بررسي كوتاهي از ذي القربي در فرآن و سنت و تاريخ  

علوم انسانی دانشگاه الزهرا ؛ ش : 17 - 18 – بهار و تابستان 1375 بررسی كوتاهی از ذی القربی در قرآن و سنت و تاریخ علی اكبر حسنی عضو هیئت علمی دانشگاه تهران

چكیده : از آنجا كه واژه‌ی ذی القربی در لغت به معنای خویشاوند نزدیك است و در قرآن زیاد بكار رفته و از جمله در سوره شوری آیه 23 ، و مودت آنان به عنوان مزد رسالت پیامبر ( ص ) یاد شده است . با آنكه تمام انبیا از جمله پیامبر اسلام ، با صراحت می‌گویند از شما اجر و مزدی نمی‌خواهیم و اجر ما تنها بر خداوند است : در اینجا مودت ذی القربای به عنوان مزد رسالت مطالبه شده و آنرا الزامی و بنفع همه خوانده است . پس باید روشن شود كه : این خویشاوندان كیانند . تمامی خویشان نسبی و سببی‌اند و یا افراد ویژه و خاصی ؟ از چه ملت و مردمی مطالبه اجر و مزد شده است ، مشرك و كافر یا امت اسلامی ؟ این مزد و اجر چیست مادی است یا معنوی ؟ چرا به نفع مطالبه شوندگان است نه نفع مطالبه كننده یعنی پیامبر ( ص ). چرا همه انبیاء اجر را از خدا خواسته‌اند و فقط پیامبر ( ص ) آنرا از مردم مطالبه كرده است ؟ 6 - چه رابطه‌ای میان این مطالبه اجر ، با ختم نبوت و رسالت و تداوم عملی و عینی آن پس از رحلت پیامبر ( ص ) است . در این مقاله سعی شده است به این پرسشها پاسخ داده شود و از نظر لغت ، حدیث ، تاریخ و تفسیر روشن شود كه : - این تقاضا از مشركان مكه نبوده است چون :

آنان نه تنها برای رسالت پیامبر ( ص ) ارزش قائل نبودند ، بلكه آنرا دروغ و كار سفیهانه و سحر و تعلیمات جن ( معلم مجنون ) می‌خواندند . پس معنا ندارد كه پیامبر ( ص ) از آنها مزد رسالت بخواهد . - بعلاوه این آیه در مدینه نازل شده نه مكه …. و تمامی خویشان نسبی و سببی دور و نزدیك و حتی انصار مدینه بهمین جهت و جهات دیگر نمی‌تواند مراد باشد .

1 - نخواستن اجر و مزد از طرف همه انبیاء و حتی پیامبر ( ص ) همان اجر مادی است و آن را نفی می‌كنند نه اجر معنوی : پس این خود یك استثناء است و مطالبه یك نوع اجر معنوی است . و با توجه به اینكه تنها پیامبر ( ص ) است كه مطالبه اجر و مزد می‌كند و تنها اوست كه نبوت و رسالت به او ختم شده و خاتم انبیاء است و دیگر بعداز آن شریعت جدیدی نخواهد بود . و رابطه مستقیم تشریع الهی با جامعه و مردم قطع می‌شود ولی تداوم باطنی و رهبری الهی در جامعه و امت ادامه دارد و آن رهبری کردن صالح و توأم با عصمت برای  امت اسلامی است ..

مودت اهل بیت ( ع ) و خویشان نزدیك پیامبر ( ص )، الزاما و بصورت یك فرض الهی و مزد از همه امت خواسته شده است و این رهبری کردن و ولایت داشتن انسانهای معصوم و لایق ، به نفع جامعه و مردم است ، نه شخص پیامبر ( ص ) و بهمین جهت مزد مادی رسالت انبیاء نفی می‌شود و تنها این مزد استثناء می‌گردد كه هم معنوی است و هم به نفع عموم ( و ما سئلتكم من اجر فهو لكم ) و در راستای این واقعیت است كه ذی القربی به آل محمد ( ص ) و اهل بیت و عترت ( و فاطمه ) و علی و حسن و حسین ( ع ) و امامان معصوم ( ع )، تطبیق می‌گردد و آنرا با آیه تطهیر و حدیث ثقلین ( و كتاب و عترت ) و … منطبق می‌سازند ..

خطوط كلی بحث : 1 - ذی القربی چه كسانی هستند ؟ همه‌ی قریش ، همه‌ی فامیل نسبی و سببی نزدیك ، اهل بیت پیامبر ( ص )؟ 2 - چرا مودت آنان ، مزد رسالت و تبلیغ قرار گرفته است ؟ 3 - نقش ذی القربی در حراست دین و سنت پیامبر ( ص ) از مباحث بسیار مهم وحدت ساز و از عوامل مهم تقریب بین فرق اسلامی است . توصیه قرآن به مودت ذی القربی است كه عموم مسلمانان آن را قبول دارند ولی متأسفانه كمتر به صورت مستقل و موشكافانه مورد بحث واقع شده است . آیه « قل لا اسئلكم علیه اجرا الّا المود ﺓ فی القربی » ( شوری ، 23 ) یادآور دو نكته مسلم قرآنی و حكم الهی است : 1 - بیان نوعی اجر و مزد رسالت و تبلیغ است با آن كه چنین مطلبی در میان انبیاء پیشین ، در قرآن حتی از خود پیامبر ( ص ) نفی شده است . 2 - مودت ذی القربی به عنوان مزد رسالت یك امر الزامی و تكلیفی ( به ظاهر ) در قرآن آمده است .

بررسی و روشن شدن جریان واقعی این آیه و مصداق مسلم و روشن آن كه با سایر آیات و سیر جریان تاریخی و تفسیری و سیره‌ی پیامبر ( ص ) هم سازش داشته باشد ، می‌تواند به نقش ذی القربی در جامعه‌ی اسلامی و زدودن اختلافات و …… كمك شایانی نماید . این واژه در قرآن با تعبیرات و معانی مختلف در حدود 16 بار به كار رفته ، از ذی القربی گرفته تا 2 ذوی القربی و ذَی القربی ، و امثالهم  (1). از جمله آیه 23 شوری است كه می‌گوید : قل الاّ اسئلكم علیه اجرا لا المودﺓ فی القربی كه مورد بحث و بررسی ماست .

معانی لغوی و اصطلاحی آن :

قرب مصدر ، و به معنای نزدیك و دنّو است و نقیض بُعد ، به معنای دور . قرابت و قُربی به معنای نزدیكان و خویشاوندان نسبی است . الدُنُوّ فِی نَسبِ والقُربی فی رحم . (2) زمخشری می‌گوید : قُربی مصدری است مثل زُلفی و بُشری به معنای قرابت و نزدیكان (3). لغت نامه‌ها و فرهنگها نیز عموماً‌آن را به معنای خویشاوندان و قرابت نسبی گرفته‌اند . (4) در منابع معتبر تفسیری و حدیثی ، اهل سنت و شیعه مصادیق و معانی مختلفی برای آن نقل كرده‌اند از جمله : 1

- مشركان قریش مكه كه فامیل نسبی دور پیامبر ( ص ) هستند !

2 - خویشاوندان نزدیك .

3- علی ( ع ) و فاطمه ( س ) و فرزندانشان حسن و حسین ( ع ).

4 - آل محمد و آل حم .

5 - عترت و اهل بیت پیامبر ( ص ).

6 - ائمه معصومین ( ع ).

7 - به معنای تقرب الی الله ،

طاعت و صله رحم نیز گفته شده است

و تنها یكی از شارحان ترمذی ادعا كرده است كه آیه نسخ شده (5)كه به دلائلی مردود است .

 اجر :  به معنای مزد و پاداش و اجرت است كه در برابر انجام كاری مطلوب و مقبول بكار می‌رود . شعار همه انبیاء خاطر نشان می‌شود كه تمامی انبیاء از جمله شخص پیامبر ( ص ) در رابطه با ابلاغ رسالت و دین ، اجرت و مزد را از مردم ، نفی می‌كنند و این پاداش را تنها از خدا می‌طلبند ، همان‌گونه كه قرآن از نوح ، هود ، صالح ، لوط و شعیب نقل می‌كند كه اجری از شما نمی‌خواهیم و اجر ما تنها بر خدا و پروردگار جهانیان است . (6)3 قرآن از پیامبر اسلام ( ص ) نقل می‌كند كه « ما تسألهم علیه من اجر » (7)و یا « بگو از شما اجری نمی‌خواهم …» ‌ « قل ما اسئلكم علیه من اجرا » (8)و یا بگو : برای تبلیغ رسالت از شما مطالبه اجری نمی‌كنم . و در سوره سبا لحن آیات كمی تغییر می‌كند و می‌گوید : آنچه از پاداش و اجر از شما مطالبه كنم به نفع شماست ، زیرا پاداش و مزدم جز بر خداوند ، بر كسی نیست « ما سئلتكم من اجر فهو لكم ان اجری الا علی الله » (9) آنگاه در سوره شوری ، به ظاهر مطالبه اجر و مزد می‌كند و آن مودت ذی القربی است « قل لا اسئلكم علیه اجرا لا المودﺓ فی القربی » (10) ظاهر آیه می‌رساند كه هم اجر و مزد مطالبه شده و آن هم مودت ذی القربی است كه به صورت یك امر الزامی از مردم به امر خداوند خواسته شده است !

پس باید دید كه اولا ذی القربی كیست و شامل كدام خویشاوند است و ثانیا این چه نوع مزد و پاداشی است ؟ مادی و یا معنوی ! و در صورت دوم آیا صرف محبت و علاقه به همه خویشاوندان نسبی و سببی پیامبر ( ص ) لازم است یا محدوده‌ی خاص و مفهومی برتر از محبت ظاهری ، است و مودت توأم با اطاعت و پذیرش رهبری آنان مراد است ؟

با دقت در آیات قرآن و نفی هرگونه اجر به ظاهر و واگذاری اجر رسالت بر خداوند از یك سو و نیز بیان این كه اگر اجری هم مطالبه شود به امر خداست و به نفع جامعه و امت اسلامی است نه شخص پیامبر ( ص ) یا افراد خاص . ( مثل : ما سئلتكم من اجر فهو لكم ) ، دیدگاه تازه‌یی در این آیه به روی امت اسلامی باز می‌شود و موضوع مهم و سرنوشت‌ساز و وحدت آفرینی به دست می‌آید با وجود همه‌ی تفسیرها و تأویلات مناسب یا غیر مناسب از قرآن و سنت ، به بررسی آن می‌پردازیم :

الف: خویشاوندان سببی یعنی مشرکان قریش

اكثر مفسران اهل سنت پس از نقل روایات در معانی و مصادیق ذی القربی ، آن را به مشركان قریش كه فامیل نسبی پیامبر ( ص ) بودند ، تفسیر كرده‌اند كه خداوند اجر رسالت را دوستی مشركان قریش مطالبه كرده است . طبری و ابن كثیر و آلوسی بیشتر بر آن تأكید دارند و چون سوره را مكی دانسته‌اند ، مؤید آن مطلب شده است و روایات نقل شده از پیامبر ( ص ) در معانی دیگر را ، یا مورد توجه قرار نداده یا با جمله‌ی « سند 4 ضعیف است » رد كرده‌اند از آن جا كه این تقاضا آنهم به امر خدا و با نفی مزد رسالت در قرآن از دشمنان سوگند خورده پیامبر ( ص ) یعنی مشركان قریش چندان عقلائی به نظر نمی‌رسد .

