« بسم الله الرَّحمن الرَّحیم »

 

سیره امیرالمؤمنین امام علی  ( علیه السلام )  در تربیت فرزند

 

مقدمه  :

مقوله تربیت از ابتدایی‏ترین و اساسی‏ترین نیازهای زندگی بشری‏است و نه تنها تربیت لازمه جدایی ناپذیر زندگی که متن آن بوده و بلکه زندگی ، از گهواره تا گورش جلوه‏ای از آن است . انسان تنهادر پرتو تربیت صحیح است که به‏عنوان موجودی هدفمند و اندیشه ورز به اهداف وآرمانهای خود دست‏یازیده و قله رفیع سعادت مطلوب‏خویش را فتح می‏نماید ; از این رهگذر برای انسان مسلمان تربیت‏اسلامی ضرورتی مضاعف دارد زیرا انسانی که گردنبند مروارید دانه‏دین و بندگی خالق متعال رابر گردن آویخته جز در پرتو تربیت‏صحیح اسلامی به مدال افتخار عبودیت و تسلیم نائل نمی آید ، ازسویی دیگر چنین انسان مسلمانی برای پیمودن راه سعادت و بندگی‏احتیاج به الگوهای مطمئن عملی دارد تا با نصب‏العین قراردادن‏ دیدگاههاو سیره عملی آنان ، هم راه صحیح بندگی و سعادت رابپیماید و هم در این وادی سریعتر گام نهد و سریعتر به مقصد نایل آید ، از این رو معصومین (علیهم السلام) که از گوهر عصمت‏و مصونیت از خطا و اشتباه برخوردارند ، بهترین و مطمئن‏ترین‏الگوهای تربیتی بوده و ارائه دیدگاههاو کشف و عرضه سیره تربیتی‏آنان یک ضرورت انکارناپذیر برای پویندگان عرصه تعلیم و تربیت‏اسلامی است و در این میان ، ارائه دیدگاههاو سیره تربیتی امام‏علی (ع) که خود « اب الائمه‏ » و سرسلسله جانشینان به‏حق نبوی ‏و سرآغاز تجلیگاه امامت معصومین (علیهم السلام) و نخستین‏تشکیل دهنده حکومت اسلامی علوی است ، بر ضرورت این کار می‏افزاید .

 

 

 

مبحث‏اول : اهمیت تربیت فرزندان و ضرورت تسریع در آن و هدف‏نهایی از آن :

الف) اهمیت تربیت فرزندان :

تربیت از حیاتی ترین ابعاد زندگی انسان است و در پرتو آن ،انسان به سعادت مطلوب نائل می‏آید . بزرگ مربی اسلام ، امام علی (ع) در سخنان پربار خود بارها و بارها از این امر مهم پرده برداشته و آثار و نتائج مثبت تربیت فرزند و پیامدهای منفی بی‏توجهی به آن‏را بیان داشته‏اند . اما پیش از بیان دیدگاههای حضرت در این‏زمینه ، مناسب است نوع نگرش و برداشت آن حضرت را از فرزند ارائه نمائیم . بر خلاف برداشت و نگرش برخی افراد که از فرزند بیشتر به عنوان ابزاری برای پاسخگویی به نیاز عاطفی والدین ونیز عضوی برای تامین و خدمت‏ به خانواده و مایه فخر و مباهات ‏والدین نگریسته می‏شود ، امام علی (ع) به فرزند بسی فراتر از این نگریسته و آن را عطیه‏ای الهی بر شمرده‏اند که در پرتو توجه ‏و تربیت والدین به رشد کافی رسیده و در پی نیکوکاری و احسان به‏والدین بر می‏آید . در نهج‏البلاغه آمده است که : «در حضور امام‏علی (ع) مردی به دیگری تولد پسرش را این چنین تبریک گفت : «گوارایت‏ باد رزمجویی سوارکار !» آن حضرت از این نوع تبریک گفتن‏ او نهی نمود و تبریک گفتنی این چنین رابه او توصیه نمود : « امید که بخشنده‏اش را سپاسگزار باشی و این عطیه الهی مبارکت‏باد، او به رشد دلپذیر برسد و تونیز ازنیکی و خیرش بهره‏مند شوی . » (1)

پس از آن که از نگرش امام علی (ع) نسبت‏به فرزند آگاه‏شدیم ، اینک به آثار و نتایج تربیت فرزند از دیدگاه آن حضرت‏اشاره می‏کنیم .  آن حضرت درسخنی کوتاه و در عین حال عمیق و ظریف، تربیت و ادب‏آموزی را میراثی بی مانند تلقی نموده‏اند . معمولابا در گذشت انسان ، نگهبان میزان و مقدار میراث به ارث گذاشته‏او معطوف است و چنانچه فردی متمول و ثروتمند باشد ، اقلامی ازمیراث همانند زمین ، خانه و ماشین در نظر کوته نظران ، بزرگ ومهم جلوه می‏نماید اما از دیدگاه امام مربیان ، علی (ع) ،میراثی به مانند ادب و تربیت وجود ندارد « لامیراث کالادب ‏» (2) و هرگز املاک و دارایی‏های باقیمانده مادی ، قابل مقایسه بامیراث گرانبهای ادب و تربیت صحیح برای فرزندان نیست . واز این‏روست که در سخنی دیگر ، آن حضرت فرمود : «گرانبهاترین چیزی که‏پدران برای فرزندانشان به ارث می‏گذارند ، ادب است .» (3)   امام علی (ع) ثمره و محصول تربیت صحیح را پرورش فرزند صالح وپیامد بی‏توجهی به امر خطیر تربیت را « رشد یافتن فرزند ناصالح‏ » برشمرده و برای هریک از این دو ، آثار و نتائج مثبت و منفی‏بیان نموده‏اند . از دیدگاه آن حضرت فرزند صالح مایه انس وآرامش والدین است لذا می‏فرماید : «انس و آرامش در سه چیز است: همسری که با شوهرش توافق داشته باشد ، فرزندی که صالح باشد وبرادری که موافق و هم راءی انسان باشد .» (4) همچنین درسخن دیگری فرزند صالح را نیکوترین یادگار و بلکه مساوی با همه‏یادگارهای باقیمانده از والدین ، معرفی می‏نماید : « الولدالصالح احد الذکرین ‏»  .  مرحوم خوانساری در ترجمه و شرح خود بر«غررالحکم و دررالکلم‏» ذیل این حدیث می‏گوید : «فرزندصالح نیکوتر دو یاد است ; یعنی اسباب یاد کسی به نیکویی دوتاست: یکی فرزند صالح که از او بماند و دیگری سایر اسباب او .

فرزند صالح نیکوتر از همه آنهاست‏یا اینکه فرزند صالح را با هرسببی بسنجند ، از آن سبب نیکوتر است‏» (5) از سویی دیگر آن حضرت آثار سو و پیامدهای منفی پرورش فرزندناصالح را مورد توجه قرار داده و همه رهروان‏صدیق خود را از بی‏توجهی به تربیت صحیح فرزندان برحذر داشته‏است . ایشان در سخنی فرزند ناصالح را مایه نابودی شرف و بلندی‏مرتبه پدران خود و عیبناک کننده پیشینیان خود معرفی می‏نماید . (6) و در کلامی دیگر از فرزند ناصالح به آلوده کننده‏پیشینیان‏خود و فاسد کننده اولاد و بازماندگان یاد می‏کنند . (7) همچنین‏در سخنی دیگر او را مایه محنت و شومی دانسته (8) و در بیانی‏بلیغ ، فرزند ناخلف را شدیدترین مصیبتها معرفی نموده‏اند (9) . فرزند ناصالح نه تنها خویشتن خود را گم نموده و گوهر بندگی و انسانیت‏خویش را از دست می‏دهد ، که گاهی ممکن است پدر صالح وشایسته را به انسانی ناصالح مبدل گرداند ; علی (ع) درباره‏زبیر فرمود : «پیوسته زبیر مردی از ما اهلبیت (علیهم السلام) بود تا اینکه فرزند شوم و ناخلف او عبدالله بزرگ شد (و اورا از ما جدا کرد .» (10)

 

ب) ضرورت تسریع در تربیت فرزندان از دیدگاه امام علی (ع):

برای موجوداتی که در طریق تغییر ، تحول ، رشد و تکامل هستندمعمولا موسم مناسبی وجود دارد که در آن به بهترین و مناسب‏ترین ‏رشد خود می‏رسند و آثار مورد انتظار از آنها تجلی می‏یابد ، گلهادر موسم بهار می‏رویند ، چشمه ها در فصل زمستان جاری می‏شوند . ابرها در زمستان بارور می گردند و قطرات بارانش میهمان زمین‏می‏گردند و ....  .  تربیت فرزند نیز موسم مناسب خود را دارد که درآن بهتر و آسانتر به بار می‏نشیند . موسم مناسب تربیت ، دراوایل زندگی یعنی دوره کودکی ، نوجوانی و عنفوان جوانی است ،آنگاه که فرزند هنوز قلبی آسمانی و بی‏آلایش دارد ، آنگاه که‏هنوز هواهای نفسانی و خواهشهای غیر انسانی به سرزمین وجود او هجمه نیاورده ، آنگاه که هنوز پلیدی‏ها و زنگارها میهمان‏ ناخواسته دل او نگشته و کشتزار دل او آماده پذیرش هر بذری است. از سوی دیگر والدین به عنوان مهمترین مربیان فرزندان خود نیز همیشه فرصت و حوصله تربیت که امری ظریف و در عین حال پیچیده‏است را ندارند ؛ زیرا آنگاه که بهار عمر والدین به روزهای آخررسید و ضعف و سستی بر آنان مستولی گشت و حافظه‏شان چونان جسمشان‏ به ضعف و نقصان گرائید ؛ توان تربیت و راهنمایی مفید رانداشته واز ایفای نقش مربیگری برای فرزندان عاجز می‏گردند . علی (ع)مربی بزرگ بشریت در منشور تربیتی خود به امام حسن مجتبی (ع)در به این نکته مهم و ظریف توجه نموده و دیدگاه تربیتی‏گران سنگی ارائه نموده است . آن حضرت فرموده‏اند : « فرزنددلبندم ! چون دیدم سالیانی راپشت‏سر نهاده و به سستی درافتاده‏ام ، بدین وصیت‏برای تو مبادرت نموده‏ام و خصلتهایی رادرآن بر شمردم پیش از آنکه مرگ بشتابد و مرا دریابد و آنچه دراندیشه دارم به تو ناگفته ماند یا اندیشه‏ام همچون تنم نقصان‏بهم رساند یا پیش از نصیحت من پاره‏ای خواهشهای نفسانی بر توغالب گردد یا فریبندگیهای دنیا تو را بفریبد و همچون شتری‏گریزان و نافرمان باشی . و به‏درستی که دل جوان همچون زمین‏ناکشته است ، هرچه درآن افکنند ، بپذیرد . پس به ادب آموختنت‏پرداختم پیش از آنکه دلت‏سخت‏شود و خردت هوایی دیگر گیرد . . .» (11) و در قسمت دیگر آن ، می‏فرماید : «... چون به کارتو چونان پدری مهربان عنایت داشتم و بر ادب آموختنت همت گماشتم، چنان‏دیدم که این عنایت در عنفوان جوانی‏ات به کار رود و دربهار زندگانی که‏نیتی پاک داری و نفسی صاف و بی‏آلایش ...» (12)

 

ج) هدف نهایی از تربیت فرزند :

در نظام تربیتی اسلام بحث اهداف از کلیدی‏ترین مباحث‏بوده وجایگاه مهمی در آن دارد . چرا که بدون داشتن هدف و تعیین آن ،امکان برنامه ریزی و نیز ارزیابی فعالیتهای تربیتی به آسانی‏ممکن نیست . در تربیت فرزندان آن هم در جامعه اسلامی ، داشتن‏هدفهای الهی بسی مهم و تعیین کننده است .

