خواب و خواب دیدن
خواب نقش مهمی در سلامت انسان دارد و به همین دلیل، پزشکان روان شناس تلاش می کنند که خواب بیماران خود را به صورت عادی تنظیم کنند چرا که بدون آن، تعادل روانی آنان ممکن نیست، افرادی که به صورت طبیعی نمی خوابند افرادی پژمرده، عصبانی، افسرده، غمگین و ناراحتند و به عکس کسانی که از خواب معتدلی بهره مندند به هنگامی که بیدار می شوند نشاط و توان فوق العاده ای در خود احساس می کنند.[۴۶]
در کتاب من لایحضره الفقیه از امام کاظم (ع) روایت شده است که خدای متعال، بنده ای را که زیاد اهل خواب است را دشمن می دارد.[۴۷] و در روایتی نیز حضرت موسی (ع) از خدای متعال درباره بدترین بندگان سؤال نموده که خطاب شد آن بنده ای که در شب مانند مرداری به خواب رفته و روز خود را به بطالت بگذارند بدترین بندگان است.[۴۸]
اما نسبت به مقدار خواب طبیعی یک انسان نیز نمی توان جواب قطعی ارائه داد چرا که مقدار خواب طبیعی برای انسان ها یکسان نبوده و هیچ گونه حد معینی برای آن نمی توان در نظر گرفت، بلکه هر کس باید با تجربه و توجه به میزان فعالیت های جسمی و روحی، میزان نیاز خویش به خواب را دریابد[۴۹] و تحقیقات علمی نشان داده است که احتیاج آدمی به خواب مسئلۀ پیچیده ای است.
در روایات اسلامی زمان های مختلفی مثل زمان خواب قیلوله (یک ساعت قبل از اذان ظهر) و خواب اول شب[۵۰] به عنوان بهترین زمان های خواب معرفی شده و زمان های دیگری مثل بین الطلوعین[۵۱]، آخر شب[۵۲] (سحرگاه) و آخرین ساعات روز به عنوان بدترین زمان های خواب در شبانه روز معرفی شده اند.
خوابیدن رو به قبله
این موضوع در دو بخش قابل بررسی است و ما نیز ضمن بیان آن بر همان اساس به بررسی آن می پردازیم.
در بخش اول خوابیدن و استراحت کردن به طرف قبله:
نظر به این که دین اسلام آخرین دینی است که از جانب خداوند برای هدایت و کمال بشر فرستاده شده است[۵۳] از این جهت لازم است دین کامل و جامعی باشد؛[۵۴] از این رو تمام نیازهای بشر از کوچک و بزرگ و خرد و کلان در آن وجود دارد.[۵۵] از جمله برای خواب نیز از جانب دین احکامی مطرح شده که اینها الزام آور نیست، بلکه سنت و مستحب است که ما در این جا به برخی از آنها اشاره می نماییم.
امام هادى (ع) فرمود: “ما اهل بیت هنگام خوابیدن ده چیز را مراعات مىکنیم: طهارت داشتن، صورت بر کف دست راست نهادن، سى و سه مرتبه سبحان اللَّه، سى و سه مرتبه الحمد للَّه، و سى و چهار مرتبه اللَّه اکبر گفتن، رو به قبله خوابیدن به گونهاى که صورت هایمان رو به قبله قرار گیرد، خواندن سوره حمد و آیة الکرسى و آیه شهد اللّه… .[۵۶] پس هر که چنین کند بهره خود را از آن شب گرفته است.[۵۷]
کیفیت خوابیدن:
در روایات ، خوابیدن به چهار بخش تقسیم شده است که بهترین نوع آن برای مؤمن خوابیدن بر پهلوى راست و رو به قبله است.
عبد اللَّه بن احمد بن عامر طائى از امام رضا (ع) و او از پدرانش نقل مىکند که حسین بن على (ع) فرمود: “على بن ابى طالب (ع) در مسجد کوفه بود که مردى از اهل شام به پا خاست و از او مسئلههایى پرسید، در میان سؤالهاى او یکى هم این بود که گفت: به من خبر بده که خوابیدن چند نوع است؟ فرمود: خوابیدن بر چهار وجه است: پیامبران بر پشت مىخوابیدند، چشمانشان نمىخوابید و در انتظار وحى خدا بودند، و مؤمن بر پهلوى راست و رو به قبله مىخوابد و پادشاهان و فرزندان آنها بر پهلوى چپ مىخوابند تا آن چه خوردهاند گوارا گردد و شیطان و برادرانش و هر دیوانه و مریض به روى خود مىخوابند”.[۵۸]
حکم خوابیدن در حرم امامان، مساجد و اماکن مذهبی
حرم امامان و اماکن مذهبی همواره مورد احترام مسلمانان بوده و هست؛ زیرا احترام به چنین مکان هایی احترام به ائمه و بزرگانی است که در آن جا مدفونند. بنابراین، حداکثر باید از کارهایی که نوعی بی احترامی و بی حرمتی به چنین مکان هایی است، خودداری کرد.