تحفه احوذی در شرح ترمذی ادعای بی اساس دیگری كرده است كه این آیه نسخ شده است . (11) ابن كثیر كه در میان علمای عامه اعتبار خاصی دارد ، می‌گوید : منظور از آن ، كفار مشرك قریش مكه است و پیامبر از آنها خواسته است كه با خاطر خویشاوندی با آنان او را آزار نرسانند و به خاطر تبلیغ دین او را دوست بدارند و روایتی از ابن عباس نقل می‌كند كه : بطن و قبیله‌یی از قریش وجود نداشت مگر آن‌كه به گونه‌یی با پیامبر ( ص ) فامیل بودند و قرابت داشتند ! و پیامبر ( ص ) فرمود : قرابتم را حفظ كنید و اذیتم نكنید و … (12) « لا اسئلكم علیه اجرا ، ان تصلوا ما بینی و بینكم من القرابه » یا « ان لا تؤذوننی فی نفسی لقرابتی منكم و تحفظوا القرابة التی بینی و بینكم » وی از مجاهد و عكرمه و قُتاده و سُدی و طبرانی از ابن عباس ، نیز این مطلب آورده است . (13) سیوطی در الدرالمنثور و نیز دیگران ، ضمن نقل روایاتی درباره‌ی این آیه كه ذی القربی را نزدیكان پیامبر ( ص ) خوانده ، می‌گویند : آیه مربوط به مشركان قریش است . (14) چنان كه زمخشری در كشاف همین شیوه را دارد . و می‌گوید : پیامبر با همه‌ی قبیله‌های قریش از یك ریشه‌اند و چون آنان پیامبر ( ص ) را تکذیب می‌کردند و پیامبر ( ص ) نیز خدایان و افكارشان را نكوهش می‌كرد ، پیشنهاد عدم سب الهه خویش را نمودند ، و این آیه نازل شد و مودت خود را به خاطر خویشاوندی با كفار قریش ، خواست ! (15) ابن جریر طبری نیز طی روایات دیگر ، تنها به این روایت تمسك جسته كه قربی النبی مراد است . (16)

ظاهراً‌دو عامل باعث این تفسیر شده است : 1ـ معنای ظاهری ذی القربی ، 2 - مكی بودن سوره .

نقد و بررسی

پذیرش این مطلب كه خدا در قرآن به زبان پیامبر ( ص ) تنها دوستی آن حضرت را به خاطر پیوند ریشه‌ی 5 نسبی و نژادی كفار قریش با او ، از زبان وحی خواسته باشد ، چیزی كه برای پیامبران دیگر نه تنها نخواسته ، بلكه برای عموم پیامبران اجر و مزد و این ملاحظات نژادی و نسبی را نفی كرده است ، توالی فاسد فراوانی دارد . به علاوه این برداشت هم با آیات دیگر قرآن و هم با عقل سلیم و عرف عقلا ، و …. منافات دارد زیرا اجر و پاداش باید در مقابل عمل مورد قبول یا درخواست آنان باشد كه چنین نبوده است چون : كفار قریش ، رسالت الهی پیامبر ( ص ) را قبول نداشتند و او را تكذیب می‌كردند و او را مُعَلَّم مَجنون (17)می‌خواندند و وحی بر حضرتش را سحر و دروغ می‌نامیدند ! « قالوا هذا سحر مبین » (18)و برای زحماتش نه تنها ارزش قائل نبودند بلكه نسبت به او كینه داشتند ، هم‌چنان كه كارش را تفرقه می‌دانستند و سزای آن را مرگ قرار دادند و توطئه قتل او را چیده بودند . تمام مطالب یاد شده در متن قرآن و تاریخ و سیره و سنت پیامبر ( ص ) موجود است و جریان لیلة المبیت و خروج و مهاجرت پیامبر و مخفی شدن در غار ثور و ….. گویای این واقعیت است . در چنین شرایطی و با چنین روحیات و افكاری چگونه خداوند پاداش و مزد رسالت را مودت و دوستی آنان قرار می‌دهد و به پیامبر دستور می‌دهد : بگو كه اجر و مزدی از شما نمی‌خواهم جز دوستی شما به خاطر قرابت من با شما . تازه اگر به این دستور عمل می‌شد ، مودت كفار و مشركان فایده نداشت و اثر معنوی و اخروی هم بر آن افزوده نمی‌شد . به علاوه هم برای خدا و دین او و هم برای پیامبر ، این تقاضا آنهم از دشمنان خدا و رسول خدا ، سبك و خلاف عقل و منطق بود . زیرا اصولا و عرفا و قانونا چنین تقاضائی باید موقعی باشد كه آنان برای كار انجام شده ارزش و احترام قائل باشند و خود را مدیون آن بدانند و برای آن مزد و پاداشی در نظر داشته باشند تا خداوند به پیامبر ( ص ) بگوید مزد و اجرت نخواه ، جز دوستی آنان را آنهم به خاطر قرابت و خویشاوندی شما ! چنین كاری با سیره‌ی انبیاء و با روحیه‌ی پیامبر و انبیاء برزگ الهی ، سازش ندارد و با ظاهر قرآن و آیات صریح آن نیز مغایر است . چون قرآن ، عموی پیامبر و همسرش را در خلال یك سوره ( تبّت = مسدّ ) بسختی نكوهش می‌كند و هرگز ملاحظه‌ی خویشاوندی او را نمی‌نماید همان‌گونه كه ملاحظه‌ی خویشاوندی سایر كفار را نمی‌كند . باز می‌بینیم كه : 6 قرآن ملاحظه‌ی همسر نوح و لوط و حتی فرزندی پسر نوح را در جریان عذاب عمومی نكرده ، و رسما هنگام عذاب آنان ، پیامبر را از آن بر حذر می‌دارد و می‌گوید همسرت را باخبر نساز ( عنكبوت ، آیه 33 و هود آیه 81 ) و به نوح می‌گوید : برای پسرت دلسوزی نكن چون از اهل تو نیست چون عملش غیر صالح است : « انه لیس من اهلك : انه عمل غیر صالح » ( هود ، آیه 46 ) سپس همه را در ورطه‌ی بلا و عذاب قرار می‌دهد ….. پس چگونه این ملاحظه و مسامحه را درباره‌ی چنان دشمنان لجوج و عنود ، امثال ابوجهل و عاص بن وائل و عتبه و شیبة ، و عُقبة بن ابی مُعیط و دیگر مشركان قریش ، روا می‌دارد ؟ این توجیه چگونه با تعبیر قرآن نسبت به پیامبر ( ص ) كه می‌گوید : اشداء علی الكفار : و یا آنجا كه می‌گوید : لا تتخذوا عدوّی و عدوّكم اولیاء ؟ همخوانی و سازش دارد ؟

پیشنهاد سازش ( اگر گفته شود كه این توصیه در مورد پیشنهاد مصالحه‌ی قریش بوده است ) ، می‌دانیم كه آنهم با سیره و با تاریخ سازگار نیست چون قریش یك بار پیشنهاد سازش در عبادت خدا و بت هر دو را داد . ولید بن مغیره ، امیة و عاص بن وائل به پیامبر ( ص ) گفتند كه یك سال ما خدای شما را می‌پرستیم و یك سال هم شما بتهای ما را پرستش كنید . در پاسخ این پیشنهاد سوره‌ی كافرون نازل شد و موضع صریح توحیدی پیامبر ( ص ) را در برابر كفار و وجوب مخالفت با كفار و عدم سازش و مسامحه را آشكارا بیان داشت . (19)

پیشنهاد دوم درباره‌ی دست برداشتن پیامبر ( ص ) از نكوهش بتها و افكار بت‌پرستان با دادن امتیازات مالی و مقامی به پیامبر ( ص ) بود حتی پیشنهاد ریاست و سلطنت بر خود را به پیامبر ( ص ) دادند . (20) پیامبر ( ص ) در پاسخ فرمود : شما كلمه توحید را بگویید و از معبودهای باطل دست بردارید تا عرب و عجم در مقابل شما خاضع شود . (21) به خدا قسم اگر خورشید را در دست راستم قرار دهید و ماه را در دست چپم ( ما سئلتكم غیر هذه ) چیزی جز این رسالت از شما نمی‌خواهم . (22)7 بنابراین جایی برای پیشنهاد و دستور وحی و خواهش پیامبر ( ص ) باقی نمی‌ماند .

احتمال دیگر ممكن است گفته شود كه آیه خطاب به مشركان قریش است كه در صورت ایمان به پیامبر ( ص )، او را به خاطر قرابت با خویش ، دوست بدارند .

در پاسخ گفته می‌شود كه اولا چنین قید و شرطی د ر آیه نیست و آیه مطلق است .

ثانیا هر مسلمانی طبق صراحت دهها آیه‌ی قرآن باید خدا و پیامبر ( ص ) را دوست بدارد و حتی دوستی پدر و مادر و برادران و خواهران و فرزندان و همسران و عشیره و اموال و تجارت خویش را بر محبت خدا و رسول خدا و جهاد ترجیح ندهد . (23) قرآن به مسلمانان هشدار می‌دهد كه : « پدران و برادران خویش را در صورتی كه كفر را دوست بدارند ، دوست و ولی خویش نگیرند . (24) ثانیا اگر چنین مومنی به فرض دشمنی،  كینه پیامبر ( ص ) را در دل داشته باشد ، مسلما برای كار هدایت و رسالت پیامبر ( ص ) ارزش قائل نیست تا قرآن مودت چنین كسانی را كه انگشت شمار می‌باشند ، اجر رسالت قرار دهد و مسلما این معنا هم مراد نیست و كسی از علما چنین عقیده ندارد و در تفاسیر و حدیث نیز به آن اشاره‌یی نشده است .

