يكي از پرسشهاي اعتقادي اين است كه چرا خداوند بعضي از انسانها را ناقص آفريده است؟

طبق بيان آيات و روايات، فطرت انسان بر نيكي و خير بنا نهاده شده است و بشر با فطرت و سرشت نيكوي الهي خلق شده است و هيچ فطرت بد و سرشت ناروا در كار نيست؛ زيرا هدف خداوند از خلقت انسان، تكامل و رشد او است و نيز او ارحم الراحمين است و با هيچ كس دشمني ندارد.

خداوند درباره آفرينش انسان مي فرمايد:

«لَقَدْ خَلَقْنَا الاِْنْسانَ في اَحْسَنِ تَقويم»؛(1) «ما انسان را به بهترين شكل آفريديم.»

و نيز مي فرمايد: «اَلّذي اَحْسَنَ كُلَّ شَيءٍْ خَلْقَهُ»؛(2) «او همان كسي است كه هر چه را آفريد نيكو آفريد.»

در نظام احسن آفرينش، با اين همه لطف و مهر و بزرگواري خالق، چرا كسي ناقص شود و از نعمتها محروم گردد. خدا كه فيض بخش مطلق است، چرا فيض و لطفش را دريغ مي نمايد؟

نعمتهاي الهي عمومي است و اگر به كسي نرسد، بايد ديد عيب از كجاست و چه عواملي باعث گرفتاري او شده است. بنابراين در اين جهان بيني، خلقت بد و فطرت ناروا معنا ندارد. چنانكه رسول خدا صلي الله عليه و آله مي فرمايد: «ما مِنْ مَوْلُودٍ اِلاّ يُولَدُ عَلَي الْفِطْرَةِ فَأَبَواهُ يُهَوِّدانِهِ وَيُنَصِّرانِهِ ويُمَجِّسانِهِ؛(3) تمام انسانها بر فطرت [سالم] متولد مي شوند و اين پدر و مادر كودك اند كه او را يهودي و نصراني و مجوسي مي كنند.»

خداوند بدبختيها و زشتيها را از خود انسان مي داند و مي فرمايد: «ما أَصابَكَ مِن حَسَنَةٍ فَمِنَ اللّه وَما أصابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكْ»؛(4) «هر احسان و نيكي كه به تو مي رسد از جانب خداست، و هر بدي و زشتي كه به تو مي رسد از خود توست.»

و نيز مي فرمايد: «وما أصابَكُمْ مِّنْ مُّصيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أيْديكُمْ»؛(5) «هر مصيبتي كه به شما مي رسد نتيجه اعمال شماست.»

از اين آيات و روايات به دست مي آيد كه اصل، در آفرينش انسان، بي عيب و نقص بودن است و اگر انساني فاقد بعضي كمالات باشد، وجود او استثنايي بوده و جنبه ثانوي دارد كه بر قانون خلقت وارد شده است، و نيز بيانگر آن است كه تمام بديها، پليديها، نقصها و صفات زشت و ناهنجاريها، همه از خود انسان است.

علل ناقص الخلقه شدن

آنچه از روايات اسلامي و ره آورد دانش بشري به دست مي آيد اين است كه بخش مهمي از اين نقيصه ها مربوط به جهل و ناداني والدين درباره وظايف همسري، نحوه آميزش، كيفيت پرورش فرزندان و تغذيه مادران هنگام بارداري و نيز ناشي از اموري مانند مصرف شراب، مواد مخدر، سيگار، آميزشهاي حرام و تا حد زيادي وراثت است. به ديگر سخن آن نقيصه ها و كمبودها، غرامتي است كه پدران و مادران به جهت ناداني خود مي پردازند. البته علل پيدايش اين استثناها منحصر در عوامل ياد شده نيست.(6) اينك به اختصار به برخي از اين عوامل اشاره و توضيحاتي ارائه مي كنيم:

الف) سوء تغذيه

احاديث اسلامي، سوء تغذيه را مايه پيدايش كمبودها دانسته و تغذيه مناسب را يك پيشگيري مي داند: قال رسول اللّه صلي الله عليه و آله : «اَطْعِمُوا السَفَرجَلَ فَاِنَّهُ يَحْسن اَوْلادكُم؛(7) [به زنان باردار] به بخورانيد زيرا اين ميوه مايه زيبايي كودكان شما مي شود.» و در روايت ديگر مي فرمايد: «أَطعِموا نِساءَكُمْ اَلحَوامِلَ اللُّبانَ فَانَّهُ يَزيدُ في عقلِ الصبي؛(8) به همسران باردار خود «كندر» بدهيد، زيرا كندر خِرَد بچه را مي افزايد.»

در علوم روز نيز اين مسئله به طور گسترده مطرح است كه سوء تغذيه باعث بيماري و نقص كودك مي گردد. در ذيل نمونه هايي متذكر مي شويم:

1. يكي از پزشكان اروپا آمار جامعي از نطفه هايي كه در اوايل سال مسيحي منعقد مي شود برداشته و منتشر كرده است. اين پزشك اروپايي مي نويسد: «به طور كلي هشتاد درصد اشخاص ناقص الخلقه و معلول، محصول شب اول ژانويه مي باشند؛ زيرا در اين شب مسيحيان عيد بزرگي دارند و به عيش و نوش پرداخته، بيش از حد متعارف مشروب مي خورند و عياشي مي كنند؛ به حدي كه مريض مي شوند.»(9)

2. «اگر هنگام توليد مثل، نطفه پدر مسموم باشد، تمام سلولهاي بدن او مسموم بوده و در نتيجه عليل خواهد بود و از اين نطفه مسموم و عليل جنين ناقص و عليل بوجود مي آيد. اين مسموميت ممكن است در اثر غذاي فاسد چون خوردن مشروب، كشيدن ترياك، كشيدن بنگ و غيره باشد. پس در هنگام مسموميت به خصوص مستي بايد از توليد مثل خودداري كرد.»(10)

3. عده اي از كودكان در روزهاي اول عمر مبتلا به زخمهايي مي شوند كه آنها را «اگزماي» كودكان و «رشكا» مي نامند. اين زخم نتيجه سوء تغذيه مادر هنگام بارداري است. مادر در اين مدت بر اثر خوردن ادويه جات مانند خردل يا دارچين، نوزاد را مبتلا به «اگزما» مي كند.(11)

4. بنابر نظر پزشكان، سلامتي جنين و مادر بستگي كامل به غذايي دارد كه مادر در زمان حمل مي خورد. كم مو بودن و پر مو شدن كودك، نتيجه غذاي مصرفي مادر است، رنگ چهره، مو، سرخي و سفيدي، سبزه نمكي، مشكي شدن موي سر، بور شدن آن و رنگ چشم، به غذاي مادر بستگي دارد.(12)

5. سوء تغذيه باعث كم هوشي مي شود. همچنين كاهش عمومي هوش و نيروي عقل، از الكل و مصرف غذاي اعتيادآور ريشه مي گيرد. طبق يك آمار رسمي 80% از كودكان ناقص الخلقه جهان و كودكاني كه داراي نقصان رشد مغزي، عصبي و جسمي هستند، مادرانشان در دوران بارداري تغذيه درست نداشته اند.(13)

6. فرزندان مادران سيگاري در دوران تحصيل از ساير كودكان هم سن خود عقب مانده ترند، و اين عقب ماندگي به مقدار سيگار مصرفي مادر در دوران حاملگي بستگي دارد؛ زيرا سيگار باعث كم شدن سلولهاي مغز كودك مي گردد.(14)

دكتر «ملوين كنزلي» كه سالهاي زيادي را به تحقيق درباره الكليسم گذرانده است، در كنگره جهاني مبارزه با الكل و الكليسم در «واشنگتن» گفت: «تحقيقات گسترده اي كه درباره مصرف الكل شده است، نشان مي دهد كه مشروبات الكلي ـ حتي به ميزان بسيار كم ـ سبب ضايعات مغز و انحلال در كار سلولهاي مغزي مي شود.»(15)