اما از جهت فقهی و شرعی خوابیدن در اماکن مقدس مثل مسجد، حرم و … مانع ندارد؛ یعنی حرام نیست، مگر این که از جهت عرف خوابیدن در این مکان ها بی احترامی نسبت به این اماکن به حساب آید، که در این صورت به لحاظ این که عرف این کار را ناپسند می داند، از این جهت محل اشکال است، خواه در مساجد باشد یا حرم های ائمه و … .[۵۹]
آن چه که از بزرگان در باره حکم خوابیدن در مساجد آمده، بیانگر همین معنا است؛ شیخ طوسی می گوید: خوابیدن در مساجد به طور کلی مکروه است،به ویژه مسجد الحرام و مسجدالنبی.[۶۰]
لازم به ذکر است که در برخی از روایات، فقط خواب در مسجد الحرام مکروه شده است، آن هم در محدوده مسجدی که در زمان پیامبر ساخته شده و شامل توسعه جدید مسجد نمی شود.[۶۱]
بنابراین، از جهت شرعی خوابیدن در مکان های مقدس حرام نیست، مگر این که خوابیدن توهین محسوب شود، یا باعث ایجاد مزاحمت برای دیگران شود و … .
خواب در بهشت
خداوند در قرآن کریم، خواب را به عنوان نعمتی معرفی می نماید که برای برطرف نمودن خستگی و زوال اندوه، درمانی مناسب بوده و بدون آن، ادامۀ زندگی ممکن نخواهد بود.[۶۲]
در جهان مادی، خوابیدن برای رفع خستگی و یا ترس و اندوه است و بر این اساس، باید تنها در حد نیاز از آن استفاده نمود.
افراد با ایمان تلاش می نمایند تا از خواب خود کاسته و به عبادت و آن چه در حکم عبادت است بپردازند و انسان های مادی نیز کوشش می کنند تا بیشترین بهره را از زندگی مادی ببرند.
خواب زمانی ارزشمند است که خستگی و یا ترس و اندوهی را برطرف نماید و البته، برخی نیز به دلیل نداشتن کار و هدفی دیگر که خود نوعی اندوه است، به خواب پناه می برند.
اما در بهشت جاویدان، نه از خستگی خبری است[۶۳]، نه از ترس و اندوه[۶۴] و نه به دلیل امکان استفادۀ از نعمت های متنوع موجود در آن جا، انسان ها از فرط بیکاری به خواب پناه خواهند برد.
در روایتی از امام باقر(ع) می خوانیم که: اهل بهشت همواره زنده اند و هرگز نمی میرند، بیدارند و نمی خوابند، بی نیازند و محتاج نمی شوند، خوشحالند و ناراحت نمی شوند، خندانند و هرگز نمی گریند، مورد احترامند و هرگز توهینی به آنان نخواهد شد و … .[۶۵]
حکمت رؤیا دیدن
رؤیا دیدن یکی از آیات و نشانه های الاهی[۲۳] و دریچه ای به عالم غیب است.
از یک دیدگاه خواب و رؤیا دیدن یکی از مهم ترین زمینه ها برای شناخت خویشتن است.
رؤیاهایی که انسان می بیند فی الجمله بازگو کننده جهان درون او هستند، بنابراین کسانی که به طور دائم دچار کابوس هستند نشانگر این است که در وضعیت روحی مناسبی نبوده و باید تغییری در زندگی خود ایجاد کنند همچنان که رؤیاهای خوب و بشارت دهنده نیز خبر از صفای درونی فرد می دهند.
بنابراین یکی از حکمت های مهمّی که خواب و رؤیا دیدن برای انسان دارد همان تأمل در عالم ضمیر ناخود آگاه است. علم تعبیر خواب در واقع چیزی جز تأمل فرد در عالم درون خود و تلاش برای فهم معانی مثالی عالم رؤیا نیست.