در نهایت ، اگر با اتكا به قول ابن كثیر و كسانی كه می‌گویند : « چون این سوره مكی است با معنای اول یعنی توصیه به مشركان قریش بیشتر سازش دارد و آن معنا مرادست » در پاسخ باید گفت :

اولا - بسیاری از سوره‌های قرآن هم آیات مكی دارد و هم آیات مدنی مثل انفال دو آیه از سوره توبه و سوره یاسین كه از 83 آیه‌اش 45 آیه مدنی است و سوره حج و چند سوره‌ی دیگر …

و ثانیا حسن بصری می‌گوید برخی از آیات سوره شوری مدنی است . ابن عباس و قتاده نیز می‌گویند 4 آیه از سوره شوری مدنی است و آیه لا اسئلكم علیه ، اجرا الا المودﺓ فی القربی در مدینه نازل شده است  آنگاه مردی گفت : این آیه از طرف خدا نازل نشده است ( چون توصیه مودت اقربای نبی ( ص ) بود ) ولی با نزول آیه « ام یقولون افتری علی الله كذبا » (25)آن مرد پشیمان شد 8 و توبه كرد و آیه « و هو الذی یقبل التوبة عن عباده » نازل گشت . (26 پس لزومی ندارد این معنا را لحاظ كنیم !

ب :خویشاوندان سببی در مدینه ( و انصار )

مطلب دیگر آن كه خطاب متوجه انصار است نه قریش و نه مهاجران . چنان‌كه برخی مفسران گفته‌اند كه انصار مال نسبتاً زیادی برای پیامبر ( ص ) آورده بودند چون انصار از ناحیه سلمی بنت زید النجار ( مادر عبدالمطلب ) و نیز از جانب آمنه بنت وهب ، با پیامبر ( ص ) فامیل بودند ! در پاسخ آنان این آیه نازل شد كه پیامبر ( ص ) بگو كه اجری ، جز دوستی و مودت خود را به خاطر خویشاوندی با شما نمی‌خواهم ! سستی و ضعف این سخن نیز از قول اول كمتر نیست زیرا تردیدی در محبت و دوستی انصار نسبت به پیامبر ( ص ) وجود ندارد چون انصار بودند كه در دو پیمان عقبه اول ( بیعة النساء ) در سال 12 بعثت و پیمان عقبه دوم ( بیعة الحرب ) سال 13 بعثت زمینه‌ی هجرت و دعوت پیامبر ( ص ) به یثرب ( مدینه ) رافراهم آوردند و از بذل مال و جان در راه اسلام و حمایت از پیامبر ( ص ) دریغ نورزیدند ! حتی طبق گواهی قرآن آنان مهاجران را به خاطر ایمان به پیامبر ( ص ) و هجرتشان نیز دوست داشتند و هیچ غلّ‌ و كینه در دل نسبت به آنان نداشتند و اموال و آذوقه‌ی خویش را در نهایت نیاز خود به آنان ایثار می‌كردند . (27) در این صورت معنا ندارد ، قرآن خط مشی جدایی برای پیامبر اسلام ، در میان همه انبیاء ، باز كند و بگوید كه تنها اجر و مزد رسالت من ، محبت و دوستی است چون فامیل سببی شما هستم آنهم به خاطر ازدواج پدر و جدم با فامیلین شما .

به علاوه عرب برای انتساب از طریق وصلت ، چندان ارج و منزلتی قائل نبود و همسران را ظرفی موقت برای نسل می‌دانست ، ولی برای نسب ریشه و اصالت قائل بودند (28). و این اسلام بود كه فرزندان دختر را نیز مانند فرزندان پسر ارزش داد . بنابراین هیچ یك از این معانی با این بیان عام قرآن كه خطاب به همه‌ی مسلمانان است سازش ندارد و باید هدف مهمتری را جستجو كرد .

ج : اهل بیت ( ع ) مصداق ذی القربی

در منابع معروف اهل سنت علی رغم تلاش برخی ، در تطبیق ذی القربی به مشركان قریش ، مفسران و محدثان معروف ، كه آن را به اهل بیت و اقربای نبی و آل محمد ( ص ) و مخصوصا به علی و فاطمه و دو فرزندشان و … تطبیق 9 كرده‌اند و احادیث مربوط به آن را نقل كرده‌اند ، زیادند كه به چندین نمونه از آنان اشاره می‌شود :

1: احمد بن حنبل متوفای241 در فضائل الصحابه ، ص 218 و به نقل از مخطوط بنقل از احقاق الحق ، ج3 ، ص3 و ..

2: بخاری متوفای 253 یا 256 ه‍ در صحیح ج 6 ، ص 192 طبع مصر ، در ذیل آیه می‌گوید قُربی آل محمد ( ص ) است .

3: ترمذی ، در الجامع الصحیح از محمد بن عیسی بن سوره در پنج جلدی ج 5 ، ص 352 قربای آل محمد ( ص ) و نیز قرابه قریش را آورده است .

3: ابوجعفر محمد بن جریر طبری متوفای 310 ه‍ در طی نقل دو حدیث آن را قربی النبی و قربی رسول الله آورده است . وی در همان تفسیرش ج 25 ص 15 - 14 ط مصر ، نیز جریان علی بن الحسین با مرد شامی را نیز آورده است . كه امام آن را به اهل بیت نبی و ذریه رسول خدا تطبیق كرده و سوره را آل حم خوانده است .

4: حاكم متوفای 405 ه‍ در مستدرك ج3 ، ص 172 ط حیدر آباد دكن . خطبه امام حسن ( ع ) را در روز شهادت امیرالمؤمنین ( ع ) برای مردم نقل كرده كه فرمود : آیه را تطبیق با اهل بیت نبی ( ص ) كرده است ، نقل نموده است .

5: زمخشری متوفای 528 ه‍ در تفسیر كشاف ج 3 ، ص402 آن را به علی و فاطمه و فرزندانش تطبیق نموده .

6: موفق بن احمد مكی اخطب خوارزمی متوفای 568 ه‍ در مقتل الحسن ط نجف .

7: ابن اثیر متوفای 606 ه‍ در تفسیرش روایات و توجیه جالب نسبت به قول زمخشری دارد و آن را به اهل بیت ( ع ) و آل محمد ( ص ) تطبیق می‌کند .

8: محمد بن طلحه شافعی در مطالب السئول ص8 چاپ تهران  متوفای 606 ه‍

9: محب الدین احمد بن عبدالله طبری متوفای 694 ، در ذخائر العقبی و …. ط مصر ، درباره علی و فاطمه و حسن و حسین ( ع ) دانسته .

10: ابن صباغ مالكی در الفصول المهمه ، ص 12 - 11 .

11: حافظ كُنجی در كفایة الطالب ، ص41 .

12: ابن حجر هیثمی در الصواعق المحرقه ص 101 و 135

13:  ابن حجر عسقلانی در الكافی الشاف فی تخریج احادیث الكشاف ، ص 145 .

14: شبلنجی در نورالأنصار ص 112

15: سیوطی در الدر المنثور ، ج 6 ، ص7 . 10

16: محی الدین عربی در تفسیرش .

17: ابن كثیر در ج4 ، ص 101 تا 103 تفسیرش .

18: قرطبی در ج8 ، ص 5843 تفسیرش .

19: خواجه پارسا در فصل الخطاب به نقل ینابیع المود ﺓ ص 369 ط اسلامبول .

20: نسفی متوفای 701 در تفسیرش بر حاشیه الخازن ج 4 ، ص99 . نیز به این تطبیق اشاره دارد .

21: احمد بن محمد بن ابراهیم الثعلبی در تفسیر ثعلبی « الكشف و البیان » مخطوط نیز همین‌گونه تطبیق نموده است ، كه علمای زیادی از آن نقل كرده‌اند . (29) منظور از آن ، اهل بیت و علی و فاطمه و …

22: طبری ( متوفای 310 ) در تفسیرش در طی دو حدیث ذی القربی را قربی النبی و آل رسول الله ( ص ) می‌داند « هر چند كلمه‌ی قربی الرسول به ظاهر عام است ولی تعبیر آل رسول الله و نیز با مضمون احادیث دیگر می‌رساند كه منظور از آن ، اهل بیت می‌باشد چنانكه از سُدّی و ابن ابی دیلم نقل می‌كندكه علی بن الحسین در دروازه‌ی شام به مردی شامی گفت : مائیم ذی القربی رسول خدا ( ص ). (30)

23:  طبرانی در معجم الكبیر در ترجمه امام حسن ( ع ) می‌گوید : حسن بن علی بعد از شهادت پدرش علی بن ابیطالب ضمن تجلیل ا ز او فرمود كه : ماییم اهل بیت پیامبر كه خداوند مودت آنان و ولایت آنان را ، واجب ساخت و سپس آیه مزبور را (31).

24: حاكم ، در مستدرك نیز همین مطلب را به تفصیل آورده است . كه ماییم اهل بیت پیامبر كه مودت آنان بر هر مسلمانی واجب است و سپس آیه « من یقترف حسنة » را نیز چنین تفسیر كرد : كسی كه مودت اهل بیت را كسب كند . (32)

سیوطی نیز در روایات متعددی از ابن عباس و مجاهد و …. نقل می‌كند كه پیامبر ( ص ) در پاسخ سئوال از مصداق این آیه فرمود :« ان تحفظونی فی اهل بیتی و تودوهم بی .. موقعیت مرا در اهل بیتم حفظ كنید و آنان را بخاطر من دوست بدارید » او نیز می‌افزاید كه ابن عباس و سعید بن جبیر نقل می‌كند كه پیامبر ( ص ) فرمود : آنان علی و فاطمه و فرزندانشان هستند ( ولی می‌گوید به سند ضعیف !) 11 وی آنگاه روایت علی بن الحسین را در دروازه‌ی دمشق با مرد شامی در این باره نقل می‌كند . (33) ابن كثیر نیز علاوه بر نقلهای گذشته روایاتی در تطبیق به اهل بیت و آل محمد ، پاسخ علی بن الحسین را به مرد شامی نقل می‌كند كه مرد شامی به علی بن الحسین در دروازه‌ی شام هنگام اسارت گفت : « خدا را شكر كه شما را كشت و بیچاره‌تان ساخت و شاخ فتنه را قطع كرد » فرمود : قرآن خواندی ؟ شامی گفت : آری . علی بن الحسین گفت : آل حم را قرائت كردی ؟ مرد گفت : نه . آن حضرت فرمود : آیه ، قل لا اسئلكم علیه اجرا الا المودة فی القربی را خواندی ؟ گفت آری و انكم لانتم هم ؟ مگر شما همانا هستید ؟ فرمود : آری . ما همانا و ذی القربای پیامبریم . (34) ابن عربی در تفسیرش در بحث مفصلی می‌گوید : آنها علی و فاطمه و فرزندانشان (35).