اکنون سوال این است که در نظام تربیتی اسلام هدف از تربیت چه‏باید باشد ؟ آیا هدف صرفا تولید نسل و افزودن بر اعضای جامعه‏است ؟ آیا هدف صرفا پرورش فرزند سالم است ؟ آیا هدف تربیت‏نیروی انسانی برای تداوم جامعه اسلامی و به انجام رسانیدن امورآن است ؟ و یا اینکه علاوه بر اینها ، اهداف مهمتر و مقدس تری‏ وجود دارد ؟ و بالاخره از دیدگاه بزرگ مربی اسلام ، امام علی (ع) هدف از داشتن فرزند و تربیت آن چیست ؟

بانگاهی به دیدگاهها و سیره تربیتی امام علی (ع) آشکار می‏شود که‏در نظام تربیت اسلامی هدف نهایی از تربیت ، رسیدن فرزند به مقام‏اطاعت وعبودیت الهی است .  هدف نهایی ، تربیت انسانی است که‏مطیع پروردگار و تسلیم در آستان او باشد . امیرمومنان علی (ع)درضمن حدیثی پیش از تولد فرزند ، هدف نهایی از تربیت را به‏طورغیر مستقیم بیان نموده و به‏راستی آن حضرت در سفره تربیتی خویش‏بدین هدف تحقق بخشیده و فرزندان خود را با توجه به آن ، تربیت‏نموده‏اند . مرحوم ابن‏شهرآشوب به سند خود از آن حضرت نقل می‏کندکه فرمود : «من از خداوند خویش طلب فرزندان زیبا چهره ونیکوقامت ننموده‏ام ، بلکه از پروردگارم خواسته‏ام تا فرزندانم‏مطیع او باشند و از او بترسند تا اینکه وقتی با این صفات به‏آنها نظر افکنم مایه چشم روشنی من باشند .» (13)

 

مبحث دوم : ابعاد تربیت از دیدگاه و سیره امام علی (ع) :

انسان موجودی است که از ابعاد گوناگون برخوردار است و به تبع‏آن تربیت نیز ابعادی دارد که خود به اقسامی تقسیم می‏گردد : تربیت اخلاقی ، تربیت دینی ، تربیت جسمانی ، تربیت اجتماعی و ...  .  درسیره تربیتی نخستین امام شیعیان نیز این ابعاد و انواع‏تربیت مورد توجه واقع گردیده .  با بررسی کامل و مفصل هر یک ازاین ابعاد و انواع ، نیازمند ارایه یک مقاله مستقل وبلکه یک‏کتاب است ولی از آنجا که موضوع این مقاله ، عام بوده وامکان‏بررسی مفصل هرکدام دراین مقاله وجود ندارد ، به‏ناچار بصورت‏اشاره واگذرا بدان نظر می‏افکنیم .

 

الف : تربیت دینی :

مراد ما از تربیت دینی محدوده خاصی است ، هر چند تربیت دینی‏به‏یک معنا بسیار عام و گسترده است و شامل همه ابعاد وجودی ‏انسان می‏گردد اما در اینجا ، مراد از تربیت دینی ، مقابل تربیت‏اخلاقی ، اجتماعی و سایر ابعاد است و عمدتا حوزه مربوط به عقایدو احکام عبادی از دین را شامل می‏گردد . تربیت دینی به این معنادر سیره تربیتی امام‏علی (ع) از اهمیت‏خاصی برخوردار است و درذیل به نمونه‏هایی از آن اشاره می‏کنیم :

1 - نماز :

یکی از بارزترین مصادیق تربیت دینی و بلکه مهمترین نمود آن‏ در حوزه احکام و عبادات ، نماز است . نماز بزرگترین فریضه ‏الهی‏ و پیش درآمد قبولی سایر اعمال و عبادات است . امام علی (ع) در طول‏عمر با برکتشان زیباترین جلوه‏ها را در نماز به‏نمایش گذاشتند ،او در حالت جنگ و صلح ، بیماری و سلامت ، در خانه و مزرعه ،بر مسند حکومت و خانه‏نشینی 25 ساله و در همه حالات و شرائط ،نماز مهمترین عمل او بود و فرزندان خود رابدان سفارش می‏نمود .

در وصیتی به امام حسن (ع) و تمامی خانواده و فرزندانش آنهارابه نماز سفارش کرده می‏فرماید : «از خدا بترسید ، از خدابترسید درباره نماز زیرا که نماز بهترین کارهاو ستون دین شماست‏» (14)

او نه تنها خود و فرزندانش به نماز اهمیت می‏دادند که‏همه پیروان وشیعیان خود را به تعلیم نماز به فرزندان و سعی درتشویق آنان به مدوامت‏ بر آن ، فرا خوانده‏اند . آن حضرت فرمود :«علموا صیسانکم الصلوه و خذوهم بها اذا بلغوا الحلم‏» «درکودکی به فرزندانتان نماز راتعلیم دهیدو هنگام بلوغ ، آنان رابه نماز وا دارید .» (15)

فریضه‏نماز درتربیت دینی چنان مهم‏است که حتی در پیش از بلوغ ، تنبیه مختصر فرزند به‏خاطر ترک آن، روا دانسته شده است . علی (ع) خطاب به یکی از اصحاب فرمود: «کودکان اهل خانه‏ات را با زبان به نماز و طهارت تادیب نما و وقتی به سن ده سالگی رسیدند ، آنان را بر ترک آن ، تنبیه‏بدنی نما ولی از سه بار بیشتر تجاوز نکند .» (16) نکته‏قابل توجهی که در این دو حدیث وجود دارد ، توجه حضرت به مراحل‏تربیت و نیز روش آشنا نمودن فرزندان با نماز و اقامه آن است ،زیرا در مورد نماز بین دوره کودکی و بلوغ فرق گذاشته‏اند ، دردوره کودکی تاقبل از ده سالگی فقط سفارش به آموزش و تعلیم نمازنموده‏اند و تنها به اقدام زبانی و سفارش کلامی اکتفا نموده‏اند ،در این مرحله تاکید بر آمادگی و زمینه سازی برای اقامه نمازشده است . اما در سن ده سالگی هر چند هنوز به‏حد بلوغ نرسیده‏اما بعلت رشد مناسب کودک در این سن و تا حدودی رسیدن به سن‏تمییز و تشخیص ، تاکید عملی بر اقامه نماز است و آنگاه که به‏سن بلوغ رسیدند تاکید بر واداشتن آنها به نماز و ترک نکردن آن‏است .

2 -  آموزش قرآن :

قرآن کتاب آسمانی و مهمترین منبع اسلامی است ، قرآن سرچشمه‏معارف الهی است و در تربیت دینی جایگاهی بس عظیم دارد . امام علی (ع) در نامه تربیتی خود به فرزندش امام‏حسن (ع) بعد از آنکه‏براهمیت تربیت و تسریع در آن تاکید می‏نمایند ، نخستین اقدام‏خود را تعلیم و آموزش قرآن و معارف و احکام حلال وحرام آن بیان‏می‏کند : «. . . وان ابتدئک بتعلیم کتاب‏الله و تاویله وشرایع‏الاسلام و احکامه و حلاله و حرامه لا اجاوز ذالک بک الی غیره . . . » ، «نخست تو را کتاب خدا بیاموزم وتاویل آن رابه‏تو تعلیم‏دهم و شریعت اسلام و احکام آن را از حلال و حرام بر تو آشکارسازم و (درآغاز) به چیزی غیر از قرآن نپردازم .» (17)

همچنین آن حضرت در توصیه به فرزندش محمدبن حنیفه ، فرمود : «. . . برتو باد به خواندن قرآن و عمل کردن به آنچه در آن است واینکه به مقررات و دستورات حلال و حرام آن و امر و نهی آن‏پایبند باشی . همچنین خواندن قرآن رادر شب و روز و هنگام تهجد بر خود لازم بدانی چرا که قرآن عهدنامه‏ای‏است از سوی خداوند تبارک‏و تعالی به خلق خود ، پس واجب است بر هر مسلمانی که در هر روز به عهدنامه خود بنگرد ولو پنجاه آیه باشد .» (18)

3 - تعلیم دعا :

در تربیت دینی ، دعا و درخواست از خداوند جایگاه ویژه‏ای دارد. دعا ابزاری است که بنده را به خالق پیوند می‏دهد و از طریق آن، نیازهای فردی و درونی خویش را با خداوند قادر متعال در میان‏می‏گذارد و در پرتو آن به سکون و آرامش نایل می‏آید . امام علی (ع) در سیره تربیتی خویش به عنصر دعا اهمیت زیادی قائل شده‏اند . آن‏حضرت هم دعاهایی را به فرزندان خود تعلیم می‏دادند و هم آنان رابر مداومت ‏بر آن توصیه می‏نمودند . امام حسین (ع) می‏فرماید :«پدرم مرا به خواندن دعای جوشن کبیر و حفظ و بزرگداشت آن‏توصیه نمودند و سفارش کردند که در هنگام وفاتشان آن را برکفنشان بنویسم و آن را به خانواده‏ام تعلیم دهم و آنان را برخواندن آن برانگیزانم .» (19)

هر چند در روایات برای دعا اوقات خاصی بیشتر مورد تاکید قرار گرفته و برخی دعاهای خاص در اوقات خاص وارد شده ، اما امام علی(ع) در سیره تربیتی خود هر فرصت مناسب را مغتنم شمرده و به‏تعلیم دعا به فرزندانش پرداخته اند  .  برای نمونه در هنگام غذاخوردن فرزندش امام مجتبی (ع) را به دعایی همیشگی سفارش نموده‏ و در ضمن آن به نقش تغذیه و سلامتی جسمانی برای انجام عبادات ونیز وسیله بودن غذا برای توان عبادت بیشتر ، اشاره می‏نماید  ؛  آن حضرت فرمود : «فرزندم ! هیچ لقمه سرد یا گرمی را مخور وهیچ شربت‏یا جرعه آبی را منوش الا اینکه قبل از خوردن و آشامیدن، این دعا را بخوانی «اللهم انی اسئلک فی اکلی و شربی السلامه‏من وعکه والقوه به علی طاعتک و ذکرک و شکرک فیما بقیته فی بدنی‏و ان تشجعنی بقوته علی عبادتک و ان تلهمنی حسن التحرز من‏معصیتک . .» (20) امام علی (ع) به دلیل اهمیت دعا و نقش‏آن در تربیت دینی ، نه تنها در طول زندگی خویش به فرزندان خودتعلیم دعا می‏نمودند بلکه در واپسین لحظات عمر خویش و در هنگام‏احتضار نیز از این امر غافل نبودند ، چنانکه در همان حالت‏حساس‏احتضار به فرزند خویش امام‏حسن(ع) دعایی راتعلیم نموده‏اند (21) .