از نظر حکما رؤیا دیدن موهبتی الاهی است که از طریق آن انسان قادر است تا نیم نگاهی به جهان باطن و باطن جهان داشته باشد. اگر رؤیا به عنوان یک پدیده فطری وجود نداشت گفتار اولیا و انبیا در مورد عالم آخرت و جهان های غیبی به سختی برای انسان های عادی قابل فهم بود. حال آن که با تجربه رؤیا که مراتب و درجات گسترده ای را شامل می شود بسیاری از حقایق توحیدی و معارف غیبی هرچند در حدّی پائین تر، قابل درک و تجربه است.
از جمله می توان به شباهت بین رؤیا و تجربه مرگ اشاره کرد. طبق آیه قرآن خواب (منام)، تجربه کوتاه مدتی از مرگ و سیر اخروی است: «خداوند روح (نفس) انسان ها را به هنگام مرگ و نیز هنگامى که در خواب هستند قبض می کند، از این گروه آنها که فرمان مرگشان صادر شده می میرند و گروه دیگر باز فرستاده می شوند و به زندگى خود تا سرآمد معیّن ادامه مىدهند. در این امر نشانههاى حکمت آموزى براى اهل تفکّر نهفته است».[۲۴]
طبق این آیه شریفه خداوند،- چه در حالت خواب و چه در واقعه مرگ – روح (نفس) را قبض (توفّی) می کند و تفاوت تنها در اجلی است که برای مرگ تعیین شده و در حالت خواب، روح دوباره به جسم فرستاده می شود.
همچنین این آیه نشان می دهد که اهل تفکر و تأمل با فکر کردن در مورد واقعه خواب و رؤیا به حقایق غیبی و حکمت های الاهی فراوانی دست می یابند.
بنابراین رؤیا دیدن همچون مرگ، یک خاصیت و ویژگی طبیعی است که در خلقت انسان قرار داده شده و از این دیدگاه، هم خواب و هم مرگ تجربۀ حیاتی برتر بوده و هرگز به معنای نزدیک شدن به نابودی و عدم نیست؛ هرچند خواب و مرگ هردو همراه با رخوت حواس ظاهری و جسمانی هستند (که البته در تجربه مرگ روح به کلی از بدن عنصری و مادی قطع علاقه می کند)، ولی این صرفاً به معنای ورود به سطح برتری از آگاهی است.
رؤیای صادقه
یکی از حکمت های الاهی که در رؤیا دیدن است مربوط به هدایت باطنی انسان ها است، از این نظر، رؤیا زمینه ای برای دریافت هدایت های الاهی محسوب می شود.
می دانیم که رؤیا مراتب و انواع مختلفی داشته و بخشی که از آن، که با عنوان رؤیای صادقه و صالحه تعبیر می شود، جنبه الاهی داشته و در قرآن و روایات نیز مورد تأئید و تاکید قرار گرفته است:
ابن عباس از پیامبر اسلام چنین نقل می کند: «آگاه باشید که از بشارت های نبوت چیزی باقی نمانده مگر رؤیای صالح که فرد مسلمان یا خود آن را می بیند و یا دیگران در مورد او می بینند».[۲۵]
در روایت دیگری می فرمایند: «رؤیای صادقه جزئی از هفتاد جزء نبوت است».[۲۶]
همچنین در تفسیر آیه : «لَهُمُ الْبُشْرى فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا…»؛[۲۷] از پیامبر اسلام نقل شده است که فرمودند: «منظور از این آیه رؤیای صالحه است که مؤمن به واسطه آن بشارت داده می شود و جزئی از شصت و چهار جزء نبوت است، هرکس چنین رؤیائی دید آن را به فردی که دوستدار اوست بازگوکند، اما اگر رؤیایی غیر صالح (خواب بد) دید چنین رؤیایی از جانب شیطان است تا باعث غم و اندوه او شود پس سه بار بر سمت چپ خود بدمد (و با این کار فکر کردن در موردخواب بد را از خود دور کند) و آن را به کسی نقل نکند»[۲۸].