25: آلوسی هم در ذیل آیه و آت ذی القربی حقه از قول جبریل به پیامبر می‌گوید : منظور فاطمه است . (36) زمخشری در كشاف می‌گوید : هنگامی كه این آیه نازل شد از پیامبر ( ص ) پرسیدند كه چه كسانی از ذوی القربای شما هستند كه خداوند مودت آنان را بر ما واجب كرده است ؟ فرمود : علی و فاطمه و ابناهما (37)آنان علی و فاطمه و دو فرزند آنان می‌باشند .

26: بیضاوی متوفای 638 در تفسیرش ج 4 ، ص 133 می‌نویسد كه روایت شده كه وقتی كه این آیه نازل شد از پیامبر ( ص ) سئوال شد كه نزدیكانت چه كسانی هستند ؟ فرمود : منظور از آن ، علی و فاطمه و دو پسرش می‌باشند . (38) ابن حجر هیثمی می‌‌گوید : اخرج احمد و طبرانی و ابن ابی حاتم والحاكم ( فی المستدرك ) عن ابن عباس : اِنّ هذهِ الایه لمّا نَزَلَت قالوا یا رسول الله مَن قَرابَتُك هؤلاء الّذین اَوْجَبَت عَلینا مَوَدِّتهُم ؟ قال ( ص ) علی و فاطمه و ابناهما . (39) قرطبی در ج8 ، ص4843 تفسیرش ذیل آیه مذكور می‌گوید : آنان علی و فاطمه و دو فرزند آنان هستند . (40) وثعلبی نیز همین مطلب را از ابن عباس آورده است در ذیل آیه به نقل المراجعات نامه رقم19 . ابن مغازلی در منا قبش ، از بغوی در تفسیرش و از اسباب النزول واحدی ، و احمد حنبل در مناقش 12 گفته‌اند كه : منظور از آن ، علی و فاطمه و حسن و حسین و … است . (41) ابو نعیم و دیلمی از طریق مجاهد از ابن عباس نقل كرده‌اند كه پیامبر ( ص ) گفت : « لا اسئلكم علیه اجرا الالمودﺓ فی القربی ان تحفضوا فی اهل بیتی و تودوهم لی . (42)» ابن ابی حاتم از ابن عباس دربارۀ و من یقترف حسنه نقل می‌كند كه گفت : یعنی المود ﺓ لآل محمد ( ص ). (43) و سیوطی همین مطلب را درباره‌ی این آیه آورده است . (44) او در الدر المنثور از مجاهد و ابن عباس نقل می‌كند كه منظور از آیه الاالمود ﺓ فی القربی اهل بیت پیامبر است كه فرمود : موقعیت مرا در اهل بیتم حفظ كنید و آنانرا بخاطرم دوست بدارید . ( قال ( ص ) ان تحفظونی فی اهل بیتی و تودوهم بی ) (45). وی می‌گوید : اخرج الترمذی و حسنّة و الطبرانی و الحاكم و البیهقی و …. عن ابن عباس قال قال رسول الله ( ص ) احبوا الله لما یغذوكم به من نعمة و احبونی لحب الله و احبوا اهل بیتی لحبی . (46) و همو روایتی از ابوبكر نقل می‌كند كه پیامبر ( ص ) در این باره فرمود : ارقبوا محمدا علی الله فی اهل (47). برای خداوند مراقب پیامبر ( ص ) در محبت به اهل بیت اوباشید . و نیز پیامبر ( ص ) فرمود : من ابغضنا اهل البیت ، فهو منافق . كسی كه ما اهل بیت را دشمن بدارد ، منافق است . سیوطی نیز روایات زیادی در این باره آورده است از جمله از قول پیامبر ( ص ) نقل می‌كند كه گفت : ما اهل بیت را كسی دشمن نمی‌دارد مگر این كه خداوند او را داخل آتش می‌سازد . والذی نفسی بیده لا یبغضنا اهل البیت رجل ، الّا ادخله الله النار . (48) و روایتی از حسن بن علی ( ع ) به طور مفصل آمده است كه در آخر می‌فرماید : كسی ما را مبغوض نمی‌دارد و كسی نسبت به ما حسد نمی‌ورزد مگر آن كه در روز قیامت با تازیانه‌ی آتشین شلاق (49). وی از قول مسلم و ترمذی و نسائی از زید بن ارقم نقل می‌كند كه « قال رسول الله ( ص ) اذكر كم الله 13 فی اهل (50)» آنگاه روایتی از عایشه می‌آورد كه پیامبر ( ص ) در پاسخ فرمود كه « لا تبلغوا الخیرا و الایمان حتی (51)» - به نیكی و ایمان نمی‌رسند مگر آنكه شما را دوست بدارند . در روایات زیادی پس از نزول آیه مزبور آمده است كه منظور از ذوی القربا ، آل محمد ( ص ) است . سیوطی در الدر المنثور می‌گوید : احمد حنبل و عبدالله بن حمید و البخاری و مسلم و الترمذی و ابن جریر و ابن مردویه عن طاووس عن ابن عباس … نقل می‌كند كه از آیه‌ی الا المود ﺓ فی القربی پرسیدند ، او گفت : سعید بن جبیر رضی الله عنه گفت كه آنان آل محمد (52). ابن عربی نیز در تفسیرش آورده است كه منظور از آن ، اهل بیت نبوت و آل محمد ( ص ) می‌باشند و احادیث زیر را از قول پیامبر می‌آورد : « الا من مات علی حب آل محمد ( ص ) مات مغفور له » هركس در محبت و دوستی آل محمد بمیرد ، آمرزیده شده است . الا من مات علی حب آل محمد ( ص ) مات شهیدا هركس بر محبت آل محمد ( ص ) بمیرد ، شهید است (53). و نیز حدیث من مات علی حب آل محمد ( ص ) مات مستكمل الایمان . و یا ….. ، مات تائبا را نیز نقل كرده (54).

27: سید قطب در تفسیرش ( فی ظلال القرآن ) می‌گوید عبدالملك میسره از طاووس و او از سعید بن جبیر نقل می‌کند که گفت که : پیامبر فرمود : آنان آل محمد ( ص ) هستند « هم » قربی آل محمد ( ص ) وی هر چند آن را از قول ابن عباس نسبت به همه‌ی قریش می‌داند ، ولی سرانجام غیر مستقیم قول سعید بن جبیر بطون را ترجیح (55). ابن كثیر و دیگران نیز این روایت را آورده‌اند كه انصار در جریانی پیش پیامبر ( ص ) آمدند و اموال زیادی هم آوردند وگفتند : اموالنا فی ایدینا لله و لرسوله سپس این آیه نازل (56) ابن ابی حاتم و دیگران نیز همین مطلب را آورده و از طریق دیگری از علی بن الحسین از عبد مؤمن بن علی اشقر از یزید بن زیاد از سعید بن جبیر و ابن عباس نیز همین مطلب را آورده كه منظور علی و فاطمه و فرزندانشان می‌باشند و در واقع این جریان در مدینه بود نه مكه ، ولی می‌گوید : این روایت ضعیف (57). وی سپس می‌افزاید كه ما منكر توصیه بر محبت و مودت و احسان و اكرام اهلبیت نیستیم چون آنان 14 ذریه طاهره و از اشراف الناس علی وجه الارض حسبا و نسبا هستند . در صحیح ثابت شده است كه پیامبر در خطبه غدیر خم فرموده است : « انی تارك فیكم الثقلین كتاب الله و عترتی و انهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض من در بین شما دو امانت گرانقدر می‌گذارم ، قرآن و عترت و اهل بیتم كه آن دو از هم جدا نمی‌شوند تا این كه در قیامت كنار حوض كوثر بر من وارد شوند » « و نیز فرموده است والذی نفسی بیده لایدخل قلب الرجل الایمان حتی یحبكم لله و لقرابتی . و بخاری به اسنادش از عمر نقل می‌كند كه ابوبكر گفت : « ارقبوا محمدا ( ص ) فی اهل بیته و ابوبكر به علی گفت وَ الله لقرابة رسول الله ( ص ) اَحَبَّ الی اَن اَصِلُ مِن قَرابتی و ….. و این می‌رساند كه منظور خویشان نزدیك و اهل بیت پیامبر ( ص ) می‌باشند . و سپس روایاتی در این زمینه از جمله حدیث ثقلین را نقل (58). و سرانجام حدیث سفینه را از قول اباذر نقل می‌كند كه ابوذر حلقه باب كعبه را گرفت و گفت : « هر كه مرا می‌شناسد كه می‌شناسد و هركس نمی‌شناسد ( بداند ) من ابوذر هستم ». سمعت رسول الله یقول انما مثل اهل بیتی فیكم كمثل سفینة نوح ( ع ) من دخلها نجی و من تخلف عنها هلك . « وی بسیاری از احادیث را درباره‌ی تطبیق ذی القربی با اهل بیت نقل می‌كند ولی در دنباله‌اش می‌گوید هذا بهدا الاسناد ضعیف ؟ و سیوطی چنین تعبیری دارد كه سند ضعیف است . ولی دلیل محكمی برای ضعف آن ارائه نمی‌دهند .»