پرفسور لاندوزي مي گويد: «جاهايي كه مرگ و مير در اثر سل زياد است، مشروبات الكلي هم زياد است.»(16)

خلاصه سخن اينكه: بنابر پژوهشهاي پزشكان، سوء تغذيه ممكن است آثار زير را در پي داشته باشد:

سقط جنين، نارس و ناقص به دنيا آمدن كودك، مرگ بچه قبل از تولد، كمبود وزن و قد كودك.(17)

از مطالب گذشته اين چنين به دست مي آيد كه هر گونه سوء تغذيه در دوران حاملگي؛ اعم از خوردن غذاهاي غيرمقوي يا حرام مانند شراب، كشيدن سيگار، و غذاهاي فاسد، به امراض گوناگون و سقط جنين يا نارس بودن و ناقص الخلقه بودن كودك مي انجامد.

ب. وراثت

وراثت اصلي است كه اسلام بر آن صحه گذاشته است. گرچه ژنتيك در غرب علم نوپايي است، اما قانون وراثت به صورت كلي در قرآن و احاديث اسلامي وارد شده است.

رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: «اُنْظُر في أَي شَيءٍ تَضَعُ وَلَدكَ فَاِنَّ العِرْقَ دَسّاسٌ؛(18) ببين نطفه خود را در چه محلي قرار مي دهي؛ زيرا اخلاق پدران به فرزندان منتقل مي شود.»

امام صادق عليه السلام فرمودند: «اِنَّ اللّه تبارك وَتعالي اِذا أرادَ اَنْ يَخْلُقَ خَلقا جَمَعَ كُلَّ صُورَةٍ بَينَهُ وَبَيْنَ آبائِهِ اِلي آدَمَ عليه السلام ثُمّ خَلَقَه عَلي صُورَةِ أحَدِهِمْ فَلا يَقُولَنّ اَحَدٌ هذا لايُشْبِهُني وَلا يُشْبِهُ شَيئا مِنْ آبائي؛(19) وقتي خدا بخواهد انساني را بيافريند صورتهايي كه ميان او و پدران او تا حضرت آدم، وجود دارد جمع كرده و او را به شكل يكي از آن صورتها مي آفريند. كسي نبايد بگويد اين فرزند به من و يا به يكي از پدران من شباهت ندارد.»

پزشكان امراض روحي، ثابت كرده اند كه 66% كودكان مبتلا به امراض روحي بيماري را از مادران خود به ارث برده اند.(20)

دكتر آلكسيس كارل فيرايولوژيست و جراح و زيست شناس معروف فرانسوي در اين باره مي گويد: «هيچ كس نبايد با افرادي كه نشانه هاي بيماريهاي ارثي دارند، زناشويي كند. تقريبا تمام بدبختيهاي آدم ناشي از نقايص ساختمان عفوني و رواني و عوامل ارثي اوست، در حقيقت كساني كه بهره بسياري از ديوانگي، ضعف عقل و سرطان ارثي به دوش دارند بايد از زناشويي خودداري كنند.»(21)

ج. آداب آميزش

آميزش زن و مرد پاسخ به يك نياز فطري است. با اينكه اين كار، يك عمل طبيعي و غريزي است، ولي آدابي در اسلام(22) براي آن بيان شده است كه سرپيچي از آن مايه تباهي فرزند مي شود. در ذيل نمونه هايي از آن را متذكر مي شويم:

جنون و ديوانگي كودك:

رسول اكرم صلي الله عليه و آله فرمودند: «يُكْرَهُ أنْ يَغْشَي الرَّجُلُ الْمَرْأَةُ وَقَدْ اِحْتَلَمَ حتّي يَغْتِسلَ مِنْ اِحْتِلامِهِ الَّذي رَأي، فَإِنْ فَعَلَ فَخَرَجَ الْوَلَدُ مَجْنُونا فَلا يَلُومَنَّ إلاّ نَفْسَهُ؛(23) كراهت دارد كه مرد محتلم قبل از غسل [جنابت] از احتلامي كه ديده است با همسرش نزديكي كند. اگر چنين كرد و فرزند ديوانه اي به وجود آمد، فقط خود را ملامت كند.»