تعبیر خواب و توانایی بر آن
قرآن کریم از یوسف یاد می کند که هم روءیای صادقه دید[۲۹] و هم علم تعبیر روءیا را خداوند به او آموخت.[۳۰]
یوسف در زندان، روءیای دوستان زندانی اش و درخارج از زندان روءیای پادشاه مصر را تعبیر و تأویل کرد. پس تعبیر خواب یا به قول قرآن “تأویل”[۳۱] روءیا، یک امر واقعی و حقیقی و یک علم است که خداوند، دانش آن را به این پیامبر خدا، تعلیم داد. دانیال پیامبر نیز از کسانی بود که خداوند به او علم تعبیر روءیا را داده بود.[۳۲] قرآن مصادیق دیگری از پیامبران الاهی را نقل می کند که خداوند بر صحت روءیای آنان صحه گذاشته است.[۳۳]
در تقسیم بندی خواب ها در روایات به دو دسته بر می خوریم:
برخی از خواب ها، روءیای صادقه اند و برخی کذب و دروغ اند.[۳۴] از خوابی که صادق و راست باشد در روایات به “یک جزء از هفتاد جزء نبوت” [۳۵] یاد شده است. این علم با تحصیل به دست نمی آید و نیاز به تزکیه و تطهیر دارد و در شرایط خاصی به شخص داده می شود و از این جهت عدۀ کمی از این موهبت برخوردارند.
البته در برخی از کتب تعبیر خواب، ملاک ها و قواعدی برای این کار نقل شده است که لازم است توجه داده شود این ملاک ها کلی و مطلق نیست و با توجه به شرایط، شخصی که خواب دیده و دیگر قیود تغییر می یابد و بر این اساس نمی توان از آن چه در آن کتب آمده است به نتیجۀ صددرصد اطمینان بخشی دست یافت.
باز گو کردن رؤیا ها
قبل از ورود به بحث، لازم به ذکر است که از لحاظ بازگو کردن و افشا کردن رؤیاها می توان آنها را به چند سطح تقسیم بندی کرد. برخی از رؤیاها چه راست باشند و چه دروغین، در سطحی عادی بوده و به گونه ای هستند که شامل امری با اهمیت و قضاوتی تأثیر گذار نبوده و بازگو کردن آنها هم نمی تواند از این حیث منعی داشته باشد، ولی برخی از رؤیاها ممکن است نوعی اخبار از اموری مخفی بوده و نیاز به تعبیری درست داشته باشند. به طور کلی بیان کردن این گونه از خواب ها جز با فردی صالح و مؤمن، توصیه نشده. از طرفی استاد معنوی یا معبّر صالح، خود به خوبی می داند که چه خوابی حقیقت داشته و چه خوابی صرفاً تحت تأثیر قوای واهمه ایجاد شده است، از این رو برخی از رؤیاها را یا نفی خواهد کرد یا تعبیر درست آن را بیان خواهد نمود.
حکمت های فراوانی برای افشا نکردن خواب ها جز با فردی مؤمن و صالح وجود دارد که در ذیل به برخی از آنها اشاره می شود:
بسیاری از رؤیاها همچنان که گذشت، ساخته و پرداختۀ اوهام انسان بوده و از عقائد و افکار و گرایش های شخصی خود فرد اثر پذیر شده است و سرمنشأ غیبی و الاهی ندارند. در این نوع از رؤیاها ممکن است نکات منفی، نگران کننده و ترس آور، همچنین قضاوت هایی نه چندان درست در مورد افراد و پدیده های مختلف وجود داشته باشد. از طرفی تشخیص این که این رؤیا راست است یا دروغ اکثراً از عهده خود فرد خارج است. بدیهی است که بازگو کردن این رؤیاها برای عامه مردم نتایج خوبی در پی نخواهد داشت چرا که حاکی از مطالبی غیر واقع بوده و ممکن است خود فرد و دیگران را دچار این توهم سازد که: چون در خواب دیده ام پس حقیقت دارد.
برخی دیگر از رؤیاها جنبۀ هدایت برای خود فرد را داشته و بازگو کردن آن به همگان ممکن است جنبۀ خودنمایی و کرامت بافی داشته باشد. حتی شائبه ریا در این گونه موارد جلوی پیشرفت معنوی را خواهد گرفت، ولی بازگو کردن آن با فردی مؤمن یا استاد معنوی باعث پیشرفت معنویات خواهد شد.