28: نظر فخر رازی فخر رازی بعد از نقل حدیث مزبور و حدیث پیامبر ( ص ) « و من مات علی بغض آل محمد لم یشمّ رائحه الجنه » از تفسیر كشاف زمخشری به تفسیر اهل البیت و آل محمد ( ص ) می‌پردازد و می‌گوید « آل محمد كسانی هستند كه امرشان به محمد ( ص ) بازگشت می‌كند و هر كه ارتباط بیشتر و بهتر و كاملتر و محكمتر با پیغمبر داشته باشد ، آل او محسوب می‌گردد و بدون تردید فاطمه و علی و حسن و حسین محكمترین پیوند را با رسول خدا ( ص ) دارند و این از مسلمات است و مستفاد از احادیث متواترمی‌باشد پس لازم است كه همه آنان را آل محمد ( ص ) بدانیم .» وی می‌افزاید كه برخی معنای آل را خویشاوندان نزدیك دانسته و برخی دیگر آن را به معنای امت پیامبر ( ص ) كه دعوت وی را پذیرفته‌اند ، دانسته‌اند و اگر معنای دوم را بپذیریم ( كه خلاف ظاهر و عرف 15 و اصطلاح اهل لغت است ) باز خویشاوندان نزدیك پیامبر ( ص ) مصداق روشن آنند و آنان بدون تردید در مفهوم آل پیامبر ( ص ) داخل هستند ولی شمول آن بر دیگران محل خلاف است . پس علی و فاطمه و حسن و حسین از ذی القربای پیامبرند و دلایل مختلفی از جمله آیه 23 سوره شوری بر آن دلالت دارد بنابراین آنان از احترام فوق العاده بر خوردارند و مودت آنان واجب است . (59) وی نیز از آیات دیگر و روایاتی درباره‌ی وجوب مودت آل محمد و ذوی القربی استدلال می‌كند و بحث خود را با اشعار شافعی پایان می‌دهد . اِن كان رَفضَا حُبُّ آل محمّد فَیشهدِ الثّقلانُ اَنّی رافض « اگر محبت آل محمد رفض و شرك است تمامی جن و انس در گواه باشند كه من رافضیم . (60)» سوره آل حم در بسیاری از روایات ، و ادب و شعر ، این سوره ، بنام آل حم خوانده شده است كه منظور ، اهل بیت و آل محمد است .

علی ( ع ) می‌گوید : درباره‌ی ما در سوره آل حم آیه‌ای است در مودت ما كه جز مؤمنان آن را مراعات نمی‌كنند و محفوظ نمی‌دارند و آن دوستی ما خاندان است و سپس آیه « قل ما اسئلكم علیه اجرا الالمودﺓ فی القربی » را می‌خواند . (61) كُمیُت شاعر معروف در رابطه با همین اسم و آیه مزبور و اهل بیت در اشعارش آورده است كه : وَجدنا لكم فی آل حم آیه تأوَّلها منّا تقّی و (62) امام علی بن حسین نیز آن را سوره‌ی آل حم و درباره‌ی اهل بیت عصمت و عترت پیامبر خوانده است چنان كه در اسارت او با مرد شامی در دروازه‌ی دمشق ، در بحث گذشته نقل (63). امام صادق ( ع ) نیز می‌گوید كه : آیه درباره‌ی ما نازل شده است . (64) طبرسی در مجمع البیان می‌گوید این سوره به نام سوره‌ی آل حم مشهور است . (65) احمد عبدالحكیم بردوئی در حاشیه‌ی تفسیر قرطبی 15 / 289 می‌گوید آل حم = حامیم همان آیه 23 شوری است . 16

نظر ابن عربی محی الدین عربی در تفسیرش می‌گوید : الا المودة فی القربی یك استثنای منقطع است و اجر و مزد رسالت را نفی می‌كند برای اینكه مردم پاداشی نمی‌پردازند زیرا طبق آیه « ما سئلتكم من اجر فهو لكم » ثمره و نتیجه‌ی مودت ذوی القربی عاید خودشان است چون این مودت عامل نجات آنان است « لانّ ثمرة مودّتهم عایدة الیهم لكونها سبب نجاتهم …» آنگاه استدلال می‌كند به این كه ایمان و دوستی و معرفت خدا و اهل توحید بدون محبت و مودت اهل بیت ( ع ) امكان ندارد . و اهل بیت پیامبر ( ص ) را دوست نمی‌دارد مگر كسی‌كه خدا و رسول خدا را دوست داشته باشد و خدا و رسول خدا هم آنان را دوست داشته باشند . ( لا یمكِنُ مَن تَكَدَّرَت روحُه و عَرف الله و اَحَبَّه مِن اَهل التّوحید اَن لا یحِبُّهم لكونهم اهل بیت النّبوةّ و معادنِ الوِلایة والفُتُوة فَلا یحبُّهُم الّا مَن یحبّ الله و رَسولُه و یحبّه الله و رسوله .) آنگاه روایت را از قول پیامبر ( ص ) نقل می‌كند كه هنگامیكه این آیه نازل شد ، از پیامبر ( ص ) پرسیدند كه این ذوی القربی كه خداوند مودت آنان را بر ما واجب ساخته است ، كیست ؟ فرمود : آنان علی ( ع ) و فاطمه و حسن و حسین و فرزندانشان می‌باشند . قال ( ص ): علی و فاطمه والحسن و الحسین وابنائها (66). بعد به مناسبت اهمیت این مودت و عامل نجات بودن آنان ، روایاتی از پیامبر ( ص ) نقل می‌كند از جمله روایاتی در حب و بغض آل محمد ( ص ) می‌آورد . مثل : قال ( ص ) من مات علی حب آل محمد ( ص ) مات - شهیدا …. مات مؤمنا - علی السنة و الجماعة (67). ملاك کسی که با سنت و جماعت است محبت اینان است  . ونیز فرمود : من مات علی بغض آل محمد مات كافرا (68). و من مات علی بغض آل محمد لم یشمّ رائحه (69). و از این روایت می‌توان فهمید كه ملاك اهل سنت و عامل به سنت و همگام با جماعت امت اسلامی بودن ، عمل به این آیه و مودت و دوستی آل محمد و اهل بیت ( ع ) است . و مصداق واقعی آن شیعه می‌باشد .

نظر شیخ مفید :

شیخ مفید ( ره ) می‌گوید : مودت ذی القربی اجر و مزد رسالت نیست زیرا در چند آیه 17 در قرآن اجر رسالت نفی شده است و اجر پیامبر ( ص ) تقرّب الی الله و ثواب دائم است كه مقتضای عدل و كرم وجود خداوند است و لازمه‌ی عمل آن است كه خالصا لله باشد و آنچه برای خدا باشد ، پاداش و اجرش هم بر خداوند است . وی قول صدوق ره (70)را رد می‌كند و می‌گوید كه اگر مورد اجر رسالت باشد لازمه‌اش تناقض در قرآن است ؟ و معنای آن چنین می‌شود كه خداوند بگوید : قل لا اسئلكم علیه اجرا . من از شما مزد رسالت نمی‌طلبم و بعد بگوید بگو من مزد رسالت می‌خواهم ( و اسئلكم علیه اجرا ) و این تناقض است ! یا بگوید : بگو پاداشم تنها بر خداست ( ان اجری الا علی الله ) و سپس بگوید : بگو پاداشم بر خدا و بر غیر خدا یعنی مردم است . و این تناقض است و قرآن تناقض ندارد . پس مسلما استثناء منقطع (71). یعنی بگو هیچ اجری و مزدی از شما نمی‌طلبم ولی مودت ذی القربی را بر شما الزام می‌كنم و از شما می‌طلبم بنابراین در این كلام تناقض نیست . یك جا اجر و مزد رسالت را نفی می‌كند و یك جا هم مودت ( بلكه اطاعت ) ذوی القربی را مستقلاً‌ اثبات می‌كند و آن را الزامی و به عنوان یك تكلیف مستقل (72).

در پاسخ می‌گوییم :

ظاهر كلام خدا و فصاحت و ارتباط سیاق این آیه می‌رساند كه استثناء منقطع نیست ، بلكه متصل است و درست است كه آیات و از جمله این آیه اجر و مزد رسالت را نفی می‌كند ولی منظور آن نفی مزد مادی و مالی مصطلح در عرف عام است كه می‌پنداشتند پیامبری هم پست و مقامی مادی است كه باید در مقابلش حقوق و اجر مادی پرداخت كنند و این آیات آن را نفی می‌كند و می‌گوید كه اجر مادی مراد نیست بلكه اجر معنوی و غیر مادی مراد است و ملك و مالی از شما نمی‌خواهم ولی مودت ذی القربی را می‌طلبم و آنچه اجر از شما می‌طلبم به نفع شماست پس اجر معنوی و آنهم درباره‌ی رهبری امت اسلامی است پس از ختم رسالت و ختم نبوت ، مودت توام با اطاعت و پیروی از عترت و اهل بیت و زعامت ائمه معصومین از ذی القربای پیامبر است و این امر بر جامعه‌ی اسلامی و امت مسلمان الزامی و به دستور خداوند است كه پیامبر آن را خواسته است و این هم به نفع جامعه و به نفع امت اسلامی است كه در رأس زعامت آنان شخصیت صالح و معصوم و انسان كاملی مثل پیامبر از اهل بیت او باشد و معنای « ما سئلتكم من اجر فهو لكم » نیز 18 همین است .