4 - آشنایی با علوم اهلبیت (علیهم السلام)

آشنا نمودن فرزندان با علوم اهلبیت (علیهم السلام) و سخنان‏و عقاید مربوط به آنان ، از جمله عناصر مهم تربیت دینی درفرهنگ شیعی و علوی است . بر والدین ضروری است که ضمن آشنانمودن اجمالی آنان با مذاهب اسلامی عقاید حقه شیعه را به آنان‏تعلیم دهند و بذر محبت اهلبیت (علیهم السلام) را در دلهای‏آنان بیفشانند و آنان را با معارف غنی ، متقن و روشنگر اهلبیت(علیهم السلام) آشنا نمایند . تعلیم معارف و محاسن دانش ناب‏اهلبیت (علیهم السلام) به فرزندان آنها را در حریم امن عقیده‏قرار داده و از آثار شوم هجوم عقاید و اندیشه‏های ناپاک مصون‏می‏دارد . مرحوم صدوق با سند خود در حدیث چهارصدگانه از امام علی (ع) نقل کرده است که حضرت فرمود : «علموا صبیانکم من علمناماینفعهم الله به لاتغلب علیهم المرجئه براءیها» ، «به‏کودکان خود آن مقدار از دانش ما که به‏حال آنان مفید است ،تعلیم دهید تا اندیشه و نظر مرجئه (22) برآنان غالب نگردد . » (23)

5 - رعایت آداب و سنن اسلامی در هنگام تولد فرزند :

در سیره تربیتی معصومین (علیهم السلام) از لحظه تولد نوزاد، فعالیتهای تربیتی آغاز می‏گردد و با اینکه نوزاد توان بالفعل‏درک اشیاء و اعمال را ندارد اما در عین حال انجام برخی آداب ومراسم برای تربیت صحیح او درآینده موثر است ، از این رو امام علی (ع) در ضمن حدیث چهارصدگانه خود به اصحابش ، آنان را به انجام‏این آداب در هنگام ولادت فرزندانشان توصیه نموده‏اند :

« ... در روز هفتم برای فرزندانتان عقیقه نمایید و به مقدار وزن‏موهای سر فرزندتان نقره صدقه دهید . رسول خدا (ص) نسبت‏به حسن و حسین و سایر فرزندانش اینچنین رفتار نمود .» (24) ودر قسمت دیگر حدیث می‏فرماید : «فرزندان خود را روز هفتم ختنه‏کنید و گرما و سرما شما را از این کار بازندارد که این باعث‏پاکیزگی بدن نوزاد است . . .» (25)

 

 

ب)  تربیت اخلاقی :

یکی از ابعاد مهم تربیت اسلامی تربیت اخلاقی است. مراد ازتربیت اخلاقی اعمال روشها و به‏کارگیری اصولی است که در پرتوآنها فرد فضایل اخلاقی راکسب می‏کند و صفات رذیله رااز خود دورمی‏سازد. بامطالعه و بررسی سیره تربیتی امام علی(ع)به خوبی‏آشکار می‏گردد که تربیت اخلاقی در کنار تربیت دینی مهمترین واساسی‏ترین بعد تربیت‏بوده، آن حضرت بیشترین تلاش خویش را صرف‏این دو بعد تربیتی فرزندان کرده است. نامه‏ها و وصایای آن حضرت‏به فرزندان گواه صادقی بر این مدعاست. بررسی تربیت اخلاقی‏فرزندان از دیدگاه امام‏علی(ع)و سیره آن حضرت، کتابی مستقل نیازدارد. بدین سبب،تنها برخی از روشهای تربیت اخلاقی مورد نظر آن‏حضرت را مورد بررسی قرار می‏دهیم:

1- الگوی عملی بودن

به‏نظر می‏رسد مهمترین و کارآمدترین روشی که ائمه علیهم السلام‏در تربیت اخلاقی فرزندانشان به کار می‏گرفتند، رفتار عملی آنان‏بود. آنها خود الگوی کامل و مطمئن اخلاقی برای فرزندانشان‏بودند. اعمال و رفتارشان هر لحظه در منظر فرزندان قرار داشت وفرزندان با دیدن آنها مشق زندگی می‏گرفتند. سیره تربیتی امام ‏علی(ع)مملو از رفتارهای عملی است که برای همه سرمشق بود.

2- موعظه

پند دادن یکی از روشهای اخلاقی است که در سیره تربیتی‏ امام علی (ع) بسیار دیده می‏شود. آن حضرت در فرصتهای مناسب فرزندان‏خویش را پند می‏داد و دلهای پاک و نورانی آنان را نورانی‏تر می‏ساخت. روش تربیتی موعظه چنان در سیره تربیتی آن حضرت مهم بودکه حتی در بستر شهادت از آن بهره جست. نامه طولانی حضرت به ‏فرزند معصومش از مهمترین جلوه‏های این روش تربیتی شمرده می‏شود.

3- یاد مرگ و قیامت

از جمله روشهای تربیت اخلاقی، یاد مرگ و قیامت است. یاد مرگ و قیامت موجب می‏شود انسان از آرزوهای مادی جدا گردیده، به گناه‏تن ندهد. امام علی(ع)در خطبه‏ها و نامه‏هایش همواره مرگ را یادآوری‏می‏کرد و بخصوص فرزندانش را به فراموش نکردن آن توصیه‏می‏فرمود.حضرت ضمن نامه‏ای به امام حسن(ع)می‏فرماید: «فرزندم! فراوان به‏یاد مردن باش و به یاد موقعیتی که در آن قرار می‏گیری ‏و پس از مردن بدان روی می‏کنی تا چون برتو درآید، ساز خویش را آراسته و کمر خود را بسته باشی چنان نباشد که ناگهان مرگ تو را دریابد و برتو چیره گردد» .

 

 

ج)تربیت اجتماعی

تربیت اجتماعی از ابعاد مهم تربیت در نظام تربیتی اسلام است.

اسلام دین عزلت‏گزینی و فردگرایی نیست ، ‏بلکه علاوه بر توجه به امور فردی، به مسایل اجتماعی نیز توجه ویژه دارد و این یکی ازامتیازهای بزرگ دین خاتم است. در سیره معصومان علیهم السلام،بویژه امام‏علی(ع) ،تربیت اجتماعی از جایگاهی ویژه و با اهمیت‏ برخوردار است. مراد از تربیت اجتماعی مجموعه دیدگاهها در زمینه ‏روابط اجتماعی و نیز رفتارهای عملی است که امام علی(ع) فرزندانش را به آن سفارش می‏کرد.

1- تربیت اجتماعی در خانه:

آغاز تربیت اجتماعی از جامعه کوچک خانواده است و فرزندان‏نخستین برخوردهای اجتماعی را در درون خانه تجربه می‏کنند. رفتاربا پدر، مادر، برادران و خواهران ابتدایی‏ترین ارتباطات اجتماعی ‏فرزندان است. اگر فرزندان بتوانند توافق و سازگاری مناسب داشته‏باشند و آن را در خانه و با نزدیکان خویش به درستی تجربه کنند،در بیرون از محیط خانه و در اجتماع بزرگتر نیز نقش اجتماعی خودرا به درستی ایفا خواهند کرد. درسیره تربیتی امام‏علی(ع) این‏نکته مورد توجه بود و آن حضرت با ایجاد رابطه اجتماعی صحیح ‏میان فرزندان خود به تربیت اجتماعی آنان اقدام می‏فرمود. درروایت آمده است: امام علی(ع)به امام حسن(ع)و امام حسین(ع)  فرمود: « شما را به تقوای الهی و گرایش و رغبت‏به آخرت و زهددر دنیا سفارش می‏کنم. بر آنچه از دنیا از دست داده‏اید، تاسف ‏نخورید. کار خیر انجام دهید و دشمن ستمگر و یاور ستمدیده‏ باشید . » سپس فرزندش محمد را صدا زد و فرمود: «آیا آنچه را به‏برادرانت‏سفارش کردم شنیدی؟ » او گفت: « آری. »  فرمود: «شما را نیز به آنها سفارش می‏کنم. بر تو باد به نیکی‏به برادرانت امام‏حسن(ع) و امام‏حسین(ع) و رعایت احترام آنها وشناخت فضل و مقام آنان. بدون نظر آنان کاری انجام مده.» سپس به امام‏حسن(ع)وامام‏حسین(ع) فرمود: «شما را به نیکی‏درباره محمد وصیت می‏کنم; زیرا او برادر شما و فرزند پدر شماست. می‏دانید پدرتان پیوسته او را دوست می‏داشت، پس شما نیز او رادوست‏بدارید»

 

2- تربیت اجتماعی خارج از خانه:

فرزند در خارج از خانه با اجتماع سر و کار دارد و در پرتواین ارتباط به زندگی اجتماعی خود استمرار می‏بخشد. از این‏رونیازمند برقراری ارتباط سالم و عاطفی با دیگران است. امام علی (ع) درهنگام احتضار، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) و محمد بن حنفیه وسایر فرزندان خود را جمع کرد و در پایان وصیت‏خویش فرمود:

«یابنی عاشروا الناس عشره ان غبتم حنوا الیکم و ان فقدتم‏بکو علیکم.»

« با مردم به گونه‏ای معاشرت و ارتباط داشته باشید که اگر ازنظرشان دور شدید دل در هوای شما داشته باشند و اگر مردیدشدیدبر شما بگریند. »

 

3- میزان ومعیار رابطه درست‏با دیگران:

امام علی(ع)در سیره تربیتی خویش برای برقراری ارتباط درست وسالم با دیگران و نیز برخورد با آنها معیار و ملاک کلیدی را به‏فرزندان خود ارائه فرمود و آن نقش انسان است: «یا بنی اجعل‏نفسک میزانا فیما بینک و بین غیرک...»

« فرزندم! خود را میان خویش و دیگری میزان قرار ده، پس آنچه رابرای خود دوست می‏داری، برای غیر خود نیز دوست داشته باش و آنچه‏را برای خود خوش نداری، برای دیگری نیز خوش مدار; ستم نکن‏چنانکه دوست نداری به تو ستم شود; و نیکی کن چنانکه دوست داری‏به تو نیکی کنند....»

 

 

د)  تربیت جسمانی  :

درسیره تربیتی معصومان علیهم السلام تربیت جسمانی و حفظ تندرستی مورد توجه واقع گردیده . جسم مرکب روح و حفظ سلامتی جسم،مقدمه سلامتی روح تلقی شده است. از این‏رو تغذیه مناسب و رعایت‏نکات بهداشتی در سیره تربیتی حضرت علی(ع)مورد توجه ویژه قرارگرفته است.

1)تغذیه:

تغذیه مناسب یکی از عوامل تداوم سلامت انسان است و برای‏کودکان و نوجوان اهمیت ویژه دارد. برای کودک شیر مادرمناسب‏ترین و با برکت‏ترین ماده غذایی است. امام علی(ع) می‏فرماید:

«مامن لبن رضع به الصبی اعظم برکه علیه من لبن امه.»

برای نوزاد هیچ شیری با برکت‏تر از شیر مادر نیست.»

برای اینکه اهمیت این کلام علی(ع)بیشتر آشکار گردد، توجه به‏کلام یکی از متخصصان رشد کودکان سودمند می‏نماید:

«غذای ایده‏آل برای نوزادان، شیر مادر است. شیر مادر دارای‏مزایای خوراکی، بهداشتی، کاربردی و عاطفی می‏باشد.

1-مزیت‏خوراکی:   شیر مادر دقیقا دربردارنده همان موادی است که نوزاد برای رشدو فعالیت نیاز دارد.

2-مزیت‏بهداشتی:  شیر مادر و آغوز، نوزاد را در برابر بسیاری از عفونتها وامراض مصون می‏سازد. البته اگر خود مادر مبتلا به بیماری نباشد، شیر مادر همچنین برای رشد و سلامت‏سیستم گوارش نوزاد مناسب است.

3-مزیت کاربردی:   فواید کاربردی شیر مادر زیاد است اما از همه مهمتر اینکه‏دستورالعمل مخلوط کردن نمی‏خواهد، مجانی‏است و نوزاد هر وقت و هرمقدار بخواهد، می‏تواند بنوشد و محدودیتی ندارد.

4-مزیت عاطفی:   بین مادر و نوزادی که از مادر تغذیه می‏کند یک رابطه عمیق‏عاطفی ایجاد می‏شود چرا که مادر احساس می‏کند چیزی را که نوزادنیاز دارد، او تامین می‏کند.»

 

2- رعایت‏نکات بهداشتی:

علاوه بر تغذیه سالم و مقوی، رعایت نکات بهداشتی چه در هنگام‏غذا خوردن و چه در تداوم سلامتی کودک نقشی مهم دارد،حضرت‏علی(ع) به فرزندش امام‏حسن(ع) فرمود: آیا نمی‏خواهی چهار صفت‏به تو آموزم که از پزشک و دارو بی‏نیاز شوی؟

عرض کرد: آری.

حضرت فرمود: هرگز بر سر غذا منشین مگر اینکه گرسنه باشی و ازغذا دست مکش مگر اینکه هنوز به غذا اشتها داشته باشی. در جویدن‏غذا خوب دقت کن و در وقت‏خواب خود رااز فضولات فارغ ساز. اگراین‏دستورها را بکار بندی، از پزشک بی‏نیاز خواهی شد.»

 

 

 

مبحث سوم :  شیوه‏های تربیت فرزندان درسیره و کلام امام علی(ع):

روش شناسی و بررسی شیوه‏های تربیتی در نظام تعلیم و تربیت‏اسلامی از جایگاهی مهم برخوردار است. در واقع درخت پرثمر تربیت‏آنگاه به بار می‏نشیند که نکات تربیتی درقالب شیوه‏های درست ومناسب در امر تربیت فرزندان به اجرا درآید. امام علی(ع) درسیره‏تربیتی خویش روشها وشیوه‏هایی را به کار گرفت که کشف و بررسی ‏آنها ره‏توشه بزرگی برای رهروان راستین آن حضرت به شمار می‏آید.