بيماري جذام و برص:

كسي از رسول خدا صلي الله عليه و آله پرسيد: چرا بيماري جذام و برص دامنگير كودكان مي شود؟ حضرت فرمود: «مَنْ جامَعَ اِمْرأئةً وَهِيَ حائضٌ فَخَرَجَ الوَلَدُ مَجْذُوما اَو أَبْرَصَ فَلا يَلُومَنَّ الاّ نَفْسَهُ؛(24) اگر كسي با همسرش در حال حيض نزديكي كرد و فرزندش با جذام يا برص به دنيا آمد، فقط خودش را سرزنش كند.»

كوري كودكان:

امام صادق عليه السلام فرمود: در هنگام آميزش به آلت جنسي زن نگاه نكنيد كه بيم آن مي رود فرزند كور شود.(25)

لال بودن فرزند:

از امام صادق عليه السلام نقل شده كه: مرد و زن در هنگام آميزش سخن نگويند، زيرا بيم آن مي رود كه فرزند لال شود.(26)

والدين بي خبر چه تقصيري دارند؟

در اينجا ممكن است سؤالي مطرح شود و آن اينكه والدين خبر نداشتند كه اين عمل در فلان شرايط آثار سويي روي نوزاد مي گذارد، در اين صورت آنان چه تقصيري دارند؟

پاسخ آن است كه دانستن يا ندانستن پدر و مادر در پيامد طبيعي اثر ندارد. ما اگر ندانيم كه در سيم، برق است و دست به آن بزنيم، برق ما را مي گيرد. برق صبر نمي كند ببيند ما بي اطلاعيم تا به ما كاري نداشته باشد. ما اگر ظرف شرابي را به خيال آب بخوريم، مست خواهيم شد. زيرا مست شدن پيامد طبيعي شراب است. خواه خيال كنيم آب است يا چيز ديگر، بنابراين بي تقصيري پدر و مادر به معناي آن است كه گناه عمدي نكرده، اما پيامدهاي طبيعي و وضعي همچنان درجاي خود باقي است.(27)

 

 

گناه كودك چيست؟

سؤال ديگر اين است كه اگر والدين كوتاهي كردند، گناه كودك چيست؟

در پاسخ مي توان گفت: هم خدا منزّه است و هم كودك بي تقصير. مقصر اصلي، والدين هستند ولي ناراحتي آن به دوش كودك است و اين مخصوص نوزاد نيست. در تمام ظلمهاي عالم، ظالم مقصر است؛ اما ناراحتي ظلم به دوش مظلوم مي افتد.

اگر من سنگي به سوي شما پرتاب كردم و پيشاني شما شكست، نه شما گناهكاريد، نه خدا، گناه از من است كه سنگ زدم. ولي سختي اين گناه را شما تحمل مي كنيد. اين سؤال مانند سؤال در مورد ساير ظلمهاست كه ظالمان تقصير كرده اند، گناه مظلومان چيست؟ آيا اگر شما خمير شور يا تلخي را نزد نانوا ببريد و او نان شور يا تلخ به شما داد، مي گوييد نانوا ظالم است؟

در ادامه بايد گفت: تأثير علل و اسباب طبيعي، يك امر قهري است و به اراده و خواست ما تعلق ندارد. ما خواه بدانيم يا ندانيم، هر علت طبيعي نتيجه خاصي را به دنبال دارد. عدسي چشم به اندازه اي ظريف و لطيف است كه اصابت سنگريزه اي آن را نابود مي سازد، خواه چشم انسان بي گناه باشد يا مجرم، كودك باشد يا بزرگسال، عالم باشد يا جاهل.