لذا در بسیاری از روایات ، ارتباط مستقیمی بین این آیه و مودت اهل بیت پیامبر ( ص ) با رهبری امت و امامت داده شده است . حتی مستقیم و یا غیر مستقیم آن را با حدیث ثقلین ربط داده‌اند چنانكه حافظ سیوطی در تفسیرش در دنباله‌ی نقل احادیثی از قول پیامبر ( ص ) در پاسخ سوال از منظور و مصداق ذوی القربی و تطبیق آن با آل محمد و اهل بیت و …، حدیث ثقلین را نقل می‌كند كه : قال اخرج الترمذی و حسنّه و ابن انباری عن زید بن ارقم عن رسول الله ( ص ) قال : انی تارك ما ان تمسكتم به لن تضلوا بعدی ، احد هما اعظم من الاخر ، كتاب الله حبل ممدود من السماء الی الارض . و عترتی اهل بیتی و لن یفترقا حتی یردا علیّ الحوض فانظروا كیف تخلفونی (73). حاكم ابوالقاسم . با اسنادش در كتاب شواهد التنزیل لقواعد التفصیل ، نقل می‌كند كه پیامبر ( ص ) فرمود : خداوند ( مردم را از ) اشجار مختلفی آفرید و من و علی را از یك شجره خلق كرد پس من اصل آن شجره هستم و علی فرع و شاخه‌های آن و فاطمه لقاح و پوست آن است . و حسن و حسین میوه‌های آن درخت هستند . شیعیان ما برگ‌های آن . هركس به غصن و شاخه‌های آن تمسك جوید ، نجات می‌یابد . سپس این آیه را خواند : قل لا اسئلكم علیه اجرا الا … . (74) جابر بن عبدالله انصاری می‌گوید كه : « اعرابی خدمت پیامبر ( ص ) آمد و گفت : یا محمد ( ص ) اسلام را بر من عرضه كن پیامبر فرمود بگو لا اله الا الله وحده لا شریك له و ان محمدا عبده و رسوله پرسید برای این كار مزدی هم مطالبه می‌كنی ؟! پیامبر فرمود : نه . مگر مودت ذی القربی را . اعرابی پرسید : ذی القربی من یا تو ؟ پیامبر ( ص ) فرمود : نه . ذی القربی من . اعرابی گفت : بیا بیعت كنم . بر كسی كه تو را دوست ندارد و ذی القربای تو را دوست ندارد ، لعنت خدا بر او باد . 19 پیامبر فرمود : آمین . (75)» ابن ابی الحدید می‌نویسد ، كه : « پیامبر در ضمن خطبه‌ی در روز جمعه ، ضمن توصیه و سفارش به مردم فرمود : ایها الناس اوصیكم بحب ذی القربی ، اخی و ابن عمی علی بن ابیطالب لا یحبه الامومن و لا یبغضه الا منافق . ای مردم شما را بمحبت ذی القربی ، برادرم و پسر عمویم علی ( ع ) سفارش می‌كنم . او را دوست ندارد مگر مؤمن و دشمن ندارد مگر منافق ! و نیز فرمود : من احبه فقد احبنی و من ابغضه فقد ابغضنی و من ابغضی عذّبه الله بالنار .» وی افزود كه احمد حنبل در مناقب خود آن را از فضایل علی ( ع ) آورده است . و در پایان حدیث مسند كساء و نزول آیه‌ی تطهیر را از « ام سلمه » نقل می‌كند كه پیامبر ( ص ) به فاطمه ( س ) گفت تو و شوهرت و دو پسرت بیائید . سپس كساء فدكی بر آنان افكند و دستهایش را به دعا بلند كرد و گفت : اللهم هؤلاء آل محمد ( ص ) فاجعل صلواتك و بركاتك علی آل محمد ( ص ) فانك حمید مجید . ام سلمه می‌افزاید كه من نیز خواستم داخل شوم پیامبر ( ص ) مانع شد و گفت : انك علی خیر . تو همواره بر نیكی خیر هستی … (76) درباره‌ی آیه مزبور و تطبیق آن با آیه تطهیر روایات زیادی از فریقین نقل شده است . چنانچه گذشت .

شعر و کلام بزرگان اهل سنت درباره اهل بیت

« ابن حجر » در دنباله‌ی این مطالب از منصور فقیه این شعر را درباره‌ی ذی القربی نقل می‌كند كه : اِن كان حُبّ خمسة زكّت بهم فَرائضی و بُغضُ مَن عاداهم رَفَضاً فانّی رافضی !

در این باره شیخ شمس الدین عربی نیز می‌گوید : رأیت و لائی آل طه فریضة علی رغم اهل البعد يورثنی القربا فما طلب المبعوث اجرا علی الهدی بتبلیغه الا المودة فی القربی

ابن ابی الحدید ، می‌افزاید كه پیامبر ( ص ) فرمود : حرمت الجنة علی من ظلم اهل بیتی و آذانی فی عترتی . (77)

شبلنجی شافعی در نورالابصار ص 13 از ابوالحسن بن جبیر نقل می‌كند كه : احب النبی المصطفی و ابن عمه علیا و سبطیه و فاطمه الزهرا هم اهل بیت اذهب الرجس عنهم و اطلعهم افق الهدی انجماً زهرا موالاتهم فرض علی كل مسلم و حبهم اسنی الذخائر لِلاُخری 20 و ما انا للصحب الكرام بمبغض فانی اری البغضاء فی حقهم (78)

منسوب به امام محمد ابن ادریس الشافعی است كه می‌گفت : یا راكباً قِف بالمحصّب مِن مِنی واهتف بساكن خیفها والناهض سحرا اذا فاض الحجیج الی منی فیضا لملتطم الفرات الفائض ان كان رفضاحب آل محمد فلشهید الثقلان انی رافضی

ابن صباغ مالكی در فصول المهمة ، ص13 می‌گوید : هم العروة الوثقی لمعتصم بها مناقبهم جائت بوحی و انزال مناقب فی شوری و سورة هل اتی و فی سورة الاحزاب یعرفها التالی و هم اهل بیت المصطفی فودادهم علی الناس مفروض یحكم واسجال

نتیجه بحث و رابطه آن با امامت و رهبری امت

در پایان این بحث می‌گوییم كه مصداق ذی القربی در قرآن و اهمیت فوق العاده‌یی كه وحی خدا و رسول آن ، به عنوان اجر رسالت داده است ، مهمتر از آن است كه در دوستی ساده خلاصه شود و یا آن را درباره‌ی مشركان قریش كه نسبت به پیامبر و دین او دشمن و الدخصام بودند ، بدانیم !، و آنهمه احادیث را در تطبیق ذی القربی به اهل بیت آل محمد و عترت معصوم پیامبر ( ص ) و نقش آنان را در پاسداری از دین و سنت صحیح و انتقال آن به امت اسلامی ، نادیده بگیریم و با یك جمله‌ی به مثل سند ضعیف است مثل ، به اسناد ضعیف ! چون سیوطی و ابن كثیر ، آنها رد كنیم و فلسفه‌ی عظیم ارجاع امت اسلام را به آنان پس از پیامبر ( ص ) كم رنگ جلوه دهیم .

تطبیق بر امامان معصوم : منابع موثق علاوه بر تطبیق آیه بر آل محمد و اهل بیت چنان كه گذشت با استناد به روایات صحیح آن را منطبق بر امامان معصوم ( ع ) می‌داند و در تفسیر فرات آمده است كه ابن جبیر می‌گوید : علی بن الحسین ( ع ) كه در پاسخ سئوال از « قل لا اسئلكم علیه اجرا الا المودة فی القربی » ‌فرمود : هی قرابتنا اهل البیت من محمد ( ص ) (79). 21 و هموطی چند روایت از ابن عباس از قول پیامبر ( ص ) نقل می‌كند كه « قالوا یا رسول الله من قرابتك الذین افترض الله علینا مودتهم ؟» قال ( ص ) علی و فاطمه و ولدهما ثلاث مرات و در برخی او ولدها . (80) كافی از عبدالله بن عجلان از ابی جعفر درباره‌ی مقصود آیه‌ی مزبور می‌‌پرسدو امام ( ع ) می‌‌‌فرماید : هًمُ‌الاَئمهُ . آنان امامان معصوم‌اند . (81) در تفسیر قمی نیز از محمد بن مسلم از امام باقر ( ع ) در پاسخ سئوال از الا المودة فی القربی فرمود : یعنی فی اهل (82). یعنی مودت اهل بیت او ( منظور اهل بیت عصمت وطهارت می‌باشد ) كلینی ( ره ) در كافی از امام صادق ( ع ) از ابن عباس و سعید بن جبیر نقل می‌كند كه پس از نزول این آیه از پیامبر ( ص ) پرسیدند كه مودت ذی القربی كه بر ما واجب شده است ، چه كسانی هستند ؟ فرمود : علی و فاطمه و ولداها ، علی و فاطمه و ولداها ، علی و فاطمه و دو پسرانش . ولی طبری همین حدیث را نقل كرده است و به جای ولداها ، كلمه‌ی ولدها یعنی فرزندانش را آورده است . (83) ابن ابی حاتم و ابن عباس در ذیل آیه‌ی « و من یقترف حسنه كه بعد از آن آیه است می‌‌‌‌گوید : منظور از كسب حسنه ، همان مودت آل محمد ( ص ) است . امام حسن ( ع ) در خطابه‌یی به مردم گفت : كه من از اهل بیتی هستم كه خداوند مودت آنان را بر هر مسلمانی واجب ساخته است و آیه‌ی مودت و من یقترف حسنه در مودت ما اهل بیت و اصحاب كساء نازل شده است . (84)

مورد سؤال در قیامت

اهمیت آن به قدری است كه پیامبر آن را اجر رسالت نامید كه خداوند از آن در قیامت سئوال می‌كند . پیامبر اسلام فرمود : ان الله جعل اجری علیكم المودة فی اهل بیتی وانی سائلكم غدا عنهم (85). خداوند مزد رسالتم را بر گردن شما نهاد و آن مودت و دوستی اهل بیتم می‌باشد و به درستی كه فردا ( در روز قیامت ) از آ ‎ ن می‌پرسم . بسیاری از علمای عامه ، آیه « و قفوهم انهم مسؤولون » را درباره‌ی سئوال در روز قیامت از ولایت علی ( ع ) و محبت آن تفسیر كرده‌اند و از گفتار پیامبر بر آن استشهاد نموده‌اند . 22