برخی از مهمترین شیوه‏های تربیتی آن حضرت عبارت است از:

الف)شیوه محبت

استفاده از محبت، از موثرترین و کارآمدترین شیوه‏های تربیتی‏است. محبت جاذبه می‏آفریند، انگیزه خلق می‏کند. انسانهای پرتلاطم‏و مضطرب را آرامش می‏بخشد و فرزندان نابهنجار و ناسازگار را رام‏می‏کند. محبت‏شیوه‏ای است که به مرحله‏ای خاص از تربیت اختصاص‏ندارد; اما کودکان و نونهالان بیشتر به آن نیازمندند. حبس کردن‏محبت در دل و پرهیز از اظهار آن، کارساز نیست و در فرزندانگیزه و جاذبه پدید نمی‏آورد. از این‏رو، باید به روشهای مناسب‏ابراز گردد. برای کودکان در آغوش گرفتن و بوسیدن و برای‏بزرگترها دادن هدیه و اظهار محبت زبانی از مناسب‏ترین شیوه‏هاست.

علی(ع)می‏فرماید: «هر که فرزند خود را ببوسد، برای او پاداش وحسنه خواهد بود و هر که فرزند خود را شاد کند، خداوند در روزقیامت او را شاد خواهد فرمود...»

آن حضرت هنگام موعظه فرزندان با جملاتی محبت‏آمیز و پرجاذبه‏آنها را آماده شنیدن و گوش جان سپردن می‏ساخت. در نامه‏ای به‏امام حسن(ع)چنین می‏فرماید: «...وجدتک بعضی بل وجدتک کلی حتی‏کان لواصابک اصابنی...»

« (فرزندم!)تو جزئی از وجود و بلکه تمام وجود منی; به طوری که‏اگر به تو بلایی رسد، به من رسیده است و اگر مرگ تو را در کام‏گیرد، مرا در کام گرفته است. آنچه از وضع و حال تو مورد توجه‏ من قرار گرفته همان وضع و حال خود من است که برایم اهمیت‏بسیاردارد...»

 

ب)شیوه احترام به شخصیت فرزند

از دیگر شیوه‏های مهم تربیتی در سیره کلام امام علی(ع)، شیوه‏احترام به شخصیت فرزند و واگذار کردن مسوولیت‏به او است. احترام به فرزند و تکریم شخصیت او، اعتماد به نفس را در وی‏تقویت می‏کند و او را برای انجام مسوولیتهای مهم فردی و اجتماعی‏آماده می‏سازد. از سوی دیگر، تحقیر و سرزنش زیاد فرزند، آتش‏لجاجت و دشمنی را در او شعله‏ور می‏سازد. امام علی(ع)دراین زمینه‏می‏فرماید:  «الا فراط فی الملامه یثبت ناراللجاجه‏»  « زیاده روی در سرزنش، آتش لجاجت را در فرد روشن می‏کند.»

درحدیثی دیگر می فرماید: «عقاب و تندی زیاد نداشته باشید;زیرا این امر کینه را در پی دارد و فرد را به سوی دشمنی فرامی‏خواند.»

امام علی(ع)در سیره تربیتی خود شیوه احترام به شخصیت فرزندان رامورد توجه ویژه قرار داده و با واگذار نمودن مسوولیت مناسب به‏آنان، حس اعتماد به نفس و احساس شخصیت را در آنان تقویت‏می‏فرمود. موارد زیر نشان دهنده اهتمام امام(ع) بدین امر است:

1- «روزی امیرمومنان علی(ع)در حالی که امام حسن(ع)و سلمان‏همراهش بودند و حضرت به دست‏سلمان تکیه زده بود، واردمسجدالحرام شد و نشست. در این هنگام، مردی با چهره و لباس زیباوارد شد; به حضرت سلام کرد، مقابل وی نشست و گفت: ای‏امیرمومنان! از تو درباره سه مساله می‏پرسم؟

حضرت فرمود: بپرس.

عرض کرد: وقتی انسان می‏خوابد، روحش کجا می‏رود؟ چگونه انسان‏به یاد می‏آورد و فراموش می‏کند؟ و چگونه فرزند انسان به عمه‏هاوخاله‏هایش شباهت پیدا می‏کند؟

امیرالمومنان علی(ع)به امام‏حسن(ع)فرمود: ای ابامحمد! جوابش‏را ده.

وامام‏حسن(ع)پاسخ پرسشها را به تفصیل بیان کرد.

 

2- شخصی خدمت امیرالمومنان رسید و گفت: اگر دانشمندی، بگو مراد از «الناس‏» و «اشباه‏الناس‏» و «النستامن‏» (درقرآن) چیست؟

حضرت به امام حسین(ع)فرمود: حسین، پاسخ ده.  امام حسین(ع)با استناد به آیات قرآن پرسش را پاسخ داد.

 

3- گروهی نزد امیرالمومنان(ع)از خشکسالی شکایت کرده و ازحضرت خواستند دعا کند و از خداوند باران بخواهد. حضرت‏امام‏حسن(ع)و امام حسین(ع)را صدا زد و به امام حسن(ع)فرمود:  برای آمدن باران دعا کن.

امام(ع)دعا کرد. سپس به امام حسین(ع) فرمود: دعاکن.  امام حسین(ع)نیز دعای استسقا خواند. هنوز آن دو بزرگوار دست‏از دعا نکشیده بودند که خداوند تبارک و تعالی باران را فروفرستاد. بارانید، راوی می‏گوید از سلمان سئوال شد آیا آنها این‏دعاها را تعلیم دیده‏اند؟ عرض کرد وای بر شما حدیث‏رسول‏الله(ص)را نشنیده‏اید که فرمود: خداوند بر زبانهای اهل‏بیت‏من چراغهای حکمت را جاری نمود»

 

4- روزی اهل کوفه خدمت علی(ع)، از خشکسالی شکایت کردند و ازحضرت خواستند برای آنان باران بطلبد. امام‏علی(ع)به فرزندش‏حسین(ع)فرمود: برخیز و باران طلب کن. و حسین(ع)ایستاد، حمد وسپاس خداوند گفت; و بر پیامبر علیهم السلام درود فرستاد و عرض‏کرد: «اللهم معطی الخیرات و منزل البرکات،ارسل‏السماءعلینامدرارا و استضاغیثا مغرورا واسعا غدقا مجللاسحاسفوحا نجاجا، تنفس به‏الضعف من عبادک و تحیی به‏المیت من‏بلادک، آمین رب‏العالمین‏»

هنوز حسین(ع)از دعا فارغ نشده بود که باران بارید و بعضی ازبیابان‏نشینان اطراف کوفه خبر دادند که دره‏ها از آب باران آکنده‏شده است.

 

ج)شیوه تشویق و تنبیه

از شیوه‏های مسلم تربیتی، تشویق و تنبیه است. تشویق عامل‏برانگیزاننده و تنبیه عامل بازدارنده است. شیوه تشویق باعث‏ایجاد انگیزه و رغبت در فرزند گردیده، شوق رفتار مثبت را در اومضاعف می‏کند. البته درباره این شیوه بحثهای بسیار مطرح است.

تشویق مقدم است و یا تنبیه؟

تشویق بطور مطلق و در همه مقاطع سنی مفید و موثر است‏یابیشتر در دوران کودکی؟

ابزار و وسایل تشویق چیست و انواع آن کدام است؟

ملاک تشویق چیست و تشویق چه وقت موثر و کی زیانبار است؟

آیا تنبیه حدودی دارد یا خیر؟

آیا تنبیه بدنی جایز است؟

در چه جاهایی باید از تنبیه استفاده کرد؟

مراتب تنبیه کدام است؟

اینهابخشی از پرسشهایی است که پیرامون این شیوه مطرح است ومجال بحث آنها در این مقال نیست. آنچه در اینجا بدان می‏پردازیم‏آن است که تشویق و تنبیه از شیوه‏های مسلم تربیتی است; تشویق‏حتی‏الامکان بر تنبیه مقدم است و فقط وقتی تشویق کارساز نباشد،از تنبیه بهره می‏بریم. علی(ع)در سیره تربیتی خود از این شیوه‏بهره جسته‏است. موارد زیر بر درستی این سخن گواهی می‏دهد:

 

1- تشویق:

درکتاب منتخب آثار امیرالمومنین(ع)چنین روایت‏شده‏است: روزی‏پیامبراکرم(ص) نشسته بود و علی(ع)نزد او بود. در این هنگام،حسین(ع) که شش سال بیشتر نداشت. وارد شد. رسول خدا(ص)او رادر آغوش گرفت و لبها و میان چشمانش را بوسید. علی(ع)پرسید: آیافرزندم حسین(ع)را دوست داری؟

فرمود: چگونه او را دوست نداشته باشم درحالی که او عضوی ازاعضای من است.

سپس پرسید: یا رسول‏الله(ص)کدامیک از ما نزد تو عزیزتراست؟ من‏یا حسین؟

در این هنگام حسین(ع)فرمود: ای پدر هر که از حدیث‏شرف عالی‏تراست نزد نبی(ص) محبوبتر است و منزلت‏بیشتری دارد علی(ع)فرمود:

حسین! آیا بر من فخر می‏فروشی؟

عرض کرد: پدر، با اجازه شما آری.

آنگاه علی(ع)فرمود: من امیرالمومنانم، من زبان راستگویانم،من وزیر مصطفایم.. ..

امام(ع)حدود هفتاد منقبت از مناقب خود را برشمرد و لب فروبست. پیامبراکرم(ص)به حسین(ع)فرمود: شنیدی اباعبدالله؟ آنچه‏علی ذکر کرد، یک دهم از یک دهم فضایل و از هزار هزار فضیلت‏اواست; و او از همه اینها بالاتر است.

حسین(ع)عرض کرد: حمد و ستایش خداوندی را سزاست که ما را بربسیاری از بندگان مومنش و تمام مخلوقاتش برتری بخشید.ای‏امیرمومنان! در آنچه بیان کردی صادق و امینی.

آنگاه نبی‏اکرم(ص)به حسین(ع)فرمود: اکنون تو فضایلت را بیان‏کن.

حسین(ع)فرمود: من حسین فرزند علی‏بن‏ابیطالب هستم. مادرم‏فاطمه‏زهرا سیده زنان جهان و جدم محمدمصطفی سرور تمام بنی‏آدم‏است. ای علی، مادرم نزد خدا و تمام مردم بافضیلت‏تر از مادرتواست و جد من نزد خدا و مردم از جد تو افضل است. جبرائیل‏واسرافیل در گهواره با من هم‏سخن شدند. ای علی! شما نزد خداوند از من برتری; اما از نظر پدران و مادران و اجداد، من از شما مفتخرترم.

آنگاه حسین(ع)دست‏به گردن پدر افکند و او را بوسید و امام علی(ع) حسین(ع)را می‏بوسید و می‏فرمود: خداوند بر شرف، عظمت،افتخار، دانش و شکیبایی‏ات بیفزاید و ستمگران به تو را لعنت‏کند.

این حدیث نشان می‏دهد حضرت علی(ع)شیرین کاری کودکش رابابوسیدن و در آغوش گرفتن وی پاسخ داد و تشویق کرد.

اصبغ بن نباته نقل می‏کند «آن هنگام که‏ امام علی(ع)بر مسند خلافت نشست و مردم با او بیعت کردند، به مسجدرفت و در حالی که عمامه، لباس، کفش و شمشیر رسول‏الله(ص)راهمراه داشت، بر منبر نشست و با مردم سخن گفت... . سپس به‏حسن(ع)دستور داد خطبه بخواند و او خطبه خواند. آنگاه به‏حسین(ع)فرمود: «فرزندم! بر بالای منبر بایست و چنان سخن بگو تا پس از من برای قریش ناشناخته نباشی و نگویند حسین(ع)چیزی درک‏نمی‏کند. باید سخنان تو به دنبال سخنان برادرت باشد.