برخی دیگر از رؤیاها، رؤیاهایی هستند که توسط اولیای الاهی دیده شده و خود این افراد به حدی از کمال دست یافته اند که از تکلیف الاهی خود به خوبی با خبر بوده و گاه ممکن است برای هدایت مردم برخی از رؤیاهای خود را بازگو کنند.
بنابر این خواب هایی هم که در ارتباط با دیگران (اموات و …) دیده می شود – غیر از موارد عادی که شاید مفسده ای در بازگو کردن آن نباشد – بهتر است در ابتدا با افرادی صالح در میان گذاشته شود.[۳۶]
خواب شیطانی
دو روایت ذیل از امام صادق (ع) را می توان در مورد خواب شیطانی دانست:
۱٫ عن ابی عبد الله(ع) قال: “الرؤیا علی ثلاثة وجوه بشارة من الله للمؤمن و تحذیر من الشیطان و أضعاث أحلام”.[۳۷]
خواب سه گونه است، یا بشارتی از جانب پروردگار به فرد با ایمان، یا القای ترس و وحشتی از جانب شیطان و یا خواب های آشفته و بی سر و ته می باشد.
۲٫ عن ابی عبد الله(ع) قال: “إذا رأی الرجل ما یکره فی منامه فلیتحول عن شقه الذی کان علیه نائما و لیقل إنما النجوی من الشیطان لیحزن الذین آمنوا و لیس بضارهم شیئا إلا بإذن الله ثم لیقل عذت بما عاذ به ملائکة الله المقربون و أنبیاؤه المرسلون و عباده الصالحون من شر ما رأیت و من شر الشیطان الرجیم”.[۳۸]
در این روایت، امام صادق (ع) توصیه فرموده که هرگاه خوابی شیطانی و ناراحت کننده دیدیم، از یک پهلو به پهلوی دیگر غلطیده و بعد از تلاوت آیۀ “انما النجوی…”[۳۹]، دعای مذکور در روایت را بخوانیم.
بیداری ارادی از خواب
در احادیث توصیه شده است که، برای بیدار شدن در وقت معین، دو آیۀ آخر سوره کهف خوانده شود،[۴۰] ولی مستحب بودن این توصیه چندان معلوم نیست به گونه ای که بسیاری از مفسرین قرآن در ذیل آیۀ شریفه اصلا متعرض این مسئله نشدند، و عده ای دیگر هم در ضمن بیان فضایل آن سوره فقط به ذکر آن اکتفاء کردند.
البته باید توجه داشت «اثبات شیء نفی ما عدا نمی کند؟!» به عبارت دیگر اگر اسلام گفت که آیات آخر سورۀ کهف برای بیدار شدن در وقت معین مؤثر است معنایش این نیست که چیز دیگری مؤثر نیست، بنابر این شاید امور دیگری نیز در این امر مؤثر باشند. علاوه این که انسان با استفاده از این راه و وسیله، به خدا نیز توجهی می کند و قرآن می خواند که این خود آثار فراوانی دارد و بدیهی است اگر برای بیدار شدن از خواب دو راه متفاوت باشد، راهی که در او انس با خدا و توجه به او باشد، در اولویت قرار دارد.
در پایان توجه به این نکته خالی از فایده نیست که اهمیت فوق العاده و آثار متعددى که در روایات نسبت به خواندن سورهها و آیه هاى مختلف داده شده به این معنا نیست که خواندن بدون اندیشه و عمل سبب می شود که به طرز خارقالعادهاى این آثار آشکار شود، فى المثل کسى که الفاظ سورهای برائت و انفال را بدون کمترین فهم معناى آنها بخواند از نفاق بیگانه دور خواهد شد و در صف شیعیان راستین قرار خواهد گرفت، بلکه اینها در حقیقت اشاره به محتواى سوره و اثر سازندۀ آن در تربیت فرد و اجتماع است، که آن هم بدون فهم معنا و آمادگى براى عمل ممکن نیست، بنابراین تلاوت آنها به ضمیمۀ فهم محتوا و پیاده کردن آن در زندگى، این آثار فوق العاده را دارد و آنها که به قرآن و آیات نورانیش همانند یک افسون مىنگرند در حقیقت از روح این کتاب تربیتى و انسانساز بیگانهاند.[۴۱]
در خواب دیدن حضرت رسول الله (ص)
اگر چه دستور العملی[۴۲] در مفاتیح الجنان[۴۳] برای دیدن پیامبر(ص) در خواب، ذکر شده است و این خود می تواند تأثیراتی داشته باشد، ولی علت تامه برای دیدن پیامبر اکرم(ص) در خواب نیست تا هر کس به آنها عمل کرد حتماً پیامبر اکرم(ص) را در خواب ببیند. چون این مهم به شرایط دیگری نظیر ترک گناهان ، انجام واجبات و صفای باطن هم نیازمند است و با جمع شدن همه شرایط است که دیدن پیامبر اکرم(ص) در خواب میسر می شود. یعنی؛ افرادی که روح تصفیه شده و جان و روان پاک دارند می توانند به مقصود مورد نظر برسند.