به عبارت ديگر: اگر انسان كاري انجام دهد و اثر نكند و به نتيجه نرسد، و خداوند آثار علل را از معلولها بگيرد، مثلا: سم اثر نكند، الكل مؤثر نباشد، ترس شديد بي اثر باشد و... و اگر فقط جلوي آثار كارهاي بد را بگيرد و يا نگذارد كار بد صورت بپذيرد، جبر لازم مي آيد و اين خلاف اختيار و انتخاب و آزادي انسان است. و اگر گفته شود، انسانها، هرچه مي خواهند بخورند و هركاري دلشان مي خواهد انجام دهند، خدا هست، بلاها و بديها را دور مي كند!! حرف بسيار نادرستي است، چون خلاف قانون علت و معلول و اثر و مؤثر است، در نظام هستي خداوند علت و معلول را كنار هم نهاده است. بنابراين، اين ما هستيم كه بر اثر عدم رعايت شرايط بهره برداري، خود و عزيزان خود را ميان بلاها و آفتها مي افكنيم. كاشف نيروي الكتريسيته عالي ترين خدمت را به جامعه انساني انجام داده است، ولي هرگاه كسي در مقام بهره برداري، شرايط لازم را رعايت نكند، هرگز نمي توان «اديسون» را مقصر شناخت كه بشر را به چنين موهبت طبيعي راهنمايي كرده است.(28)

حاصل سخن اينكه: از تمام اين مطالب استفاده مي شود:

1. مقصر اصلي ناقص الخلقه شدن، خود انسان است.

2. جهاني كه افراد سالم و معلول در آن به سر مي برند، جهان ماده و طبيعت است و تكامل هر فردي در آن به صورت تدريجي در عين حال در گرو شرايطي است كه بايد با آن همراه شود، در غير اين صورت به نتيجه مطلوب نخواهد رسيد.

3. بشر در رحم مادر مانند درختي است كه بايد پدر و مادر در مراقبت آن به طور كامل كوشش كنند و از روزي كه پيوند زناشويي مي بندند، بايد شرايط تحويل كودكان سالم را نيز فراهم سازد

---------------------------------------------------

1. تين/5.

2. سجده/7.

3. شيخ ابي جعفر الصدوق، من لا يحضره الفقيه (قم: انتشارات جامعه مدرسين، 1413 ق)، ج2، ص49، ح1668.

4. نساء/79.

5. شوري/30.

6. در اينجا فقط به فهرست برخي از عوامل نارساييها و نقصها اشاره مي كنيم:

ا. بيماري پدر و پدران.

ب. بيماريهاي رواني پدر و مادر.

ج. غذاي پدر و مادر.

د. حالات غيرعادي پدر، مستي و...

ه. آميزش در حال حيض (عادات ماهانه).

و. عكس العمل گناه پدر و مادر.

ز. رفتار ناهنجار مادر در دوران بارداري.

ح. كمبود مواد غذايي در دوران بارداري.

ط. ترس و وحشت مادر در دوران حاملگي و شيردادن.

ی. دلهره و نگرانيهاي مادر در دوران بارداري.

ک. غم و اندوه و غصه هاي مادران.

ل. تحركات شديد در دوران بارداري.

م. مسموميتهاي غذايي مادر.

ن. اعتياد مادر به الكل و سيگار.

س. ناسازگاريهاي خوني.

ع. لقمه هاي حرام و نطفه هاي حرام.

ف. نقصهاي موروثي.

ص. عوارض ناشي از سلاحهاي مخرب جنگي و شيميايي.

ق. وجود جنگ و نگرانيهاي ناشي از آن و...

در توضيح عوامل فوق و اطلاع بيشتر در اين زمينه مي توانيد به كتابهاي زير مراجعه كنيد:

- عدل الهي، استاد شهيد مرتضي مطهري.

ـ مسئوليت تربيت، محمد دشتي.