حسین(ع)از منبر بالا رفت، خدا را ستود، بر رسولش درود فرستادو فرمود: «ای مردم! از رسول خدا شنیدم که فرمود: «همانا علی‏شهر هدایت است; هر که در آن داخل شد، نجات می‏یابد و هر که ازآن تخلف کرد، هلاک می‏گردد.»

در این لحظه، علی(ع)به طرف او رفت، او را به سینه فشرد وبوسید...»

 

 

2)تنبیه:

همچنان که تشویق در سیره امام‏علی(ع) روشی‏کارآمد است، حضرت از روش تنبیه نیز در مواردی استفاده‏ می‏فرمود. البته فرزندان تربیت‏یافته علی(ع) بویژه دو فرزند معصومش حسن و حسین علیهما السلام‏به تنبیه نیاز نداشتند.

اما در مواردی که مساله‏ای بسیار مورد اهتمام علی(ع)بوده وفرزندان آن حضرت ترک اولی انجام می‏دادند، آن حضرت موضعی‏سختگیرانه و انعطاف ناپذیر داشته‏اند و گاهی فرزندان خود راتهدید می‏نمودند; برای نمونه در امور مربوط به بیت المال که‏بسیار برای آن حضرت مهم می‏نمود، آنگاه که فرزندان در مورد آنهااحتیاط نمی‏نمودند و موجب ترک اولی می‏شدند، حضرت بسیار سخت‏می‏گرفتند. در ذیل به دو نمونه اشاره می‏گردد:

1- گردنبند عاریه‏ای:

علی بن ابی رافع می‏گوید: من خزانه دار و کاتب بیت المال درحکومت علی(ع) بودم، در بیت المال علی گردنبندی بود که در جنگ‏بصره به دست آمد، دختر علی(ع) کسی را نزد من فرستاد و گفت:

شنیدم که در بیت المال امیرالمومنین گردنبند مروارید وجود داردو آن در اختیار شماست و من دوست دارم که آن را به عنوان عاریه‏به من بدهی تا در ایام عید قربان خود را با آن زینت دهم. من به‏او پیغام دادم که آیا آن را به شکل عاریه مضمونه مردوده به تو دهم؟ عرض کرد بلی. به مدت سه روز آن را به او دادم.

امام علی(ع)گردنبند را بر گردن دخترش دید و آن را شناخت، از اوپرسید: این گردنبند چگونه به تو رسید؟ گفت: آن را از علی بن‏ابی‏رافع خزانه‏دار بیت المال امیرالمومنین عاریه گرفتم تا درایام عید از آن استفاده نمایم و بعد آن را به بیت المال برمی‏گردانم. علی(ع)به دنبال من فرستاد و من نزد او آمدم، و ایشان‏خطاب به من فرمود: «ای ابن ابی‏رافع! آیا به مسلمین خیانت‏می‏کنی؟ من به او گفتم: به خدا پناه می‏برم از اینکه به مسلمین‏خیانت کنم. فرمود: چگونه بدون اذن من و رضایت مسلمین به دخترامیرالمومنین عاریه داده‏ای؟ عرض کردم: یا امیرالمومنین! اودختر توست و او از من خواست که عاریه‏ای به او بدهم و من هم به‏صورت عاریه مضمونه مردوده به او داده‏ام، من آن را از اموال‏خودم ضمانت کردم و بر من واجب است که سالم آن را به بیت المال‏برگردانم. حضرت فرمود: همین امروز آن را برگردان و برحذر باش‏از اینکه دوباره چنین کنی، که در آن صورت تو را عقوبت‏خواهم‏کرد. سپس فرمود: اگر دخترم گردنبند را به صورت عاریه مضمونه‏مردوده نمی‏گرفت، نخستین فرد هاشمی بوده که دستش را به خاطردزدی قطع می‏نمودنم. این برخورد حضرت به گوش دخترش رسید و به‏پدرش عرض کرد: یا امیرالمومنین! من دختر و پاره تن شما هستم پس‏چه کسی سزاوارتر از من به استفاده از این گردنبند هست؟

امیرالمومنین(ع)فرمود: ای دختر علی بن ابیطالب! خودت را از حق‏دور مکن; آیا زنان مهاجرین نیز در ایام عید به چنین چیزی خودرا زینت می‏دهند؟! سپس حضرت گردنبند را از او گرفت و به جایش‏برگردانید.»

 

2- امام حسن(ع)و میهمانی:

روزی برای امام حسن(ع)میهمان آمد، حضرت از قنبر پیمانه‏ای ازعسلی که از یمن آورده بودند، قرض نمود، هنگامی که امام علی(ع)آماده‏تقسیم آن بین مسلمین گردید، فرمود: یا قنبر! این ظرف عسل دست‏خورده است. عرض کرد: درست گفته‏ای. و جریان را به حضرت گفت،حضرت درمقام کتک زدن حسن(ع)برآمد و فرمود: «چه چیزی تو راواداشت که قبل از تقسیم عسل از آن برداری؟ حسن(ع)فرمود: ما هم‏از آن حقی داریم و وقتی سهم ما داده شد، آن را به جایش‏برمی‏گردانم. حضرت فرمود: پدرت به فدایت‏باد، هر چند تو نیز ازآن حق داری اما تو اجازه نداری قبل از آنکه مسلمین از حقوقشان‏بهره‏مند شوند، تو از حقت‏بهره‏مند گردی. اگر نه این که خودم‏دیدم رسول خدا(ص)دندانهای پیشین تو را می‏بوسید، تو را به صورت‏دردناکی تنبیه می‏نمودم. سپس به قنبر درهمی دادند و فرمود: «بااین درهم بهترین نوع عسلی که ممکن است، تهیه کن.» راوی‏می‏گوید: گویا به دستان حضرت که بر دهانه ظرف عسل بود، نگاه‏می‏کردم و قنبر عسل را به آن برگردانید و دهانه آن را بست وحضرت دعا می‏کرد: «پروردگارا! حسن را ببخش، او نمی‏دانست.»

 

 

 

د)شیوه الگویی:

شیوه الگویی نیز از شیوه‏های مهم تربیتی است زیرا در پرتوی آن‏شخصی تربیت‏شده با نصب‏العین قرار دادن رفتار و کردار الگوها،آنها را نیز در خود ایجاد نموده و به تدریج درونی می‏کند. این‏شیوه تربیتی امام علی(ع)از اهمیت زیادی برخوردار است و آن حضرت‏به دو طریق از این شیوه تربیتی فرزندان خود بهره می‏جستند: یکی‏از طریق معرفی نمودن الگوهای مطمئن و دیگری الگو بودن خودشان‏برای آنان.

امام علی(ع)در نامه تربیتی خود به امام حسن(ع)، پیامبراکرم(ص) را به عنوان الگوی مطمئن معرفی می‏نماید: « فرزندم! بدان‏که کسی همانند رسول الله(ص)درباره خداوند سخن نگفت، پس به‏رهبری او راضی شو و در طریق نجات خویش او را پیشوا و الگوی خودقرار بده.»

اما مهمتر از معرفی و ارائه الگو در خارج از محیط خانه،  امام علی(ع)خود الگوی تمام نما و کامل برای فرزندانشان بودند و سیره عملی و رفتارهای مثبت او بهترین الگو و سرمشق برای آنان‏بودند، در موارد متعدد حضرت درس عملی به فرزندانشان داده‏اند وغیر مستقیم رفتارها و آداب اخلاقی را به آنان القاء نموده‏اند که‏پیش از این به برخی از آنها اشاره شده و اکنون به یک نمونه‏دیگر اشاره می‏گردد :

روزی دو تا از برادران مومن حضرت(ع) که یکی‏ پدر و دیگری پسر بوده به خانه امام آمدند، امام(ع)به احترام‏آنها ایستاد و آنان را بر بالای مجلس نشانید و خود در مقابل‏آنان نشست امام(ع)دستور تهیه غذا داد، غذا حاضر شد و آنها باهم غذا خوردند، بعد از غذا قنبر غلام حضرت آمد که دستهای آنان‏را با آفتابه بشوید، حضرت خود از جای برخاست و آفتابه را ازقنبر گرفت تا دست میهمان را بشوید، پدر امتناع ورزید و عرض‏کرد: یا امیرالمومنین! چگونه خداوند مرا ببیند در حالی‏که تو بردستان من آب می‏ریزی؟ فرمود: برخیز و دستانت را بشو، به درستی‏که خداوند می‏بیند که برادر تو که بر تو برتری ندارد، بر دستانت‏آب می‏ریزد. آن مرد برخاست و حضرت فرمود: اجازه بده به راحتی بردستان تو آب بریزم همچنان که اگر قنبر آب می‏ریخت او رامی‏گذاشتی! آنگاه حضرت بر دستان اوآب ریخت و او دستان خود را شست. وقتی نوبت‏به شستن دستان فرزند رسید، علی(ع) آفتابه را به‏محمد بن حنفیه دادند و فرمودند: فرزندم! اگراین فرزندبه تنهایی‏پیش من می‏آمد و به همراه پدرش نمی‏بود، خودم بردستان او آب‏می‏ریختم ولی خداوند ابا دارد که وقتی پدر و فرزند با هم هستندبین آنان به مساوات رفتار شود، بلکه پدر بر دست پدر آب بریزد وپسر دستان پسر را بشوید. آنگاه محمدبن حنفیه بر دستان پسر آب‏ریخت و او دستانش را شست.» .

از این حدیث‏به روشنی آشکار می‏شود که حضرت به طور عملی هم نحوه رفتار با میهمان و چگونگی‏ آداب میهمان نوازی را به آنان آموخت و هم در عمل و غیر مستقیم‏لزوم احترام به والدین را به فرزندش محمد آموخت.

 

هـ ) شیوه همراه کردن امور دینی با خاطرات خوشایند:

یکی از شیوه‏های جالب توجه در تربیت دینی فرزندان همراه نمودن ‏امور دینی و معنوی باخاطرات خوشایند برای آنان‏است. بدین صورت که‏رفتارها و آداب دینی و مذهب را در یک فضای مطبوع و همراه باایجاد خوشایندی و مطلوبیت‏به فرزندان القاء نمود. برای نمونه،هنگامی که فرزند را همراه خود به نماز جمعه می‏بریم حتی‏الامکان‏در آنجا برای آنان هدیه یا خوراکی تهیه نماییم و یا آنها رابیشتر در مجالس ائمه علیهم السلام که همراه با شادی و پذیرایی‏است، ببریم و ...

امام علی(ع)در حدیثی به این شیوه جذاب و موثراشاره فرموده‏اند:

«طرفوا اهالیکم فی کل جمعه من الفاکهه کی‏یفرحوابا بالجمعه«

« در هر جمعه به مقداری میوه برای خانواده‏تان‏تهیه نمایید تا آنان از فرا رسیدن جمعه‏ها شادمان باشند(وجمعه‏ها را دوست داشته باشند » .

 

 

 

مبحث چهارم: عوامل تربیت

 

در فرایند تربیت بحث از عوامل تربیت از مباحث مهم و اساسی‏محسوب می‏شود. آگاهی از عوامل تربیت و بررسی میزان تاثیر هر یک‏از این عوامل دست اندرکاران امر تربیت راکمک می‏کند تا بتوانندبا توجه به میزان تاثیر آنها برای تربیت‏بهتر برنامه‏ریزی‏نموده و فرایند تربیت‏برای هر کدام جایگاه ویژه‏ای قائل گردند،در سیره تربیتی امام‏علی (ع) مبحث عوامل تربیت‏بنحو شایسته‏ای موردعنایت واقع گردید و آنحضرت نکات سودمندی رابیان داشته‏اند. بطورکلی عوامل موثر در تربیت رامی‏توان به دو دسته تقسیم نمود،وراثتی و محیطی، عامل وراثتی عمدتادر قبل از تولدتاثیرگذارست، هر چند نمود و تجلی تاثیرات آنها پس از تولدفرزند و رشد او آشکار می‏گردد اما عامل محیطی عمدتاپس از تولدخواهد بود، هر دو دسته عوامل مورد توجه امام علی (ع) بوده و حضرت‏در دیدگاهها و نیز سیره عملی خویش اهمیت آنها را مورد توجه‏قرار داده‏اند.