بله اگر کسی این اعمال را انجام داد و به مقصود نرسید، خداوند اجر دیگری به او می دهد، چون هم آرزوی دیدن پیامبر اکرم(ص) و هم انجام آن اعمال که اکثراً اذکار مستحبی هستند در نزد خداوند اجر دارد.
نکته پایانی این که دیدن پیامبر اکرم(ص) در خواب منحصر به انجام این اذکار و اعمال نیست و از راه های دیگری مثل توسّل جستن به اولیاء الاهی، نیز امکان پذیر است. در حالات آیت الله العظمی مرعشی نجفی می نویسند که ایشان فرمودند: شبی قبل از خواب توسّلی پیدا کردم تا یکی از اولیاء الله را در خواب ببینم، ایشان وجود مقدس امیر المؤمنین را در خواب می بیند که داستان معروف شعر شهریار (علی ای همای رحمت) در آن شب اتفاق افتاده است.[۴۴]
[۲۳]. «وَ مِنْ آیاتِهِ مَنامُکُمْ بِاللَّیْلِ وَ النَّهارِ وَ ابْتِغاؤُکُمْ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّ فی ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَسْمَعُونَ»؛ و از نشانههاى قدرت او خوابیدن شماست در شب و روز و به طلب روزى برخاستن شماست. در این عبرت هایى است براى مردمى که مىشنوند. روم،۲۳٫
[۲۴]. زمر، ۴۲٫
[۲۵]. مجلسی، بحار الانوار، ج ۵۸، ص ۱۹۲، مؤسسه الوفاء، بیروت، ۱۴۰۴ق.
[۲۶]. شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج ۲، ص ۵۸۵، انتشارات جامعه مدرسین،قم، ۱۴۱۳ ق.
[۲۷]. یونس، ۶۴٫
[۲۸]. مجلسی، بحار الانوار، ج ۵۸، ص۱۹۱٫
[۲۹]. یوسف، ۴٫
[۳۰]. یوسف،۱۰۱٫
[۳۱]. یوسف،۱۰۱٫
[۳۲]. مجلسی، بحارالانوار، ج۱۴، ص ۳۷۱٫
[۳۳]. صافات، ۱۰۵؛ فتح، ۲۷٫
[۳۴]. کلینی، کافی، ج۸، ص ۹۱، دارالکتب الاسلامیه.
[۳۵]. صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج۲، ص ۵۸۴٫
[۳۶]. مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ عُرْوَةَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) الرُّؤْیَا لَا تُقَصُّ إِلَّا عَلَى مُؤْمِنٍ خَلَا مِنَ الْحَسَدِ وَ الْبَغْی؛ …. رسول خدا فرمود: رؤیای خود را جز با مؤمنی که خالی از حسد و ظلم باشد بازگو مکن، کلینی، کافی، ج ۸، ص ۳۳۶، دار الکتب الإسلامیة تهران، ۱۳۶۵ هجرى شمس.
[۳۷]. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۸، ص ۹۰، ح ۶۱، دار الکتب الإسلامیة، تهران، ۱۳۶۵ هـ ش.
[۳۸]. حر عاملی، محمد بن الحسن، وسائل الشیعة، ج ۶، ص ۴۹۹، ح ۸۵۳۹، مؤسسة آل البیت، قم، ۱۴۰۹ هـ ق.