ابن حجر در الصواعق المحرقه از دیلمی از ابو سعید خدری نقل می‌كند كه پیامبر ( ص ) در ذیل این آیه فرمود : وقفو هم انهم مسئولون عن ولایه علی ( ع ). واحدی ( در اسباب النزول ) می‌گوید منظور از : « وقفوهم انهم مسئولون ، سئوال از ولایت علی و اهل البیت ( ع ) است . چون خداوند او را امر كرده است كه به مردم بشناساند كه مزد و رسالت نمی‌خواهد مگر مودة ذوی القربی را و معنای آیه انهم مسئولون آن است كه از آنان بپرسد آیا حق موالات را آنچنان كه پیامبر سفارش كرد ، انجام داده‌اند یا آن را ضایع كرده‌اند و اهمال (86). با توجه به احادیث یاد شده از منابع موثق شیعه و سنت . و با توجه به تطبیق آن با اهل بیت و آل محمد ( ص ) و عترت پیامبر و عنایتی كه به آیه به عنوان مزد رسالت شده و آیه‌یی كه این محبت و اجر را به نفع امت اسلامی قرار داده نه نفع شخص پیامبر . و تمسك به آنان موجب نجات است بخصوص با توجه به حدیث سفینه ، و حدیث ثقلین ، حقیقت دیگری ترسیم می‌یابد كه رهبری امت و تداوم هدایت پیامبر و پاسداری از سنن و سنت آن حضرت نیز به عهده‌ی اهل بیت اوست و پیروی از آنان موجب نجات و حافظ وحدت و مانع از نفاق و تفرقه است چنان كه در حیث شریف نبوی آمده است كه : النجوم امان لاهل الارض من الغرق و اهل بیتی امان لامتی من الاختلاف فی الدین (87). همان گونه كه ستارگان برای مردم باعث هدایت و مانع گمراهی و غرق شدن می‌باشند‌ ، اهل بیتم نیز مانع اختلاف امتم در دین هستند . دست‌یابی به سنت صحیح بنابر روایات یاد شده و اقوال علمای تفسیر و حدیث از شیعه و اهل سنت ذوی القربی به هر حال منطبق بر اقربای نزدیك پیامبر است خواه به طور خاص یا به معنای عام و حتی اگر منظور از آن فامیل نسبی پیامبر و قریش یا امت اسلامی گرفته شود ، باز آل محمد یا اهل بیت نبی ( ص ) و عترت پیامبر و در واقع علی و فاطمه و حسن و حسین مصداق روشن و نزدیكتر ذی القربی و آل محمد ( ص ) می‌باشند چنانكه فخر (88). و دیگران گفته‌اند كه اگر آل محمد را همان فامیل نسبی یا امت اسلامی و امت محمد ( ص ) بدانیم اهل بیت 23 محمد ( ص ) و آل محمد یعنی علی و فاطمه و حسن و حسین بدون تردید داخل در مفهوم آل پیامبر هستند و شمول آیه بر آنان قطعی و مورد اتفاق است ولی شمول آن بر دیگران محل خلاف است . بنابراین علی و فاطمه و فرزندان معصوم آنان از ذی القربی هستند و اكرام و محبت و مودت آنان بر همه مردم لازم است همچنین ، مفهوم خاص آیه نیز نه تنها مصداق آن را اهل بیت پیامبر و علی و فاطمه و حسن و حسین می‌داند ، بلكه آن را تفسیر به ائمه معصومین ، كرده است . از طرف دیگر اهل بیت پیامبر ( ص ) بر اساس آیه‌ی تطهیر و اولواالامر چون از قداست و عصمت خاصی برخوردارند و از پلیدی و آلودگی‌ها بدورند (89)پیامبر در توصیه‌ی ویژه‌اش در حدیث ثقلین عترت و اهل بیت را تالی تلو قرآن و یكی از دو مرجع اخذ احكام و شریعت برای امت اسلامی قرار داده و تمسك به قرآن و عترت را عامل نجات امت از ضلالت و گمراهی دانسته (90). بنابراین دست یابی به معارف اسلامی و احكام و شریعت و سنت پیامبر ( ص ) بعد از قرآن ، عترت و اهل بیت پیامبر ( ص ) و ذوی القربی می‌باشند و این تنها راه یا یكی از راههای مطمئن و صحیح دست‌یابی به سنت پیامبر ( ص ) و به فرض اگر از صحابه و دیگران مقدم نباشد ، كمتر نیست زیرا برخی از آنان از صحابه و تابعین نیز هستند . هر چند دست یابی به سنت از طریق صحابه و تابعین و ناقلان صحیح و مورد وثوق نیز بدون اشكال است زیرا سنت عبارت است از قول یا فعل یا عمل یا تقریر پیامبر و معصوم … و این معمولا به صورت نقل سینه به سینه یا شفوی در آغاز و سپس بعد از حدود یك قرن به تدریج به صورت نوشته و كتابت در (91). بنابراین از مآخذ و منابع مهم اخذ احكام ، تنها قرآن به همان صورت مكتوب از اول موجود بوده است و می‌دانیم كه آیات الاحكام در قرآن نیز محدود است پس بقیه احكام و معارف باید از سیره و سنت پیامبر گرفته شود . ناقلان این سنت یا از صحابه و نسل اول زمان پیامبر یا تابعان می‌باشند . در میان صحابه علی بن ابیطالب یكی از برجسته‌ترین چهره‌های صحابه در میان فِرَق كه به فضل و علم او همگی اعتراف دارند و او را باب علم النبی (92). و از پیامبر تعبیر « اقضاكم علی » و افضلكم نقل شده است همان گونه كه از امهات مومنین مخصوصا عایشه روایات در صحاح آمده است ، فاطمه ( س ) مصداق ذی القربی به عنوان زنی كه تمام عمرش را با پیامبر ( ص ) و علی ( ع ) سركرده از سنت و سیره پیامبر اگر آگاهی 24 بیشتری نداشته باشد مسلما از دیگران ناآگاه تر نیست پس علی و فاطمه به عنوان دو تن از بهترین ناقلان سنت – آنهم با سوابقی كه در قرآن از آنان به یاد مانده است – محسوب می‌شوند . حسن و حسین ( ع ) و سایر فرزندانشان از ائمه معصومین نیز به عنوان ناقلان سنت صحیح پیامبر ( ص ) می‌توانند پل ارتباطی بین نسلهای بعدی امت اسلامی با سیره و سنت صحیح پیامبر باشند در حالی که از صداقت و وثاقت و تقوا و عدالت ویژه برخوردارند و ما طبق قرآن وحدیث ، به عصمت آنان معتقدیم .

با توجه به این مطالب ، شیعه ، ذی القربی و اهل بیت ( ع ) را نزدیکترین افراد به پیامبر ( ص ) و ادری بما فی البیت می‌داند و معتقد است كه آنان سنت پیامبر را بهتر می‌شناسد و یكی از بهترین راه انتقال سنت صحیح پیامبر ( ص ) به امت اسلامی می‌باشند بخصوص در فاصله طولانی كه با منع تدوین حدیث سنت نوشته نمی‌شد ، بهتر از دیگران یا همانند یك صحابی و تابعی مورد وثوق و اعتماد می‌توانند سنت پیامبر و سیره عملی آن حضرت را به نسلهای بعدی منتقل سازند . به همین جهت و با توجه به توصیه‌های قرآن و ارجاع امت اسلامی توسط پیامبر ( ص ) به عترت و اهل بیت و عامل نجات خواندن آنان ، شیعه از آنان همانند بسیاری از صحابه موثق اخذ سنت می‌كند . البته با حفظ ضوابط ویژه‌یی كه در كتب روائی و جوامع حدیثی و رجال و درایه الحدیث موجود است . علمای شیعه احادیث را در مراتب خاصی طبقه‌بندی و با معیارهای ویژه‌یی جرح و تعدیل می‌كنند و حدیث صحیح و غیر صحیح را مشخص (93)… . از آنجایی كه شیعه آنان را معصوم و بدور از گناه و كذب ، می‌داند و نظر و اقوال آنان بر گرفته از سنت و اقوال پیامبر ، اقوال آنان را معتبر دانسته و سنت می‌داند . یعنی در كنار سنت پیامبر ( ص ) سنت ائمه معصومین و در كنار اقوال نبی ، اقوال ائمه را نیز با ضوابطی معتبر می‌داند و برای آنها اعتبار خاصی قائل است پس سنت در میان شیعه مفهوم گسترده‌تری پیدا می‌كند . بهمین جهت مرحوم مفید متوفای 413 ه در كتاب تذكره اصول الفقه می‌گوید : ادله الاحكام ثلاثه الكتاب و السنه و اقوال (94).

امتیاز و اعتبار اقوال ائمه را می‌توان به اجمال چنین شمرد : 1 - نسل اول امامان شیعه هم مصداق اهل بیت آل محمد ذی القربی و عترت پیامبر هستند و مورد قبول همه‌ی فرق می‌باشند . 25

2 - نسل اول امامان شیعه ، پیامبر را درك و از او اخذ علم و دانش و حدیث نموده‌اند و پیامبر علی را باب علم النبی خوانده است .

3 - آنان بطور مسلم یكی از صحابه عدول و مورد اعتماد هستند و بقیه امامان نیز از زبان انان و از زبان پیامبر و وحی معرفی شده‌اند .

4 - امام در نزد شیعه از خطا و كذب معصوم است و این عصمت را با دلائل محكم و قوی اثبات می‌كند .

5- اطاعت آنان به عنوان اولوالامر ، در كنار اطاعت خدا و رسول ، واجب و به عنوان مزد رسالت لازم و امر الزامی مطالبه شده است .

پانوشت‌ها : پاورقی

1- – سوره روم، آیۀ 38 و اسراء آیۀ 26 و توبه آیۀ 113و نور آیۀ 22 و بقره آیۀ 83 و177 و فاطر آیۀ 18 و نساء آیۀ 8 و 36 و انفال آیۀ 41 و حشر آیۀ 7.

 2- – ابن منظور مصری، لسان العرب ص262 و 256- راغب در المفردات فی غریب القرآن ص398.اول صفحه

3- – زمخشری ، الكشاف، ج4، ص221و220.

4- – ابوالحسن احمد بن فارس بن زكریا در مقاییس اللغه، ج 5 ص 80 و منابع لغتی دیگر. 

5- – تحفه احوذی در شرح سنن ترمذی ج9، ص127.

6- – سوره‌های شعراء: آیات 145 و 127 و 109 و نیز آیات 180 و 164 و سوره نساء آیۀ 47.اول صفحه

7- – سوره یوسف آیۀ 104.

8- – سوره‌های ص،آیۀ 84 و انعام،آیۀ 90 و فرقان،آیۀ75.

9- – سوره سبا،آیۀ47.

10- – سوره شوری،آیۀ 23.

11- –احوذی در شرح سنن ترمذی ( ده جلدی، ج9، ص 127).

12- – ابن كثیر در تفسیر القرآن العظیم، ج4 ، ص100.

13- – جلال الدین سیوطی در الدر المنثور.

14- – جلال الدین سیوطی در الدر المنثور

15- – زمخشری ، در تفسیر الكشاف، ج3، ص 468.

16- – طبری در ج25 تفسیر ص 26 و 17.

17- – سوره دخان، آیۀ 14 و قالوا معلم مجنون و سوره الذاریات ، آیۀ 39 و قال ساحر او مجنون و سوره قلم آیۀ 51 و یقولون انه لمجنونا

18- – سوره صف، آیۀ 6 سوره قمر آیۀ 2 ، و ان یروا آیۀ یقولوا سحر مستمر و سوره شعرا، آیۀ 34 و سوره ص آیۀ 4 ساحر كذب.

19- – تاریخ طبری ، ج2 ، ص 337 و تحقیق ابوالفضل مجمع البیان ،ج10 ، ص553 ذیل سوره كافرون.

20- – تاریخ طبری، ج 2 ، ص 323و 324 چاپ بیروت تحقیق ابوالفضل…..

21- – تاریخ طبری، ج2، ص 324.

22- – مدرك قبل.

23- –سوره توبه، مضمون آیۀ 24 و آیۀ 23توبه.

24- – سوره توبه، آیۀ 24 و آیۀ 23.