 

الف)عوامل وراثتی:

هر چند در میزان تاثیر عامل وراثت در تربیت اختلاف هست اماتاثیر آن قابل انکار نمی‏باشد، عامل وراثت از طریق ژنها برفرزندان تاثیر می‏گذارد و فرزندان بسیاری از ویژه‏گیهای ظاهری وروانی والدین خویش را به همراه دارند، امام‏علی (ع) نیز در سیره‏تربیتی خویش از این عامل مهم یاد کرده‏اند و از آنجا که تاثیراین عامل نزد آن حضرت مسلم بوده، در انتخاب همسران بسیار دقیق‏بوده‏اند و از همین رو نخستین همسر خود را از خانواده اصیل نبوی‏انتخاب نموده‏اند و پس از وفات آن حضرت(س) نیز در انتخاب همسر جدیدیعنی ام‏البنین(س) نیز به همین امر توجه داشته‏اند زیرا همسر به‏عنوان یک رکن خانواده در تربیت فرزندان آینده موثر خواهد بود،جالب اینکه چون همسران آنحضرت همه در یک سطح نبوده‏اند، به همان‏نسبت فرزندان آنان نیز از نظر صفات پسندیده دارای درجات‏گوناگون بوده‏اند و از اینروست که از فاطمه (س) دو نور مقدس و دوانسان معصوم از خطاء تقدیم اسلام می‏گردد و از ام‏البنین فرزندان‏شجاع و حامیان ولایت که در کربلا عظمت‏خویش را نمایش می‏گذارند واز همسر دیگرش محمدبن حنفیه پا بر عرصه وجود می‏گذارد که علیرغم‏داشتن شخصیت والا و صفات پسندیده موفق به حضور در کربلا و جهاد در رکاب امام زمام خویش نمی‏گردد و حتی از روی دلسوزی وخیرخواهی تلاش می‏نماید تا حضرت را از رفتن به کربلا منصرف نماید. همین تفاوت در صحنه‏های عملی زندگی نیز متجلی را نمایان می‏کند،مسعودی در مروج الذهب می‏نویسد «در جنگ جمل محمدبن حنفیه‏پرچمدار سربازان حضرت بود، حضرت علی (ع) به او دستور داد که به‏دشمن حمله کند اما او تعلل نمود و در مقابل او عده‏ای ازتیراندازان دشمن قرار داشتند و محمد منتظر بود تا تیرهای آنان‏تمام شود، در این هنگام علی (ع) نزد او آمد و فرمود چرا حمله‏نمی‏کنی؟ او گفت من منتظر تمام شدن تیرهای آنان هستم و بعد حمله‏می‏کنم، آنگاه محمد حمله نمود و در بین تیراندازی و نیزه‏انداختن دچار تردید و دو دلی گردید و از حمله ایستاد دوباره‏علی (ع) نزد او آمد و با شمشیرش به او زند و فرمودند: «ادرکک‏عرق من امک‏» رگ (ژن) از مادرت تو را فرا گرفت (کنایه ازاینکه‏مادرت شجاع و از قبیله شجاعان نبوده و تو از او ترسویی را به‏ارث برده‏ای) سپس حضرت پرچم را گرفت و خودشان ...»

علی (ع) همچنین ‏در سخنی به نقش وراثت در تربیت اشاره نمود و فرموند: «..اولی‏الناس بالکرام من عرقت فیه الکرام‏» سزاوارترین مردمان به‏بزرگواری کسی است که بزرگواران در او ریشه دارند» همچنین آن ‏حضرت در نامه خود به مالک اشتر ملاک انتخاب فرماندهان سپاه رابرخورداری از اصالت‏خانوادگی و ریشه دار بودن برشمرده‏اند که‏بعضی به نقش وراثت در تربیت اشاره دارد. «ثم الصق بذوی الاحساب‏و اهل البیوتات المصالحه... و از آنان که گوهری پاک دارند و ازخانواده‏های صالح و شایسته‏اند...» و نیز در مقام بیان ویژگیهای‏کارگزاران می‏فرماید «...وتوح منهم اهل التجربه والحیاء من اهل‏بیوتات الصالحه...» برای کارها کسانی را برگزین که از تجربه ونجابت‏بهره‏مندند و از خانواده‏های ریشه‏دار و شایسته و پیشتاز،پیش از پیروزی اسلام برخاسته‏اند که چنین کسانی در اخلاق برترند ودر آبرومندی سالمتر،به آزمندیهای مادی کمتر نظر دارند و به‏پایان کارها بیشتر می‏اندیشند...»

 

 

ب)عوامل محیطی:

علاوه بر عوامل وراثتی، عوامل محیطی نیز در تربیت فرزندان‏ نقش دارند  . منظور ما از عوامل محیطی کلیه عواملی است که پس از تولدکودک او را تحت تاثیر قرار داده و در شکل گیری او موثرند وشامل خانواده، دوستان، همسایگان و انجمنها و تشکلهاو مانند آنها که از بیرون در فرد تاثیر می‏گذارد می‏شود. در سیره تربیتی‏امام علی (ع) به عوامل محیطی تربیت توجه ویژه شده و آن حضرت‏دیدگاههای بلندی در این زمینه ارائه کرده‏اند و بیش از همه روی‏عامل خانواده و دوستان تاکید نموده‏اند، در ذیل به عواملی که‏در سیره تربیتی و دیدگاههای آن حضرت (ع) مورد توجه بوده اشاره‏می‏کنیم:

 

الف)خانواده:

خانواده مهمترین و موثرترین عامل در تربیت فرزندان است،اهمیت‏خانواده از آنجا دو چندان می‏شود که از سویی در عامل‏وراثت نقش دارد و از سوی دیگر از ابتدایی‏ترین و نخستین عوامل‏تاثیر گذار محیطی بحساب می‏آید  . علاوه بر اینها خانواده نه تنها خود از عوامل برجسته محیطی است‏بلکه در تعیین و زمینه‏سازی سایرعوامل محیطی نیز موثر است زیرا خانواده می‏تواند زمینه پیدانمودن دوستان شایسته برای فرزندان رافراهم نمائید، خانواده‏می‏تواندمدرسه‏مناسب، محله مناسب، همسایه‏های مناسب برای آنان‏ فراهم نماید. در کانون خانواده دو رکن اصلی پدر و مادر هستند که‏ هر دو درتربیت فرزندان نقش تعیین کننده‏دارند . از این رو شرط توفیق آنان در این مسئولیت مهم شایستگی‏شخصیتی ‏هر یک  و نیز توافق و هماهنگی و صمیمیت آنان است تا در پرتو  آن محیطی امن، پاکیزه وسالم را برای آنان فراهم‏نمایند.

 

1)نقش پدر:

بنظر می‏رسد با توجه به مسئولیت‏بیشتر پدر در مدیریت وسرپرستی خانواده نقش او و نیز و وظیفه او در قبال خانواده وتربیت فرزندان با اهمیت‏تر باشد. از این رو در سیره تربیتی امام‏علی (ع) مسئولیت و وظیفه سنگین پدر بیشتر مورد توجه واقع گردیده‏است و بطور غیر مستقیم راهکارهایی اراده شده که پدر خانواده بابکارگیری درست آنها می‏تواند زمینه گرمی خانواده ومحیط ‏امن‏ تربیت ‏را بیشتر مهیا نماید که در اینجا مابه‏برخی از آنها اشاره‏ می‏کنیم:

 

1-1)همکاری پدر با مادر در کارهای خانه:

گر چه مسئولیت عمده پدر سیاستگذاری و اداره امور بیرونی‏خانواده است اما در عین حال همکاری او در امور خانه و کارهای‏درون منزل بسیار در ایجاد جو صفا و صمیمیت و نیز نیرو بخشی به‏ همسر جهت مراقبت‏ بیشتر از فرزندان موثر است. از این رو امیرالمؤمنین علی (ع) با اینکه مسئولیتهای بزرگ اجتماعی داشته و در مقطعی از عمرشریفشان در ظاهر نیز بر جامعه مسلمین حکومت نموده‏اند در عین‏حال از امور منزل و همکاری ‏با همسر با وفایشان حضرت زهراء (س) غافل‏نبوده‏اند .

آیشان می‏فرمایند:

« رسول خد (ص) وارد منزل ما شد درحالیکه فاطمه (س) درکنار دیگ نشسته و من در حال پاک کردن عدس‏بودم . رسول خدا (ص) فرمود: ای اباالحسن... کسی که در خدمت عیال‏خود باشد و خدمت‏ به عیال را ننگ نداند ، خداوند نام او را دردیوان شهداثبت می‏نماید...»

 همچنین هشام بن سالم از امام‏صادق (ع) نقل می‏کند:

«کان امیرالمومنین (ع) یحطلب و سیتقی و یکنس ‏و کانت فاطمه (س) تطحن و تعجن و تخیز»

« علی (ع) هیزم جمع‏آوری‏می‏نمود و آب فراهم می‏نمود و خانه را جاروب می‏کرد و حضرت‏زهراء (س) آرد می‏کرد و خمیر می‏نمود و نان می‏پخت ‏»

 نکته قابل توجه‏در این روایت تعبیربه « کان‏ » است که در کلام عرب دلالت‏براستمرار و مداومت دارد و از آن معلوم می‏شود که همکاری علی (ع) درامور منزل بصورت مقطعی و موردی نبود بلکه پیوسته این کارها راخودشان انجام می‏دادند.

 

2-1)رعایت‏حال همسر و خوش رفتاری با او:

همسر به عنوان مادر خانواده بدلیل ویژ‏گیهای جسمانی و روانی ‏از ظرفیت وتوان محدودی برخوردار است و در مقایسه با شوهر و پدرخانواده ضعیف‏تر و درمقابل مشکلات از استقامت کمتری برخوردار است ؛ ‏از این رو بر پدر خانواده لازم است که در حد توان از همسرش‏ انتظار داشته باشد و او را از انجام کارهای که فراتراز حد توان‏اوست‏برحذر دارد و با چنین وضعیت همسر خویش مدارا نماید و باخوشرفتاری کانون خانواده را گرم و زندگی مشترک را سرشار از صفاو صمیمیت نماید.

امام علی (ع) در سفارش به فرزندش محمد بن حنفیه ‏فرموده‏است:

« فرزندم...اگر بتوانی زن را از انجام کارهایی که ‏فراتر از توان اوست‏بازداری چنین کن، چو ن چنین کاری‏زیبایی و جمال او را حفظ و خیال او را آسوده‏تر و بحال او نیکوتر است، زیرا زن ریحانه و گل است و نه قهرمان، پس در هرحال ‏با همسر مدارا کن و همنشینی ومصاحبت‏با او را نیکو گردان تا اینکه زندگی و عیش تو باصفا و بدون دغدغه گردد . »

 

3-1)تامین غذای حلال و توسعه در احسان به خانواده:

خانواده و عیال انسان روزی خود او هستند و غالبا آنچه را او به‏خانه می‏آورد استفاده می‏نمایند، آنان چه بسا از اهیت‏حلال یاحرام بودن درآمد و تهیه مواد غذایی بی‏اطلاع نباشند و یاحتی برای‏آنان حلال یا حرام خوردن چندان مهم نباشد. بنابر این بر پدرخانواده که تامین کننده معیشت‏خانواده است ضروری است که درکسب حلال کوشا باشد و درآمد حلال را به خانه خویش آورد و فرزندان‏خود را از لقمه حلال بهره‏مند نموده و از خوردن لقمه حرام که‏همچون سمی کشنده و ویران کننده آینده آنان است جداً بپرهیزند.

4-1)توجه‏به روحیه اعضاء خانواده:

اعضای‏خانواده‏به تناسب ویژه‏گیهای فردی و روانی خواسته‏ها وعلائق ویژه‏ای دارند که تحقق و عینیت‏بخشیدن آنها در شادابی وطراوت آنان موثر می‏افتد و زمینه تربیت آنان را فراهم‏تر می‏سازد،البته ذکر این نکته ضروری است که توجه به علایق و خواسته‏های‏اعضای خانواده، توجه لجام گسیخته و بدون ضابطه نیست‏بلکه مرادتوجه به خواسته‏های واقعی، بحق و مشروع آنان است.