[۳۹]. مجادله، ۱۰٫
[۴۰] . عن ابن عباس أنه قال له (رسول الله) رجل: “إنی أضمر أن أقوم ساعة من اللیل فیغلبنی النوم، فقال: (إذا أردت أن تقوم أی ساعة شئت من اللیل فاقرأ إذا أخذت مضجعک:” قُلْ لَوْ کانَ الْبَحْرُ مِداداً لِکَلِماتِ رَبِّی لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَنْ تَنْفَدَ کَلِماتُ رَبِّی وَ لَوْ جِئْنا بِمِثْلِهِ مَدَداً قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُکُمْ یُوحى إِلَیَّ أَنَّما إِلهُکُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَمَنْ کانَ یَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لا یُشْرِکْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً ، کهف ۱۰۹ و ۱۱۰٫” تفسیر روح البیان، ج ۵، ص ۳۱۶؛ الجامع لأحکام القرآن، ج ۱۱، ص ۷۲٫
[۴۱] . با اقتباس از: تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی، ج ۱۱، ص ۴۳، ج ۱۰، ص ۲۶۷، ج ۸، ص ۲۵۵ و ۳۲۵، ج ۵، ص ۲۲۲، و… .
[۴۲]. خواندن سوره شمس، لیل، قدر، کافرون، توحید،معوذتین (ناس و فلق) سپس توحید ۱۰۰ مرتبه و صلوات ۱۰۰ مرتبه و خوابیدن با وضو به جانب راست.
[۴۳]. حاشیه ی مفاتیح، باقیات الصالحات.
[۴۴]. صبوری، حسین، شهریار ما، چاپ ۱۳۸۱٫
[۴۵]. بنأ، ۹٫
[۴۶]. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج ۲۶، ص ۱۹، دارالکتب الاسلامیة، پاییز ۱۳۶۹٫
[۴۷]. شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج ۳، ص ۱۰۳، بی جا، بی تا.
[۴۸]. مصطفوی، سید جواد، بهشت زندگی، ج ۳، ص ۹۹، برهان، بی تا، به نقل از سفینة البحار، ماده نوم.
[۴۹]. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج ۲۶، ص ۲۰٫
[۵۰]. مجلسی، محمدباقر، حلیة المتقین، ص ۱۲۶، دفتر نشر برگزیده، بهار ۱۳۷۵٫
[۵۱]. همان.
[۵۲]. طباطبایی، محمد حسین، سنن النبی (ص)، ص ۱۴۱، ح ۱۵۰، انتشارات اسلامیه، تابستان ۱۳۷۸٫
[۵۳]. در این رابطه به نمایه “خاتمیت پایان رسالت”، شماره ۵۲۲۲ که در سایت اسلام کوئست موجود است مراجعه نمایید.
[۵۴]. در این رابطه به نمایه “کامل بودن دین و تغییر ناپذیری آن”، شماره ۷۸۱ که در سایت اسلام کوئست موجود است مراجعه نمایید.
[۵۵]. اگر مورد جدیدی (مسائل مستحدثه) پیش آمده باشد فقهای بزرگ شیعه با استفاده از قواعد کلی که در اختیار دارند احکام آن را از منابع دینی استخراج می کنند.
[۵۶]. آل عمران، ۱۸٫
[۵۷]. حسین، استاد ولى، آداب، سنن و روش رفتارى پیامبر گرامى اسلام، ص ۸۰، انتشارات پیام آزادى، تهران، چاپ سوم، ۱۳۸۱ ش.
[۵۸]. شیخ صدوق، الخصال، ج ۱، ص ۲۶۲، انتشارات جامعۀ مدرسین قم، ۱۴۰۳ هـ ق؛ شیخ صدوق، عیون أخبار الرضا (ع) غفارى و مستفید، ج۱، ص ۵۱۰، نشر جهان، تهران، چاپ اول، ۱۳۷۸ هـ ق.
[۵۹]. حکیم، سید محمد سعید، منهاج الصالحین، ج ۳، ص ۱۶۸٫
[۶۰]. شیخ طوسی، مبسوط، ج ۱، ص ۱۶۱٫
[۶۱]. کافی، ج ۳، ص ۳۷۰٫
[۶۲]. نبأ، ۹؛ فرقان، ۴۷؛ آل عمران، ۱۵۴؛ انفال، ۱۱؛ روم، ۲۳ و …
[۶۳]. حجر، ۴۸؛ فاطر، ۳۵، “لا یمسنا فیها نصب و لا یمسنا فیها لغوب”.
[۶۴]. فاطر، ۳۴؛ اعراف، ۴۹٫
[۶۵]. مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار، ج ۸، ص ۲۲۰، ح ۲۱۵، مؤسسة الوفاء، بیروت، ۱۴۰۴ هـ ق.