ـ حلية المتقين، علامه محمدباقر مجلسي.

ـ اعجاز خوراكيها، دكتر غياث الدين جزايري.

ـ علل كال زايي زنان، بنيامين اسپاك.

ـ جنگ شيميايي، سروان محمود كسري.

ـ اصول بيماريهاي ارثي، دكتر مولوي.

ـ كودك، ج1 و 2، محمدتقي فلسفي.

ـ آيين تربيت، ابراهيم اميني.

ـ تعاليم بهداشتي اسلام، دكتر صفدر صانعي.

ـ زندگي و پرورش كودك، ژان پياژه.

ـ تغذيه و تربيت كودك، بنيامين اسپاك.

ـ اسلام و اطفال عقب مانده، قدسيه حجازي.

ـ همخوني از نظر ژنتيك در اسلام، دكتر اردوباري.

7. علامه محمد باقر مجلسي، بحارالانوار، بيروت، مؤسسه الوفاء، ج63، ص176.

8. شيخ عباس قمي، سفينة البحار، دارالأسوة، الطبعة الثانيه، 1416 ق، ج7، باب اللام، ص570.

9. دكتر غياث الدين جزايري، اعجاز خوراكيها،تهران، انتشارات كتابهاي پرستو، 1345 ش، ص214.

10. همان مدرك، ص215.

11. ر.ك: اعجاز خوراكيها، ص247 ـ 248.

12. همان مدرك، ص220. براي اطلاع بيشتر در اين زمينه مي توانيد به اعجاز خوراكيها از صفحه 216 به بعد مراجعه كنيد.

13. محمد دشتي، مسئوليت تربيت، قم، نشر امام علي عليه السلام ، چاپ ششم، 1368 ش، ص87 به نقل از بهداشت جسمي و رواني كودك، ص62.

14. مسئوليت تربيت، ص88، به نقل از مكتب اسلام سال 15، ش6.

15. اسماعيل اژدري، دكتر براي همه، تهران، چاپ اقبال، نوبت سي ونهم، 1374، ص46 ـ 47.

16. همان، ص49.

17. دكتر صفدر صانعي، تعاليم بهداشتي اسلام، مشهد، انتشارات كتابفروشي جعفري، ص108.

18. ابن ابي الحديد، شرح نهج البلاغه، قم، كتابخانه آيت اللّه مرعشي، 20 جلد در ده مجلد، 1404 ق، ج12، ص116.

19. من لا يحضره الفقيه (پيشين)، ج3، ص484، ح4709؛ علل الشرايع (پيشين)، ج1، ص103، باب1، ح93.

20. محمدمحسن فيض كاشاني، المحجة البيضاء، انتشارات المكتبة الشفيعي، ج3، ص94.

21. الكسيس كارل، انسان موجود ناشناخته، ترجمه پرويز دبيري، اصفهان، انتشارات تأييد، چاپ پنجم، 1348 ش، ص312.

22. علامه محمدباقر مجلسي، حلية المتقين، تهران، كتابفروشي اسلاميه، چاپ افست، ص69، فصل سوم، چهارم و پنجم.

23. الشيخ ابي جعفر الصدوق، من لا يحضره الفقيه، بيروت، دارالاضواء، الطبعة الثانيه، 1413 ق، ج3، باب 121، ح7/1212.

24. من لا يحضره الفقيه (پيشين)، ج3، باب 121، ح8/1213.

25. حلية المتقين، همان، ص70، ف4.

26. همان.

27. اصول عقايد، محسن قرائتي، نشر سازمان تبليغات اسلامي، چاپ چهارم، ص97.

28. ر.ك: استاد جعفر سبحاني، پرسشها و پاسخها، قم، انتشارات سيدالشهداء، ص337، پاسخ پرسش 52؛ شهيد سيدعبدالكريم هاشمي نژاد، پاسخ به مشكلات جوانان، مشهد، انتشارات كانون بحث و انتقاد ديني، ص228.