 امام علی (ع) در سیره‏تربیتی خویش این امر مهم یعنی توجه به روحیه اعضای خانواده رامورد توجه قرار داده‏اند. در بصره به خانه علاء پسر زیاد حارثی که از یاران او بود رفتند ‏تا حال وی را بپرسند، چون فراخی خانه او رادیدند فرمودند :

 «این‏خانه فراح در دنیا به چه کارت آید و تو در آخرت بدان نیازبیشتری دارد، آری اگر می‏خواهی به سبب آن به آخرت برسی در آن ازمیهمانان و خویشاوندان پذیرایی نما... علاء گفت: ای امیرمومنان‏از برادرم عاصم بن زیاد به تو شکایت می‏کنم، فرمود: چرا؟ گفت: او جامه پشمین به تن کرده و از دنیا روی برگردانده ( و این باعث‏گردیده که خانواده و فرزندانش محزون و مغموم گردند ) ، امام فرمودند : او را نزد من آورید، چون نزد من آمد بدو فرمودند : ای دشمنک خویش! شیطان سرگشته‏ات کرده و از راهت‏بدر برده است، آیا تو بر زن وفرزندانت رحم نمی‏کنی و چنین می‏پنداری که خدا خوارمایه‏تر از آنی‏که می‏پنداری، علاء گفت:ای امیرمومنان و تو نیز لباس خشن و زبربه تن داری و غذای دشوارخوار و نامطبوع استفاده می‏کنی! فرمود: وای بر تو من مانند تو نیستم، خداوند بر پیشوایان دادگر واجب‏کرده تا خود را با مردم ناتوان برابر کنند تا فقر و تنگدستی برانسان فقیر غلبه نکند و او را به هیجان وا ندارد . »

 

2 – نقش مادر

مادر خانواده که رکن دیگر خانواده است همانند پدر نقش عمده‏ای‏در تربیت فرزندان دارد، مادر علاوه بر اینکه از عوامل تاثیرگذار وراثتی به حساب می‏آید از حیث تاثیر محیطی نیز نقش تعیین‏کننده‏ای دارد زیرا به عنوان رکن دیگر خانواده همانند پدر درتامین فضای عاطفی و ایجاد محیط امن و آرام برای فرزندان موثراست و از این مهمتر نقش بسیار تعیین کننده او از هنگام انعقادنطفه تا رسیدن به سن آموزش و رفتن به مدرسه است که در مقایسه‏با نقش پدر در این مقطع بسیار با اهمیت‏تر است ؛ زیرا در دوران‏جنینی مادر مستقیم‏ترین نقش را دارا است و پس از او نیز به خصوص‏در سالهای اولیه نقش مادر برجسته‏تر است و این تاثیر به ویژه‏در دو سال شیرخوارگی به اوج می‏رسد چرا که شیر مادر به عنوان‏مهمترین منبع تغذیه کودک، علاوه بر تاثیر اساسی در تامین‏سلامتی کودک می‏تواند در شکل گیری روانی و اخلاقی او نیز موثرباشد . از اینرو در سیره تربیتی معصومین(علیهم السلام) به خصوص‏امام علی(ع)بر نقش و اهمیت‏شیر مادر و نیز انتخاب دایه شایسته‏بسیار تاکید شده است.

امام علی(ع)فرموده است:

« انظروا من ترضع‏اولادکم فان الولد یشب‏علیه ‏»

« نگاه کنید کدام زن به فرزند شماشیر می‏دهد، زیرا فرزند بر آن رشد می‏کند.»

و در حدیث دیگر  می‏فرماید :

«همچنان که برای ازدواج همسر انتخاب می‏کنید برای شیردادن به فرزندانتان نیز دایه انتخاب نمایید زیرا شیر سرنوشت راتغییر می‏دهد.»

علاوه براینکه حضرت بر انتخاب دایه و تاثیر شیرتاکید نموده‏اند از شیر دادن چند دسته زنان به فرزندان منع‏نموده‏اند و از آن جمله می‏توان به زنان کودن، نادان، دیوانه،فاحشه و بدکار اشاره نمود; آن حضرت فرموده‏اند:

«از دادن شیرزنان فاحشه و دیوانه به فرزندانتان بپرهیزید زیرا شیر تاثیرمی‏گذارد.»

 و در سخن دیگری فرمودند: «از زنان کودن و نادان‏طلب شیر برای فرزندانتان ننمایید زیرا شیر بر سرنوشت غلبه‏می‏کند.»

 

ب)دوستان:

دوستان و همسالان از مهمترین عوامل تاثیر گذار بر تربیت‏فرزندان به حساب می‏آیند; فرزندان به خصوص در دوران جوانی گرایش‏زیادی به دوستان دارند و فرصت زیادی را به همنشینی با آنان‏اختصاص می‏دهندو همین همنشینی و رفاقت زمینه تاثیر پذیری آنان‏از یکدیگر را فراهم می‏سازد.

امام علی(ع)در سیره تربیتی خود توجه ویژه‏ای به نقش تربیتی دوستان معطوف داشته‏اند و ضمن‏بیان آثار مثبت و منفی دوستان، فرزندان خود را به همنشینی ورفاقت‏با دوستان صالح و شایسته توصیه می‏نمودند.

آن حضرت خطاب‏به فرزندش امام حسن(ع)فرمودند: «قبل از پرسش از راه ومسیر(درمسافرت)از(اخلاق و خصوصیات) رفیق و همراهت پرسش نما.»

همچنین در توصیه به محمدبن حنفیه فرموده‏است: «فرزندم!... ازبهترین بهره انسان دوست و همنشین صالح است، با نیکوکاران‏همنشین شو تا از آنان باشی و از بدکاران و اهل شر و کسانی‏که به‏واسطه کارهای باطل و سخنان مهیج و ساختگی تو را از یاد خدا ومرگ باز می‏دارند دوری کن، تا از آنان نباشی...»

امام علی(ع) علاوه براینکه فرزندان خود را به دوستی با نیکوکاران سفارش و از دوستی‏باناصالحان برحذرمی‏داشته، مصادیق و نمونه‏هایی از دوستان ناصالح‏رانیز معرفی می‏نمود تا اینکه فرزندان با آگاهی بیشتر و بینشی‏وسیعتر به انتخاب دوستان بپردازند. آن حضرت در موعظه‏ای به‏فرزندش حسن(ع)او را از همنشینی با افراد نادان و کودن، بخیل،تبهکار و دروغگو برحذر داشته‏اند: «...فرزندم! از دوستی نادان‏ بپرهیز زیرا او آنچه را سخت‏بدان نیازمندی از تو دریغ دارد و از دوستی تبهکار بپرهیز که به اندک بهایی تو را بفروشد و ازدوستی دروغگو بپرهیز که او سرابی ماند که دور را به تو نزدیک ونزدیک را به تو دور می‏کند.»

نکته این است که والدین به ویژه‏پدر نقش مهمی در دوست‏یابی شایسته برای فرزندانشان دارند. امام علی(ع)در دیدگاهی بلند و ظریف غیر مستقیم راهکاری جالب توجه دراین زمینه ارائه داده‏اند، و آن اینکه والدین با افراد صالح وشایسته که فرزندان صالح و شایسته دارند، رابطه‏دوستی و همنشینی‏پیدا نمایند تا در پرتو ارتباط والدین، فرزندان نیز با هم دوست‏و همنشین گردند،

آن حضرت فرموده‏اند: «موده الاباء قرابه‏بین‏الابناء...; دوستی پدران سبب نزدیکی فرزندان به هم‏می‏گردد...» و از حدیث دیگری از آن حضرت معلوم می‏شود دوستی‏والدین چنان در ارتباط فرزندان موثر است که به منزله رابطه‏نسبی و خویشاوندی بین آنان به حساب می‏آید.

 

ج)انجمنها و گروهها:

انجمنها، گروهها و تشکلها نیز یکی از عوامل محیطی موثر برتربیت فرزندان است. فرزندان، هنگامی که به گروه یا تشکلی تعلق‏گیرند و در مجالس و محافل آنان شرکت نمایند تحت تاثیر ویژگیهاو رفتارهای آن گروه و تشکل قرار می‏گیرند و چنان چه آن تشکل، ازمجموعه افراد نیک تشکیل یافته باشد بر فرزند تاثیر مثبت و اگراز ناصالحان تکون یافته باشد تاثیر منفی در او خواهدگذاشت . امام علی(ع) در وصیت‏به امام حسن(ع)فرمود: «قارن اهل الخیر منهم وباین اهل الشر تبن‏عنهم; با گروه خوبان و نیکوکاران همنشین شوتا از آنان باشی و از گروه بدان و شرور دور باش تا از آنان‏نباشی.» همچنین در حدیث دیگر فرزندش را از حضور در مجالس ومحافل نامطمئن و در مظان بدی بر حذر داشته است .

آن حضرت در وصیت‏به فرزندش امام حسن(ع)فرموده‏اند: «ایاک و مواطن التهمه والمجلس المظنون به السوء لان قرین السوء یغیر جلیسه; از حضور درمحلهای تهمت‏زا و مجلسی که گمان بدی در آن می‏رود بپرهیز، چون‏همنشین بد، همنشین خود را دگرگون می‏کند.»

 

د)علماء و دانشمندان:

از دیگر عوامل تاثیر گذار در تربیت فرزندان، قشر عالم ودانشمندان هستند، علما و دانشمندان غالبابه خاطر برخورداری ازفضایل علمی و عملی تاثیر شگرفی در دیگران بخصوص شاگردان خود دارند و بخصوص اگر عالم دینی و وارسته باشند همنشینی و ارتباط با آنان در تهذیب نفس و الگوپذیری اخلاقی تاثیر فراوانی خواهدداشت، فرزندان در پرتو ارتباط با چنین قشری از جامعه کسب بزرگی‏و شرافت‏خواهند نمود. امیرمومنان(ع)در وصیت‏به فرزندش امام‏حسین(ع) فرموده‏اند: «...من خالط العلماء وقر و من خالط الانذال‏حقر...; فرزندم! کسی که با علماء و دانشمندان رفت و آمد داشته‏باشد از آنان کسب بزرگی نماید و کسی که با افراد پست ارتباط داشته باشد پست و حقیر گردد...»

 

ه)همسایگان:

همسایگان نیز یکی از عوامل تاثیر گذار محیطی به حساب‏می‏آیند، آنها به دلیل ارتباط زیاد که به طور طبیعی وجود دارددر یکدیگر تاثیر می‏گذارند و در این میان تاثیر فرزندان بریکدیگر و ارتباط آنها با هم به خصوص اگر همسال و هم‏جنس باشندچشمگیرتر است . در سیره تربیتی امام‏علی(ع)به دلیل تاثیر زیادتربیتی همسایگان بر یکدیگر، این عامل مورد توجه واقع گردید وسفارش شده انسان قبل از انتخاب محل زندگی از همسایگان و وضعیت‏اخلاقی آنان تحقیق کند. آن حضرت خطاب به فرزندش امام‏حسن(ع)فرمود: «...سل عن الرفیق قبل الطریق و عن الجار قبل‏الدار; فرزندم...! قبل از طی طریق سفر از وضعیت رفیق و همسفرت‏سوال کن و قبل از انتخاب خانه درباره همسایه(وضعیت اخلاقی‏آنان) پرسش نما.»

