرم پس از انجام زیارت بیرون آمده و بر می گشتند، این زن و شوهر با فاصله قابل ملاحظه ای از شیخ و در پشت سر ایشان راه می رفتند... در میان راه در ضمن صحبتی که بین آنها می شود، آن خانم یک نیشی به شوهرش زده و سخنی آزار دهنده به وی می گوید.
هنگامی که همه وارد منزل و آن محل استراحت می شوند و آقا شیخ رجبعلی به افراد (به اصطلاح) زیارت قبولی می گوید؛ به آن خانم که می رسد، می فرماید: تو که هیچ، همه را ریختی زمین! آن خانم می گوید: ای آقا! چطور؟! من این همه راه آمده ام کربلا؛ مگر من چکار کرده ام؟! فرمود: از حرم آمدیم بیرون، نیشی که زدی، همه اش رفت! یعنی همه نور معنوی و فیوضاتی که از زیارت کسب کرده بودی، با این عملت از بین بردی!
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 5:9 توسط سید روح الله جیدی
|
بسم الله الرحمن الرحیم بنده سید روح الله جیدی هستم . بعضی وقتا میشه که مطلبی را احتیاج دارم اما پیشم نیست و یا گم شده و یا ننوشته ام به هر حال در دسترسم نيست برا همین این وبلاگ را درست کردم تا مطالبی را که میخام داخلش بگذارم تا هر جا باشم بتونم راحت بهش دسترسی داشته باشم و بقیه هم بتونن ازش استفاده کنند اکثر مطالبش هم کپی است از خودم نیست