25- – سوره شوری، آیۀ 24.

26- – طبرسی ، در ذیل آیۀ 10-9 ص

27- – سوره حشر ، آیۀ 9 الذین تبوّوا الدار و الایمان من قبلهم یحبون من هاجر الیهم ولا یجدون فی صدورهم حاجة مما اوتوا و یؤثرون علی انفسهم و لو كان بهم خصاصه.

28- – شاعر عرب می‌گوید: انما امهات الناس اوعیه مستودعات و للانساب و آباز شعر دیگری كه پسران ما، فرزندان پسر ما هستند ولی فرزندان دخترانمان، پسران بیگانه و دور از نسب ما می‌باشند

29- – برای اطلاع بیشتر به المعجم المفهرس لا لفاظ حدیث النبوی و الغدیر ج2، ص 307 و….و احقاق الحق ج 3 و 9 و 14 و 18 و22 مراجعه شود.

30- – طبری در تفسیرش ، ج25 ص 151و14.

31- – معجم الكبیر ترجمه امام حسن به نقل احقاق الحق ج 3 ، ص 4.

32- – مستدرك حاكم ، ج 3 ، ص 127.

33- – سیوطی و جلال الدین عبد الرحمن ج6 ، ص 5.

34- – ابن كثیر در تفسیرش ج4، ص 102-100.

  36- – آلوسی در تفسیر روح المعانی ج4 ، ص 176

37- – زمخشری در كشاف ج3 ، 468.

38- – بیضاوی در انوار التنزیل ، ج 2 ، ص 375 مناقب شیروانی ، ص 81.

39- – ابن حجر هیثمی الصواعق المحرقه ص 164.

40- – تفسیر قرطبی ج 8 ، به نقل از احقاق الحق ج 3 ، ص 2.

41 – مناقب ابن مغازی و الغدیر ج2، ص 307 از عربی.

42- – علامه طباطبائی محمد حسین در تفسیر المیزان ج 18، ص 53 ، چاپ تهران، اسلامیه سال 1390ه .

43- – همان مدرك.اول صفحه44- – الدر المنثور ، ج6، ص 607.

 – سیوطی حافظ جلال الدین عبد الرحمن در تفسیر الدر المنثور ج 6، چاپ مكتبه شعبیه بیروت .

46- – همان مدرك.

47- - همان مدرك.

48- - همان مدرك.

49- - همان مدرك.

50- - همان مدرك.

51- - همان مدرك.

52- –سیوطی ، جلال الدین در الدر المنثور ج6 ، ص 6 و 7 چاپ مكتبة شعبيه بیروت، طباطبائی در المیزان ج 18 ، ص 53 چاپ اسلامیه تهران سال 1390ه.

53- – ابن عربی ، در تفسیرش كه منسوب به اوست

54- - ابن عربی ، در تفسیرش.

55- –سید قطب فی طلال القرآن.

56- – ابن كثیر در تفسیر القرآن العظیم ، ج 4 ، ص 101.

57- – همان مدرك، ص102.اول صفحه58- - همان مدرك، ص102.

59- –تفسیر فخر رازی ، ج2 ، ص 165-166.

60- – همان مدرك ج2، ص 166.

61- –ابن حجر هیثمی، الصواعق المحرقه، ص 136، 101 و سمهودی در جواهر العقدین، طبرسی در مجمع البیان، ج 7 ، ص-29 و 28علامه امینی ، در الغدیر، ج2 ، ص 308 و علامه طباطبائی در المیزان ، ج8 ، ص 53.

62- –همان مدرك پیشینسوره‌های از 40 تا 46 قرآن با حم= با حامیم شروع شده است در روایات و سخنان مفسران به سوره‌های آل حامیم = آل حم معروف است.

63- – همان مدرك پیشین.اول صفحه64- – كلینی در كافی ، 5.

65- – مجمع البیان ، ج7 ، ص 29-28 ، چاپ رحلی ده جلدی،تهران 1390 ه ق.

66- – محی الدین عربی ، متوفای 638 ه در تفسیر القرآن ، ج2 ،ص 432 تا 434 چاپ دارالیقظة العربیة ابن تفسیر منسوب به اوست.

67- –همان مدرك.

68- - همان مدرك.

69- - همان مدرك.

70- –از كتاب اعتقادات صدوق به نقل از تصحیح الاعتقاد شیخ مفید.

71- –ابن عربی نیز آن را مستثنای منقطع دانسته است.

72- –مفید محمد بن نعمان العكبری در تصحیح الاعتقاد … مقالات و رسالات شماره 36 نشر كنگره مفید، 1372 ه.ش ، قم مقاله صائب عبد الحمید.

73- –سیوطی ، در الدر المنثور ، ج 6 ، ص 7 ابن كثیر در تفسیرش نیز آن را آورده است.

74- –طبرسی، در مجمع البیان ، ج 7 ، چاپ اسلامیه ، 1374 ه.ق ، ص 29-28.

75- – كنجی شافعی در كفایة الطالب و ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه ، ج 2 ، ص 431.

76- –ابن حجر هیثمی در الصواعق المحرقه ، ص 101 و المناقب شروانی ، ص 82 و ابن ابی الحدید ، و الغدیر، ج2، ص 311.

77- – مدرك قبل

78- – علامه امینی در الغدیر، ج 2 ، ص 311 و اللؤلؤ البیضاء فی مناقب فاطمة الزهرا تالیف طالب خراسان ، ص 212 انتشارات انوار الهدی قم.

فرات بن ابراهیم كوفی در تفسیرش ص 392 تحقیق محمد كاظم.

80- –همان مدرك ، ص 391 399.

81- – كلینی ، محمد بن یعقوب در كافی.

82- – علی ابن ابراهیم قمی در تفسیر ذیل آیۀ به نقل از المیزان ، ج 18 ، ص 53.

83- – الیمزان، ج 18 ، ص 53 و سیوطی در ج 7 ، ص7

84- – طبرسی در مجمع البیان، ج 7 ، چاپ رحلی اسلامیه تهران ، 1374 هص 29-28 و نیز سیوطی در الدر المنثور ، ج 6 ص 7 و برسوئی ، اسماعیل حقی در روح البیان، ج 8 ص 312 و 313

85- – طبری، محب الدین در الذخائر العقبی ، ص 25ابن حجر هیثمی در الصواعق المحرقه ص 102-136.

86- – الصواعق المحرقه ، ص 89، الغدیر، ج 2 ،ص 210.

87- – حاكم نیشابوری ، ج 3 ، مستدرك ص 149 از ابن عباس نقل می‌كند و می‌گوید هذا حدیث صحیح الاسناد.

88- – فخر رازی ، در ج 27 ذیل آیۀ

89- –آیۀ تطهیر سوره احزاب ، 33.

90- –رك به حدیث ثقلین.

91- –رك به تذكرة الحفاظجامع البیان العلم و السنه قبل التدوین از محمد عجاج الخطیب، اضواء علی السنة المحمدیة ، از محمود ابوریه و تاریخ تحلیلى و سیاسی اسلام به قلم نگارندهص 49 به بعد…چاپ دفتر نشر فرهنگ اسلامی.

92- – مدرك قبل.

93- –رك به كتب علم الحدیث در آیۀ مثل تذكره اصول الفقه و جیزة شیخ بهائی و اصول الفقه تالیف مظفر.

94- – تذكرة اصول الفقه مفید ج 9 ، از مصنفات مفید چاپ در كنگره مفید، قم ص 28 كنز الفوائد ابوالفتح كراجكی لاصول الفقه تالیف مظفر طبع دوم چاپ نجف ، ج 2 ، ص 61.


فهرست منابع القرآن الكریم. المفردات فی غریب القرآن – راغب اصفهانی. السان العرب- ابن منظور مصری. تفسیر الكشاف – زمخشری. مقاییس اللغة – ابو الحسن احمد بن فارس بن زكریا. تحفة احوذی در سیره و سنن ترمذی ده جلدی موجود در مكتبه آیت اله مرعشی. مجمع البیان- طبرسی تفسیر الكبیره- فخر رازی- دارالحیاء عربی بیروت لبنان تفسیر القرآن العظیم- ابن كثیر 10- تفسیر القرآن- منسوب به محی الدین عربی چاپ دارالیقظه العربیه 11-كافی- محمد بن یعقوب كلینی 12- الجامع الصحیح- (ترمذی) 13- مستدرك- حاكم نیشابوری 3 جلدی قطع رحلی 14- الدرالمنثور- جلال الدین سیوطی چاپ مكتبه شعیه بیروت لبنان 15- ذخائر العقبی- محب الدین طبری احمد بن عبدالله 16- الصواعق المحرقه- ابن حجر هیثمی 17- مقتل خوارزمی- موفق بن احمد مكی اخطب خوارزمی 18- مناقب علی بن ابیطالب- شروانی چاپ جامعه مدرسین قم سال 1373 شمسی انوارالتنزیل- بیضاوی تفسیرالمیزان- نسفی الغدیر- علامه امینی احقاق الحق- علامه شهید شوشتری قاضی نورالله مكتبه آیت الله مرعشی تفسیر فرات- فرات ابی ابراهیم كوفی تفسیر طبری- محمد بن جریر طبری تفسیر الجامع لاحكام القرآن- قرطبیابو عبدالله محمد بن احمد انصاری چاپ دارالفكر تاریخ طبری- محمد بن جریر طبری مناقب ابن مغازلی الاعتقادات- شیخ مفید محمد بن نعمان عكبری تصحیح الاعتقاد مقالات كنگره مفید- مقاله شماره 36 ( صائب عبد الحمید ) تاریخ تحلیلی و سیاسی اسلام- علی اكبر حسنی چاپ انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامیتهران 1373 تفسیر روح المعانی- آلوسی تفسیر روح البیان- كفایة الطالب فی مناقب علی ابن ابیطالبابو عبدالله محمد بن یوسف بن القرشی كنجی شافعی متوفای658ه چاپ نجف 1351ه اللؤلؤ البیضاء فی مناقب فاطمه الزهرا طالب خرسان انتشارات انوار الهدی قم اضوا علی سنته المحمدیه محمود ابوریه السنته قبل التدوین محمد عجاج الخطیب جامع البیان العلم قرطبی تذكره الحفاظ ذهبی اعیان الشعیه السید محسن امین جبل عاملی دار التعارف للمطبوعات بیروت چاپ رحلی 11 جلدی المعجم المفهرس لالفاظ حدیث النبوی 7 جلدی رحلی بزرگ