 

 

خلاصه و نتیجه گیری

در این مقاله از چهار مبحث‏سخن به میان آمد و در مبحث اول ‏ابتداء به اهمیت تربیت فرزندان از دیدگاه امام‏علی(ع) اشاره‏گردید سپس به ضرورت تسریع در آن پرداخته شد و آنگاه به هدف‏نهایی از تربیت فرزند که همانا مطیع شدن آنها برای خداوند است‏اشاره شد، در مبحث دوم ابعادگوناگون تربیت انسان و انواع آن‏مورد بحث قرار گرفت و از تربیت دینی، اخلاقی، اجتماعی و جسمانی‏سخن به میان آمد و دیدگاههای آن حضرت درباره هر یک بیان گردید،در مبحث‏سوم شیوه‏های تربیتی در سیره وکلام امام‏علی(ع)مورد بررسی‏قرار گرفت و به چهار شیوه آن حضرت از جمله شیوه محبت، شیوه‏احترام به شخصیت فرزند، شیوه تشویق و تنبیه و شیوه الگویی ‏اشاره گردید و برای هریک نمونه‏هایی از سیره عملی آن حضرت بیان‏گردید و در مبحث چهارم از عوامل تربیت‏سخن به میان آمد و این‏عوامل به دو دسته، عوامل وراثتی و محیطی تقسیم گردید و در بخش‏محیطی از عوامل مهم خانواده، عامل دوستان، عامل گروهها وتشکلها، عامل قشر خاص علماء و دانشمندان و عامل همسایگان یادشده است. از بررسی سیره و دیدگاههای تربیتی امام علی(ع)به‏مقداری که در این مقاله آمده نتایج زیر قابل ارائه است:

1- در سیره تربیتی امام علی(ع)همه عناصر یک نظام تربیتی جامع‏ارائه شده است. چرا که هم از اهمیت و ضرورت تربیت و هم ابعادگوناگون آن و هم از اهداف، شیوه‏ها و عوامل موثر در تربیت‏سخن‏به میان آمده است و این حکایت از جامعیت نظام تربیتی آن حضرت‏دارد.

2- از آنجا که در سیره تربیتی آن حضرت هدف نهایی از تربیت‏فرزندان اطاعت از خداوند و رسیدن به مقام عبودیت است در نتیجه‏در توجه به ابعاد تربیتی یکسان نگریسته نشده و بلکه در سیره‏تربیتی ایشان بعد دینی و اخلاقی بیش از سایر ابعاد مورد توجه‏ واقع گردیده است، چرا که عمدتادر پرتو تربیت این دو بعد است که‏انسان به آن هدف نایل می‏شود و سایر ابعاد عمدتا وسیله و ابزار برای تربیت‏بهتر این دو بعد است، درحالی که در تربیت غیر اسلامی‏و غربی چون هدف عمدتا تربیت ‏شهروند خوب و رسیدن به رفاه مادی‏است تربیت دینی و اخلاقی نه تنها در اولویت نیست که از سایرابعاد کمتر مورد توجه قرار می‏گیرد.

3- علی(ع)در بخش تربیت دینی مساله مراحل تربیت را به خوبی‏مورد توجه قرار داده‏اند و به ویژه در دوره کودکی تواناییها وظرفیت کودک را کاملا رعایت نموده‏اند و از این رو در مساله نماز که از بارزترین نمودهای تربیت دینی است تا قبل از سن ده‏سالگی(سن تمییز) فقط سفارش به تعلیم و آموزش نماز و زمینه‏سازی‏برای اقامه آن درسنین بعد نموده‏اند اما از ده سالگی به بعد براقامه نماز فرزندان تاکید نموده‏اند، همچنین در آشنا نمودن‏کودکان به علوم اهلبیت(علیهم السلام)و عقاید حقه در روایت تعبیر به « ما ینفعهم‏ » شده که دلالت دارد در دوره کودکی، فرزندان‏استعداد فراگیری و تعلیم همه آنها را ندارند .  علاوه بر اینها آن‏حضرت، در سخنی کوتاه و عمیق به شیوه رفتار با کودکان در این‏دوره اشاره نموده‏اند و فرموده‏اند: «من کان له ولد صبا » ; هرکه فرزند کودک دارد باید کودکانه با او رفتار نماید. و همه‏اینها حکایت از توجه عمیق آن حضرت به مراحل رشد و تربیت‏فرزندان دارد.

4- از آنچه در این مقاله آمده معلوم گردید که از دیدگاه ‏امام‏علی(ع) و در سیره‏تربیتی آن حضرت خانواده مهمترین و اساسی‏ترین نقش را داراست ودر مقایسه با سایر عوامل از تاثیر بیشتری برخوردار است و این‏بدان دلیل است که اولا در تاثیر عامل وراثتی فقط عامل خانواده‏موثر است و سایر عوامل محیطی نقشی ندارند; ثانیا فرزندان تاپیش از بلوغ در مجموع بیشترین بخش عمرشان در کانون خانواده‏وتحت نظارت آنان سپری می‏شود ؛  ثالثا نقش الگویی والدین به ویژه‏در تربیت اخلاقی بسیار چشمگیر و اساسی است و رابعا خانواده تنهاخود عامل تاثیرگذاری محیطی در تربیت فرزندان است که زمینه سازسایر عوامل محیطی است، چرا که از طریق ارتباطات اجتماعی زمینه ‏دوست‏یابی شایسته را برای فرزندان فراهم می‏نمایند، و این‏خانواده است که محله مناسب، همسایه لایق، مدرسه مطلوب و... رابرای فرزندان فراهم می‏نمایند، همچنین معلوم گردید که نقش پدر به خصوص در زمینه‏سازی سایر عوامل محیطی برجسته‏تر از مادر بوده ‏و در مقابل در دوران جنینی و سالهای اول تولد نقش مستقیم مادر برجسته‏تر از پدر است ولی در مجموع وظیفه و مسوولیت پدر در قبال‏تربیت فرزندان سنگین‏تر و بیشتر از مادر است و به همین خاطر امام علی(ع)در مواعظ و توصیه‏ها بیشتر فرزندان پسر خود را مورد خطاب‏قرار داده‏اند ومسوولیت آنهارا بیشتر تذکرداده‏اند.

5- پس از خانواده عامل دوستان و همسالان بیش از دیگر عوامل‏مورد توجه حضرت واقع گردید و این به خاطر نقش مهم و مستقیم‏دوستان در تربیت فرزندان است، علاوه بر این سایر عوامل مانندهمسایگان و انجمنها نیز به نحوی به عامل دوستان برمی‏گردد چون‏آنها نیز زمینه دوست‏یابی را فراهم می‏نمایند.

6- در سیره تربیتی و دیدگاههای حضرت علی(ع)به نکاتی برمی‏خوریم که به روشنی معلوم می‏شود آن حضرت پیشرو در بسیاری ازنکات تربیتی بوده که صاحب نظران امر تعلیم و تربیت دنیای امروزبه خصوص صاحب‏نظران غربی سالهای سال بعد و پس از آزمایش‏های مکرربدان رسیده‏اند .  برای نمونه بحث تاثیر وراثت و محیط که ازکهن‏ترین مباحث تعلیم و تربیت و روانشناسی است و به‏نحو شایسته‏ای ‏مورد توجه آن حضرت بوده است، همچنین بحث مراحل تربیت و رشدکودک و اصولا توجه به کودک و تربیت متناسب او که عمدتا در قرن‏نوزدهم و بیستم تحت عنوان روانشناسی رشد کودک مطرح گردید به‏نحو دقیق و ظریفی در سیره تربیتی آن حضرت مورد توجه واقع گردیداز همه مهمتر برخی تئوریهای روانشناسی است که از شاهکارهای‏روانشناسان و صاحب‏نظران امر تربیت‏به حساب می‏آید و سالها تاریخ‏روانشناسی و علوم تربیتی را تحت تاثیر قرار داده است درحالی‏که اینها ریشه در سیره تربیتی آن حضرت دارند  . یا به تئوری‏ انعکاس مشروط (  Conditionet Reflx )  اشاره نمود که عمدتا درروانشناسی یاد گیری مطرح می‏شوند، بر طبق این تئوری اساس‏یادگیری بر انعکاس مشروط قرار دارد که بر اثر مجاورت و مشابهت‏ دو شیی‏ء با یکدیگر امر یادگیری آسان‏تر و بهتر صورت می‏گیرد . تئوری فوق برای اولین بار توسط پاولف روسی مطرح گردید و بعد از آزمایشهای مختلفی که روی حیوان انجام داد نتیجه گرفت که‏عکس‏العمل طبیعی یک امر در شرایط خاصی به امر مجاور آن منتقل‏می‏شود. با کمی دقت آشکار می‏شود که این تئوری به‏نحو جامع‏تر وفراگیرتر در سخنان علی(ع)به عنوان یک شیوه تربیتی در بعد تربیت‏دینی مطرح شده است، بدین بیان که حضرت علی(ع)در حدیث‏خود درارتباط با نشان دادن اهمیت روز جمعه به عنوان روزی مقدس و بلکه‏عید هفته فرموده‏اند: «در روزهای جمعه برای زن و فرزندان خودمقداری میوه تهیه کنید تا آنان از جمعه‏ها خاطره خوش داشته‏باشند و از آن خوششان بیاید.» و این سخن عمیق و ظریف حضرت‏گرچه در خصوص روز جمعه مطرح گردید اما در واقع حضرت یک شیوه‏مهم رابرای تربیت دینی‏ارائه داده‏اند و جمعه به عنوان مثال ونمونه‏ای از آن است.

 

 

 

پی‏نوشت

1- نهج‏البلاغه، قصارالحکم، شماره‏354 و عبدالمجید معادیخواه،فرهنگ آفتاب، ج‏7،ص‏3902.

2- خوانساری، محمد، شرح غررالحکم و دررالکلم آمدی، ج‏6، ص‏353.

3- همان، ج‏3، ص‏438. (خیر ما ورث الآباء الابناء الادب).

4- همان، ج‏2، ص‏141. (الانس فی ثلاثه، الزوجه الموافقه‏و الولد الصالح و الاخ الموافق).

5- همان، ص‏23.

6- همان، ج‏6، ص‏222 (ولد السوء یهدم الشرف و یشین السلف).

7- همان، (ولد السوء یعر السلف و یفسد الخلف).

8- همان، ج‏6، ص‏224 (ولد عقوق محنه و شوم).

9- همان، ج‏2، ص‏392 (اشد المصائب سوء الخلف).

10- نهج البلاغه، قصار الحکم، شماره‏453 (قال(ع):ما زال الزبیر رجلا منا اهل البیت‏حتی نشا ابنه المشووم‏عبد الله). این حدیث در برخی از نسخ موجود نهج البلاغه مثل شرح‏ابن ابی الحدید و شرح نهج البلاغه علامه خویی و ما آن را ازمعجم المفهرس نهج البلاغه اثر محمد دشتی، ص‏124 نقل کرده‏ایم که‏تحت‏شماره 453 در قصار الحکم آمده است.

11- نهج البلاغه، نامه‏31، با استفاده از ترجمه نهج البلاغه اثردکتر سید جعفر شهیدی، ص‏297.

12- نهج البلاغه، همان با استفاده از ترجمه دکتر شهیدی، ص‏298.

13- مجلسی،محمد باقر، بحار الانوار، ج‏104، ص‏98.

14- رسولی محلاتی، هاشم، وصایا الرسول و الائمه (علیهم‏السلام)با ترجمه فارسی ، ص‏184.

15- خوانساری، محمد، شرح غرر الحکم و درر الکم، ج‏4 ص‏353.

16- محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ج‏1،ص‏75 به نقل ازتنبیه الخواطر و نزهه الناظر، ص‏390.

17- نهج البلاغه، نامه‏31،با استفاده از ترجمه دکتر شهیدی،ص‏298.

18- راجی قمی، محمد،پندهای پدران به فرزندان، ص‏162 و 163.

19- مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج‏91، ص‏384 و مستدرک‏الوسائل، ج‏2، ص‏232.

20- طبرسی، حسن بن فضل، مکارم الاخلاق، ص‏74.

21- ر.ک: مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج‏92 ص‏179.

22- المرجئه فی مقابله الشیعه، من الارجاء بمعنی التاخیرلتاخیرهم علیا(ع) عن مرتبته و قد یطلق فی مقابله الوعیدیه(ر.ک: الکافی، ج‏6، ص‏47) و نیز ر.ک: طریحی، مجمع البحرین ج‏1،ذیل ماده «رجاء».

23- حسر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج‏15، ص‏197 به‏نقل‏از خصال صدوق، ج‏2، ص‏157 و ابن‏شعبه حرانی، تحف‏العقول، ص‏68.

24- صدوق، محمد بن علی بن الحسین، الخصال، ترجمه و تصحیح‏احمد فهری، ص‏751.

25- همان، ص‏776 و حر عاملی، وسائل الشیعه، ج‏15،ص‏153

 برگرفته از سایت  : http://www.hawzah.net  (  مجله کوثر : شماره های 34 ، 35 ، 36 ، 37  . )